|
|
|
|
|
مكان: اول زيرگذر منصور (1) تا پاي صحبت از «فرهنگ» پيش ميآيد همه ما خطبهها و دردنامهها از كمبود فرهنگ و آموزش و... ميسرائيم غافل از اين كه در كنار اين نقصان فرهنگي، كمي تا قسمتي هم «تنبل» و بيمبالات تشريف داريم! نگاهي به عكس بيندازيد تا خيلي چيزها دستگيرتان شود. البته اين تنها مشتي است نمونه خروار. (2) تبريز به شهر زيرگذرها و روگذرها معروف است. مديران گذشته و حال شهري، چه خوب و چه بد، پديدههايي را در شهر ما به وجود آوردهاند تا درمان ترافيك شهري باشند اما اگر نخواهيم مقررات مربوط به اين پديدههاي نوظهور را رعايت كنيم ممكن است محصول تلخ حادثه را برداشت كنيم. (3) توقف تاكسي، اتوبوس، مينيبوس و مسافركش شخصي در ابتداي يك زيرگذر كه خودروها با سرعت تمام از دو طرف گذرگاه (هم زيرگذر و هم خيابان مجاور) عبور ميكنند تا مسافري را سوار يا پياده كنند و انتظار شهروندان براي سوار شدن به تاكسي و... در اين نقطه، همان اندازه خطر دارد كه فردي بخواهد در يك اتوبوس پرتردد، از عرض خيابان عبور كند. اگر اندكي به خود زحمت دهيم و تنبلي و بيمبالاتي را كنار بگذاريم و چند متر بالاتر و نرسيده به زيرگذر سوار خودروها شويم هم مقررات شهري را رعايت كردهايم و هم اين كه از ترافيك شهري كاستهايم. تنبلي نكنيم، به سلامتي و به قوانين شهري احترام بگذاريم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 13:15 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
رئيس تلويزيون محلي تبريز شايد بتواند در جلسه صميمانه خبرنگاران با استاندار آذربايجانشرقي به تشريح عملكرد سازمان مربوطهي خود بپردازد (كه اصلاً محلي از اعراب نداشت!) ولي هرگز نميتواند پخش يك برنامهي به ظاهر مذهبي و در باطن، عوامفريبانه را آن هم در ايام شهادت مولاي متقيان توجيه كند! آرزو ميكنم كه عصر روز 21 رمضان شما بيننده شبكه محلي نبوده باشيد. چرا كه يك برنامه سخنراني از اين تلويزيون پخش شد كه بار ديگر بر مظلوميت مولاعلي گريستيم! ناطقي كه مثلاً قصد داشت در مناقب حضرتعلي سخن بگويد، به خيال خويش به دامن اعداد پناه برده و با كنار هم چيدن آن اعداد سعي داشت چهرهاي آنچناني و خداي ناكرده ماوراءالطبيعي به امام اول شيعيان بدهد. در حالي كه همه ما ميدانيم حضرتعلي(ع) بيش از هر چيز انساني بوده شبيه من و شما! آن سخنران محترم چنين ادعا ميكرد كه: تولد حضرتعلي در ماه هفتم هجري قمري صورت گرفته و شهادتش در ماه نهم قمري، و اگر اين دو عدد 7 و 9 را در هم ضرب كنيم عدد 63 به دست ميآيد كه سن امامعلي و پيامبراسلام را نشان ميدهد! واقعاً بر مظلوميت علي(ع) كه چنين از سوي رسانه ملي! مورد تاخت و تاز قرار ميگيرد بايد نالهها سر داد. حرفهايي كه شايد يك هزار سال قبل خريدار داشته باشد اما ديگر در عصر ارتباطات و اطلاعات، ديگر اين حرفها، جز مشتي خرافه بيش نيست. حتي اگر حرفهاي آن ناطق محترم بر بالاي منبر، كه براي عدهي قليلي صورت گرفته قابل تحمل باشد اما ديگر قابل توجيه نيست كه از رسانه ملي و محلي و به قول خودشان با آن وسعت مخاطبان پخش شود. اگر قرار بر بازي با اعداد است ما هم يك تحليل ارايه ميدهيم. كشور ما تقريباً 8 كانال تلويزيوني دارد و شبكه محلي ما، شبكه پنج است. اگر اين دو عدد 5 و 8 را با هم جمع كنيم ميشود 13 كه در فرهنگ ما ايرانيان، عدد نعسي است!! آيا اين طرز نگاه سيماي محلي، به موضوع تشيع و مظلوميت و شهادت حضرتعلي، به تمسخر گرفتن فهم و شعور مردم خداجوي، علوي و ولايتمدار آذربايجان نيست؟! آيا اين نوع برنامهها، مخاطبان را ظاهربين و سادهانديش بار نميآورد؟ اگر برنامهاي براي پخش نداريد لااقل سيم آنتن را بيندازيد به شبكه پنج سراسري تا شاهد اين گونه حرفهاي سخيف و دور از شأن نباشيم. هر چند كه نبايد از پخش برنامه مداحي زيبا و شورانگيز مربوط به شهرستان سراب در ظهر همان روز چشم پوشيد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 13:12 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
امسال تابستان كه شروع شد دلمان هُري ريخت كه نكند امسال هم با تركيدگي و قطع آب و اين جور حرفها روبرو شويم. خدا را شكر، مرداد و شهريور سپري شد و تابستان هم به خير و خوشي به پايان رسيد ولي لوله نتركيد. اما از آنجايي كه ما يك عادت ويژه داريم و آن اين است كه چون به چيزي عادت كرديم نميتوانيم تركش كنيم بنابراين، سازمان آب منطقهاي عنايت ويژه كردند و نگذاشتند كه بيش از اين در انتظار بمانيم و بالاخره ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كار شدند و تركيدن خط لوله را امسال هم تحقق بخشيدند تا مبادا ما آذربايجانيها، ترك عادت كرده و رياضت نكشيده زمستان را درك كنيم! بالاخره سه روز كمبود و قطعي آب در خيلي از مناطق تبريز مشهود شد تا ما بيشتر از اينها قدر «آب» و به ويژه «سازمان آب» را بدانيم و براي سلامتي آنها دعاگو باشيم. آن مثل را شنيدهايد كه: روزي مردي زنگ زد به سازمان هواشناسي و گفت: آقا از شما خيلي تشكر ميكنم. چون هواي امروز خيلي آفتابي و خوب بود! بنابراين از زحمات شما بسيار تشكر ميكنيم! ما هم از سازمان آب منطقهاي تشكر ميكنيم. امسال كه نسبتاً به خير گذشت. تا سال آينده و تركيدگي ديگر و قطعي بهتر! خدانگهدار! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 13:11 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
شما چه نمرهاي ميدهيد؟!
در اين جلسه خبرنگار پيامآذربايجان، موضوع ارزيابي عملكرد يك سالهي استاندار را مطرح كرد و خطاب به استاندار آذربايجانشرقي گفت: تقريباً يك سال از حضور شما در استان ميگذرد. انتظارات رسانههاي جمعي و به ويژه مطبوعات محلي و حتي برخي محافل از تيم مديريتي استان در طول يك سال گذشته برآورده نشده است. حتي ما انتظار داشتيم رئيس جمهور بعد از يك سال، كه وعدهي تجديدنظر در برخي مديريتها را به لحاظ ضعف عملكرد يك ساله داده بودند در تيم مديريتي استان نيز تغييراتي را شاهد باشيم. اما نام شما در آن ليست نبود! با اين حال شما خودتان به عملكرد يك سالهي خود و تيم مديريتيتان در طول يك سال گذشته چه نمرهاي ميدهيد؟! «نمره به عملكرد استاندار» به موضوع بحث و چالش جلسه تبديل شد تا در فرصت محدود چند تن از خبرنگاران، ديدگاههاي انتقادي خود را نسبت به عملكرد استاندار و تيم مديريتي استان اعلام كنند. حرفهاي استاندار هم شنيدني بود. محور صحبتهاي عاليترين نماينده دولت نهم در استان آذربايجانشرقي هر چند مدح و تمجيد عملكرد مطبوعات محلي بود اما در لابلاي حرفهاي وي ميشد موضوعات بسياري را بيرون كشيد. انتقاد او از برخي مطبوعات و حتي مديريت برخي دستگاهها، نمايندگان مجلس و فعالان سياسي هم جالب بود. *** محمد معمارزاده با بيان اين كه ارزيابي مثبتي از عملكرد مطبوعات محلي دارم گفت: كمتر ديدم كه مطبوعات محلي، غيرمنصفانه نقد كنند مطبوعات محلي منصفانهتر از روزنامههاي ملي و سراسري قلم ميزنند. وي گفت: نفع مطبوعات محلي به مسئولان بيشتر از نفع آنها به مردم است. آنها زواياي كوري را كه مسئولان هنگام كار و خدمت نميبينند روشن ميكنند. وي تصريح كرد: حتي براي برخي نقدها و مطالب تند، به خودم اجازه ندادم كه پاسخ دهم چرا كه فكر كردم پاسخ به اين نقدهاي گاه غيرمنصفانه شائبه تهديدكننده بودن را به اذهان متبادر سازد. معمارزاده گفت: اگر نقادي نباشد جامعه مرده است و اين با حكمت نظام ما در تضاد است. بايد در برابر مردم پاسخگو باشيم. اين يك اصل است. ما هم در كسوت مسئوليت، ادعاي عصمت نداريم. استاندار آذربايجانشرقي با بيان اين كه از ميان قواي سهگانه، آن كه بيشتر در معرض انتقاد همه قرار دارد قوه اجرايي است پرسيد: ما كي از قوه قانونگذاري كشور انتقاد كرديم؟ كي از نمايندگان مجلس مؤاخذه كرديم؟ كي رفتيم به طرف سيستم قضايي؟! همه مردم از قبل از تولد تا بعد از مرگ هم سر و كارش با سيستم اجرايي كشور است. استاندار آذربايجانشرقي در پاسخ به سئوال خبرنگار پيامآذربايجان مبني بر اين كه آيا تيمهاي بازرسي و تحقيق و ارزيابي رئيس جمهور، عملكرد استانداري را در طول يك سال گذشته مورد بررسي قرار دادهاند يا خير گفت: سيستمهاي نظراتي بسياري عملكرد ما را زير نظر دارند. از بيت مقام معظم رهبري گرفته تا وزارت اطلاعات، ديوان محاسبات و سازمان بازرسي، كه ما پاسخگوي همه هستيم. تا حالا هم 4 گروه تحقيق و تفحص آمدند و بررسي كردند. ما لب صندلي نشستيم و به اين صندليها، تكيه هم نداديم ولي تا زماني كه اينجا هستيم ذرهاي عقبنشيني نخواهيم كرد. معمارزاده در ادامه به دفاع از عملكرد مديران دستگاههاي اجرايي پرداخت و با درخواست از خبرنگاران براي رعايت تقواي قلم گفت: اكنون مُد شده، كسي كه ميخواهد وجاهتي براي خودش كسب كند به مردم وعده ميدهد و سيستم اجرايي را تخريب ميكند. چه اشكالي دارد يك بار هم مسئولاني را كه 28 سال كشور را اداره كرده و ساختند تجليل شوند؟! چرا وقتي نمره مسئولي 18 است، فقط آن دو نمره كسري را ميبينيم و به نقد ميكشيم؟! وي اين نحوهي برخورد با عملكرد مديران را باعث انفعال و بيانگيزگي مديران دانست و خطاب به خبرنگاران گفت: بگذاريد كمي هم كام مردم شيرين شود. خواهش ميكنم از بين 60- 50 مدير استان به مسئولي كه در طي 4- 3 سال مسئوليتش كار مثبتي كرده دست مريزادي بگوييد. استاندار گفت: ما به مديران قبل فوقالعاده احترام قائليم. آنها هم زحمت كشيدند. ما نميگوييم كه آمدهايم تا تخم دو زرده بگذاريم اما براي خدمت صادقانه به مردم تلاش ميكنيم. وي با انتقاد از برخي افراد و گروههاي سياسي گفت: عدهاي از برخي موضوعات براي آينده سياسي خودشان بهرهبرداري ميكنند. هر اتفاقي ميافتد مصادرهي سياسي ميشود. موضوعي طرح ميشود. يكي نقد ميكند، يكي حمايت ميكند و فضا به گونهاي ميشود كه بالاخره اصل موضوع فراموش ميشود اگر فردي با معاونين من مشكل دارد چرا كام مردم را تلخ ميكند؟! وي افزود: اتوباني كه 210 ميليارد تومان هزينه در بر داشته و 65 درصد آن در طي 11 سال گذشته كار شده بود تنها در طي 6- 5 ماه گذشته 35 درصد پيشرفت داشته است چرا عدهاي مصادره به نفع ميكنند؟! معمارزاده در پايان گفت: ما از هيچ نقد منصفانه و بدون خط گرفتن از باند و حزب هراسي نداريم اما از تخريبها گله داريم. كسي كه ميخواهد خودش را مطرح كند و ميخواهد نظرش را به مردم تحميل كند چرا ديگران و خدمتگزاران نظام را تخريب ميكند؟! پيامآذربايجان: بررسي عملكرد گذشته يك مدير يا اداره و دستگاه، ميتواند از ميان انبوهي حرف و حديث و گفتني و ناگفتي، معبري براي قضاوت منصفانه و رفع ضعفها و تقويت نقاط قوت بازگشايد. پيامآذربايجان آمادگي خود را براي انعكاس نظرات و انتقادات كليه شهروندان، كارشناسان كه در فضايي عاري از حب و بغض و بدون دخالت سليقه و نظر شخصي يا گروهي و حزبي تنظيم و نگارش شده اعلام مينمايد اكنون كه آقاي استاندار خود طالب نقد عملكرد خود و تيم همراه خويش است چه خوب است كه فرصت را مغتنم شمرده و فضاي جديد همكاري و تعامل سهجانبه «مديريت، مطبوعات و مردم» را تجربه كنيم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 13:8 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
«سرقت از آثار باستاني به نصف كاهش يافته است!» معني اين جمله اين است كه اگر حضرت ايشان نبودند، دو برابر وضعيت فعلي شاهد هجمه به آثار تاريخي و سرقت آنها بوديم. چند روز پيش در خبرها آمده بود كه سر در تاريخي مسجد سفيد مراغه به سرقت رفت. يعني اينكه اگرچند سال پيش بود، ممكن بود خود مسجد را هم بدزدند. پس خوشحال باشيد كه فقط سردر مسجد را دزديدند! و يا اينكه چندي پيش قضيه لوحهاي دوره هخامشي در امريكا و عدم تمكين اين كشور براي باز پس دادن آنها به سوژه روز مطبوعات تبديل شده بود. از آنجائي كه سرقت آثارتاريخي بنابه گفته آقاي مشايي به نصف تقليل يافته، اگر بر فرض محال به سالهاي قبل باز ميگشتيم ممكن بود «لوحهاي تاريخي» سهل است كه خود سلسلهي هخامنشيان و تخت جمشيد وپاسارگارد را هم به كل از بيخ و بن بدزدند. مثلاً ممكن بود به جاي اينكه بگويند «كريستف كلمب» كاشف امريكا در قرن 16 بعد از ميلاد، ميگفتند «داريوش كلمب» كاشف امريكا در قرن سوم قبل از ميلاد! پس برويد شكركنيد كه اين سرقتها را ما به نصف تقليل دادهايم!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 9:38 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
زمان: پنجم مهرماه 85 – ساعت 18 مكان:خيابان عباسي قديمي بودن، فرسوده بودن و مهمتر از همه راكد ماندن طرحهاي ساماندهي و نوسازي بافتهاي فرسودهي شهر تبريز، از جمله دغدغههاي اصلي مديران شهر وشهرداري و حتي شهروندان دلسوز اين شهراست. بافتهاي قديمي اين شهر چنان درهم تنيده شدهاند كه امكان هر نوع قدرت مانور و ابتكار و خلاقيت واجراي يك طرح ضربتي را ميگيرد. طرحهاي ساماندهي و نوسازي در حال اجرا نيز، اندك اندك به عمر نوح طعنه ميزنند! اينجا يكي از محلات قديمي و اصيل است. تبريز چنين وضعيتي تنها در محدوده شهرداري منطقه يك حاكم نيست. در گوشه وكنارشهر، چنين محلاتي فراوانند. شهرداري از سالها پيش طرح تعريض اين كوچه و نوسازي آن را آغاز كرده اما نيمه كاره رها شده است. البته اين نيمه كاره ماندن طرح، خود براي كودكان و نوجوانان، نعمتي ناخواسته به ارمغان آورده است.چون ديگر مجبور نيستند در بازي فوتبال محلهشان، تير دروازه كار بگذارند. براي اينكه تيرهاي برق وسط كوچه، اين وظيفه را به نحو احسن براي آنها انجام مي دهند! عبور خودروها از اين كوچه پر از دستانداز، مهارت زيادي ميخواهد مثل حركت مارپيچ است و طبعاً ردكردن اين تيرهاي چراغ برق، از اسكي كوهستاني هم سختتراست. نميخواهيم كسي يا ادارهاي را مقصر كنيم. چون به هر حال هر يك از اين ادارات و دستگاهها توجيهها و شايد هم دلايل متقن و قابل قبولي دارند. بالاخره بعضي از صاحبان املاك واقع در اين محله، به عقبكشي ملك خود رضايت نميدهند، اداره برق منتظر صاحبان املاك است تا تيرهاي برق را در يك رديف كاربگذارد و شهرداري منتظر اين دو است تا نسبت به آسفالت و لكهگيري محله اقدام كند. يك تسلسل بيهدف وزمانبر! اي كاش همه ما كمي از توقعات و انتظاراتمان به خاطر حرمت و آبرو وآينده شهرمان بكاهيم. اين بهتر است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 9:36 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر تا چندي به پيش از ما مي پرسيدند كه بين سازمان بازرگاني و سازمان صدا و سيما چه رابطه اي و نسبتي مي تواند وجود داشته باشد، بي درنگ مي گفتيم هيچ رابطه اي. آن يكي مدام به دنبال اقتصاد است و بازار و تجارت و اين يكي به دنبال فرهنگ سازي و هنر و خلاقيت و ذوق و...! اما با مشاهده خبري در رابطه با بازديد مشترك مديركل صدا و سيماي استان و رئيس سازمان بازرگاني استان از واحدهاي صنفي توزيع كننده ي كالا، همه ي رشتههايمان پنبه شد و نقشههايمان نقش بر آب! رئيس تلويزيون، در اين بازديد، در جريان قيمت مرغ و گوشت و برنج و شكر و حتي باميه و زولبيا قرار گرفته و كاهش نرخ اين محصولات و «تنظيم به موقع بازار» را ستوده است. در همين راستا، ما «ضرب» به دست گرفته و تك مضراب هاي خود را در حواشي و متن اين رويداد تاريخي (يعني بازديد مشترك رئيس تلويزيون با رئيس بازرگاني) چنين مي نوازيم كه: از نظر تئوري و روي قلم و كاغذ امكان ندارد آب اين دو سازمان توي يك جوي برود مگر آن كه: 1) شايد آقاي رئيس تلويزيون براي خريدهاي شب سفره افطاري، سري به بازار زده از آن رو بر حسب تصادف ملاقات ايشان با رئيس سازمان بازگراني (ببخشيد بازرگاني!) روي داده است. وگرنه تلويزيون را چه كار با بازار تجارت؟! 2) از آن جايي كه طبق شواهد و قرائن و به اقرار خود مسئولان صدا و سيما، اين اداره از «تنظيم برنامه هاي شبكه استاني» عاجز مانده اند، آقاي رئيس تلويزيون سري به بازار زده تا پس از مشاهده «تنظيم به موقع بازار» شايد كه فرجي حاصل شده و موفق به «تنظيم به موقع برنامه تلويزيون» شوند! 3) و سومين احتمال هم اين است كه از آن جايي كه شبكه هاي تلويزيون، بيشتر به «آگهيهاي سريالي» اهميت ميدهند تا سريالها و برنامه هاي ناب تلويزيوني، و از آن جايي كه تبليغات چيپس و پفك و فلاش تانك و سنگ چيني W.C و رب و مربا و دوشاب خيلي مهم تر و حياتي تر از ساير برنامه هاي فرهنگ ساز و هنرآفرين است بنابراين ارتباط تنگاتنگ و مراودات في مابين (كه اين روزها با واژه زيباي «تعامل» از آن ياد مي كنند! بسيار لازم و ضروري است. پس بي خود بهانه ي اسرائيلي نگيريد و نگيريم كه سازمان تلويزيون را چه كار با سازمان بازگراني (ببخشيد بازرگاني)؟! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 9:14 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي از نمايندگان تبريز با انتقاد از عملكرد وسياستهاي سازمان مديريت و برنامهريزي گفتهاند كه: با چانهزني براي استان بودجه ميگيريم! حتماً آقاي رضا رحماني (ناقل اين سخن) يادشان هست كه چند سال قبل تئوريسينهاي اصلاح طلب، تزي را ارائه كرده بودند با اين مضمون كه:«فشار از پايين، چانهزني در بالا»! حالا كه آقاي رحماني ميخواهند چانهزني بكنند يادشان باشد كه هر چقدر هم اين كار را بكنند در همين استان ما چانههايي هستند كه خيلي خوب بلدند همان بودجه هاي به زور گرفته را با چانه مباركشان به مركز برگشت بدهند. (حالا لطف كرديم كه نگفتيم با چانه مباركشان تناول ميكنند!) تازه، تقصير خودشان است كه شعار «فشار از پايين،چانهزني در بالا» را نصفه و نيمه اجرا ميكنند. مشكل اين جاست كه متاسفانه اصلاً توي اين پايين دست، فشاري بر مديران وارد نميشود و گرنه حتماً تز آن تئوريسين بخت برگشته، جواب ميداد! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 9:13 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
بازار «عذرخواهي» داغ ميشود ضرب المثل «حناي بعد از عروسي» را كه حتماً شنيدهايد! به عذرخواهي وزارت بازرگاني ميماند. حالا آقاي هاشمي نماينده مردم ميانه در مجلس شوراي اسلامي هر چه قدر اصرار كند كه وزارت بازرگاني به خاطر گراني كالاهاي اساسي بايد از مردم عذرخواهي كند ديگر چيزي براي مردم، حداقل در ماه رمضان نميماسد! ميگويم:يك وقتهايي بود كه ميگفتند: «نميدانم» راحتي جان است! حالا بايد بگوئيم «عذر مي خواهم» راحتي جان است و فرار از توبيخ و سپس استمرار كار! پس با اين فرضيهي آقاي هاشمي مبني بر اينكه وزارت بازرگاني بايد عذرخواهي كند، همهي مديران و دستگاهها و ادارات و ... ميتوانند هر كاري دلشان خواست بكنند، هر قدر خواستند ميتوانند نرخ خدمات، محصولات و فرآوردههاي خودشان را بالا ببرند و در انتها به يك عذرخواهي خشك و خالي و كليشهاي از مردم بسنده كنند و خلاص! عجب راهكار خوبي! وزارت كار ميتواند به خاطر مشكلات واحدهاي توليدي و تعطيلي آنها و به تبع آن بيكاري كارگران از مردم عذرخواهي كند. وزارت بهداشت ميتواند به خاطر گراني و كمبود دارو و پزشك و مراكز درماني به يك عذرخواهي ساده بسنده كند. صدا و سيما به خاطر برنامههاي آبكي خود فقط از مردم عذرخواهي كند (آن هم اگر قابل بداند)، سازمان مديريت و برنامهريزي به خاطر عدم تخصيص اعتبارات استاني، عذرخواهي كند. وزارت راه و بانكهاي عامل هم ميتوانند به خاطر تاخير 10 ساله در افتتاح بزرگراه زنجان _تبريز عذرخواهي كند و قس علي هذا...! ولي راستي خودمانيم مگر گراني و كمبود وجود دارد؟! پس اظهارنظرهاي مسئولان سازمان بازرگاني و حتي نماينده كليبر مبني بر ثبات قيمتها در بازار كشور و از جمله تبريز چه صيغهاي است؟! دُم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس را؟! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 9:11 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
زمان: عصر روز چهارشنبه پنجم مهر ماه 85 مكان: پايين تر از پل قاري، ورودي زيرگذر صاحب الامر قبلاً هم در مورد ضرورت تناسب فضاهاي سبز با فضاهاي ترافيكي مطالبي در همين ستون نوشته بوديم. اما ظاهراً نمونههاي مستند از اين بيقوارگي و بيتناسبي به يكي دو تا ختم نميشود.يك نمونهي ديگرش را اين شماره براي شما شكار كرديم. هيج كس منكر ضرورت تابلوهاي ترافيكي نيست همچنان كه كسي نميتواند اهميت فضاهاي سبز را انكار نمايد. هر چيز به جاي خويش نيكوست. درست در ورودي طولانيترين و در عين حال تاريكترين! زيرگذر تبريز، تابلوي خطري نصب شده كه ظاهراً به قصد اطلاعرساني و هشدار به رانندگان تعبيه شده است اما از چند جنبه داراي اسكالاتي است. اول آن كه شاخههاي درختان، اين تابلو را آنچنان در آغوش كشيدهاند كه رويت و خواندن آن براي يك فرد پياده نيز اندكي مشكل است چه رسد به رانندهاي كه با سرعتي بالاي 80 كيلومتر فصد عبور از اين معبر خطرناك را دارد. دوم آن كه: نصب تابلوهاي هشدار دهنده در سمت چپ جاده، خود جاي سئوال است. معمولاً تابلوهاي راهنمايي و رانندگي و به ويژه ترافيكي، در سمت راست جاده نصب ميشود تا پيام مورد نظر به سرعت و دقت، به راننده تفهيم شود. همچنان است كه در كشور انگلستان كه فرمان خودروها در سمت راست خودرو قرار دارد، تابلوها و علايم رانندگي در سمت چپ جاده نصب ميشود. اين كه اين تابلو در ايران و تبريز در سمت چپ جاده نصب شده (يا هم فرود آمده!) خود جاي ابهام دارد. شايد هم نصب كنندگان اين تابلو انگليسي بودند نه ايراني!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 14:44 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
در راستاي آن چه كه اخيراً آقاي محمد حسين فرهنگي نماينده مردم تبريز در مورد كار خبرنگاري و رسانه اي فرموده اند، و اين كه ايشان روزگاري امتياز مطبوعاتي داشتند و «كار در رسانه را كاري پرزحمت اما شيرين و لذت بخش توصيف نموده اند» مواردي را به استحضار شما، ما و همه «كارگران شاغل در شغل شيرين رسانه اي» مي رسانيم: - كار رسانه اي آن قدر شيرين و بامزه است كه از شدت شيريني مثل خربزهي شيرين مشهد! جِر برداشته است. - كار رسانه، كاري پرزحمت و شيرين است. پس اي جماعت بيكاران! برويد به سمت كار رسانه اي و يك شبه خبرنگار شويد. و در مقابل كار نمايندگي مجلس خيلي «تلخ» است. مثل فلفل است. زهر هلاهل است. اصلاً «اَخ» است. هيچ كس نزديكش نشود. چون ما خودمان طعم تلخ نمايندگي را چشيده ايم بنابراين توصيه مي كنيم كه شما اصلاً تجربه نكنيد! آن قدر كار نمايندگان «تلخ» است كه يادمان رفت در روز خبرنگار و به خاطر زحماتي كه همه خبرنگاران و روزنامه نگاران براي ما مي كشند از آن ها تشكر كنيم و حداقل يك متن كوچك تبريك براي آن ها بفرستيم! البته وظيفه آن هاست كه هميشه زحمت ما را بكشند. - كار رسانه اي خيلي شيرين است چون به محض يك انتقاد ساده حملههاي متنوع و مختلف از جهات اربعه به سوي شما سرازير مي شود و اين هيجان، كار رسانه اي را شيرين تر و لذت بخش تر مي كند! - كار رسانه اي مخصوصاً در راديو و تلويزيون از اين هم شيرين تر است چون شما مي توانيد هر جور برنامه اي را پخش كنيد. هيچ ربطي هم به كسي ندارد كه مردم و تماشاگران خوششان بيايد يا نه! صداي هيچ كس هم درنميآيد. جالب اين جاست كه يك گوش شما مي شود در و گوش ديگر دروازه! تازه هيچ نماينده مردمي هم به شما نمي گويد كه بالاي چشمتان ابروست و در نتيجه شما آزاد هستيد كه بي توجه به خواست هاي ديگران، هر برنامه اي را (اگر بتوان اسمش را گذاشت برنامه!) روي آنتن بفرستيد. لذا بر درصد شيريني و لذت كار رسانه اي مخصوصاً در تبريز مثل شكر زولبيا و باميه افزوده مي شود. فقط مواظب باشيد از شدت شيريني، قند خونتان بالا نرود. بقيه كارها حل است...! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 14:34 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
زمان: هفته آخر شهريورماه مكان: پل قاري، چهارراه شريعتي به رغم همه ي انتقادها و گلايه ها، بالاخره قريب به اتفاق تماشاگران و مخاطبان تلويزيون قبول كرده اند كه در بين برنامه ها، فيلم هاي سينمايي و سريال ها و خلاصه برنامه هاي هنري تلويزيون، پخش آگهي هاي تجاري و تبليغي را تحمل كنند. به اين بهانه كه بايد خرج تلويزيون درآيد. اين رويه شايد كمي عادي به نظر برسد. اما ديگر اين جورش را نديده بوديم كه براي تبليغ يك برنامه هنري، از اقتصاد و بازار و خواربار فروشي و بقالي مايه بگذارند و «هنر» در حاشيهي اقتصاد قرار گيرد. نمونه اش هنوز هم در شهر ما هويدا است. براي تبليغ يك برنامه هنري و موسيقي، يك شركت تجاري دست به كار شده و از اين نمد كلاهي براي خود دوخته است. البته شم تبليغي و هنري مسئولان اين شركت تجاري ستودني است. روي حرف ما با مسئولان فرهنگي اين شهر است كه چنين جفايي را در حق هنر موسيقي روا داشتهاند. آيا به راستي هنر موسيقي ايران زمين كه روزگاري براي خودش اعتباري و جايگاهي جهاني داشت اين قدر وامانده و بيچاره شده كه بايد با برنج و چايي و رُب، تبليغ و تناول شده و به خورد مردم داده شود؟! آيا دل هيچ هنرمندي به حال هنر موسيقي اين مرز و بوم نسوخت؟! ظاهراً كه به قول آن مثل تركي: «سولار باش يوخاري چيخير!» خيلي ببخشيد، اين جسارت را بر بنده گذشت كنيد، چون فكر مي كنيم اگر اين روال به بدعت و رسم تبديل شود، فردا، براي تبليغ ساز موسيقي، از سنگ چيني W.C هم كمك بگيرند...! بيچاره هنر موسيقي ما! يك توضيح ضروري: به علت نبودن دوربين عكاسي، موفق به ثبت تصويري سوژه ذكر شده نشديم و پسين روز كه براي عكسبرداري از موضوع نوشته شده رفتيم متاسفانه يا خوشبختانه، اين تابلوها برچيده بودند. (با عرض پوزش) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 14:31 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 0:21 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
باز هم ناتمام ماند
قديميها ميگويند: «زمستان هم رفت و روسياهي به ذغال ماند» و ما ميگوييم: «تابستان هم رفت و خُلف وعدهها و عهدشكنيها به وزارت راه و ترابري ماند!» آخرين وعدههاي مسئولان وزارت راه و ترابري حكايت از آن داشت كه اتوبان ده سالهي زنجان- تبريز حداكثر تا پايان شهريورماه به بهرهبرداري ميرسيد. شهريور هم تمام شد و اكنون ماه «مهر» است. بعيد است كه مسئولان وزارت راه و ترابري درس شمارش فصلها و ماهها را نخوانده باشند. اما قطعاً درس «وفاي به عهد» را هرگز باور ندارند و شايد هم ما توقع زيادي داريم وگرنه اين رسم ديرين است كه: هزار وعدهي خوبان يكي وفا نكند! اتوبان زنجان- تبريز يكي از فرسايشيترين اخبار مربوط به مطبوعات محلي آذربايجان است شايد اگر مسابقهاي در بين مطبوعات و در زمينه بيشترين پردازشهاي خبري به يك سوژه برگزار شود، اخبار و حواشي مربوط به اين اتوبان، رتبه اول را كسب ميكند. تيرماه سال 85، طبق اعلام مسئولان وزارت راه و ترابري، 165 كيلومتر از اين طرح ده ساله به پايان رسيده بود و قرار بود 15 كيلومتر باقي مانده ظرف مدت دو ماه آينده (تا پايان شهريورماه) به اتمام برسد. اما متاسفانه اول مهر را هم درك كرديم اما گوشهاي ما در حسرت شنيدن خبر افتتاح اين اتوبان باقي ماند. البته اظهارات چند روز گذشته وزير راه و ترابري آب سردي بود كه بر روي ديگ جوشان انتظار بهرهبرداري از اين پروژه ريخت. آقاي وزير دست پيش گرفت تا پس نيفتد. او در اظهارنظري آميخته با كنايه و ابهام گفت: به خاطر مشكلات پيش آمده در پرواز هواپيماها، از مردم عذر خواسته و خواهيم خواست!! عبارت «عذر خواهيم خواست» فعلي است كه دلالت بر آينده دارد. ظاهراً آقاي وزير خود را براي اين عهدشكني تلخ در مورد اتوبان تاريخي زنجان- تبريز آماده كرده بود. البته شايد اين توقع زيادي باشد كه انتظار داشته باشيد آقاي وزير در مورد تأخيرات مداوم در افتتاح اين اتوبان و خلف وعدههاي مجموعهي زيرنظرش عذرخواهي كند! طرح آزادراه زنجان- تبريز به عنوان بزرگترين آزادراه پيش و پس از انقلاب اسلامي، محور تكميلي مهمي در اتصال جادهاي كشور به خارج و از طريق تركيه است كه عمليات آن از سال 75 از محل اعتبارات ملي وزارت راه و ترابري و مشاركت بانكهاي ملي، رفاه و صادرات آغاز شد. آزادراه 6 خطه زنجان- تبريز به طول 285 كيلومتر و عرض 40/31 متر، شامل 10 دستگاه پل بزرگ و 375 دستگاه ابنيه فني با 3 هزار ميليارد ريال هزينه هنوز به اتمام نرسيده است. هماكنون قطعه اول اين آزادراه از زنجان تا «سرچم» به طول 85 كيلومتر به بهرهبرداري رسيده و قطعه دوم در فاصله «سرچم» تا «قوريگل» به طول 173 كيلومتر در مرحلهي اجراي قرار دارد. قطعه سوم طرح آزادراه تبريز- زنجان در فاصله «قوريگل- بستانآباد» تا تبريز نيز كه شامل ساخت تونلهاي دوقلو در گرنه «شبلي» است، تاكنون به اتمام نرسيده است. كارشناسان بر اين باورند كه تسريع در احداث پروژه ملي با توجه به نقش آن به عنوان شاهراه ارتباطي شمال- جنوب، تاثير شگرفي بر شكوفايي اقتصادي كشور به خصوص منطقه شمالغرب كشور و كاهش خسارات جاني و مالي ناشي از تصادفات تلخ رانندگي دارد. در اين بين نمايندگان مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي كه به ويژه در طي شش ماهه گذشته پيگيري و جديت خاصي در اين رابطه از خود نشان دادهاند بايد علل اين عهدشكني و خلف وعده وزارت راه را با جديت دنبال كنند. چرا كه اكثر اخبار خوش مربوط به افتتاح اين پروژه، بيش از همه از قول آنها به گوش مردم ميرسيد. و مردم ميپرسند: وعدههاي داده شده مسئولان راه و ترابري و نمايندگان چرا درست از آب درنيامد؟! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 12:52 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
زمان: ساعت 30/14 يكشنبه 26 شهريورماه 85 مكان: تبريز- ميدان آذربايجان اما بعيد نيست كه در اثر ندانمكاري، غرور و يا هر چيز ديگري كه شما اسمش را بگذاريد، ممكن است اين خود ما باشيم كه پذيراي عفريت حادثه و اتفاق تلخ باشيم. پس بيچاره «حادثه» چندان تقصيري ندارد! خود مائيم كه به اصرار ميخواهيم براي خودمان دردسر بتراشيم و حادثه را به مهماني جان و مال خود بياوريم! فكر ميكنيد هزينه مسافرت با تاكسي حتي در بعيدترين حالت و دورترين فاصلهها در اين شهر چه قدر است؟! حداكثر 3 هزار تومان! آيا راضي هستيد به خاطر اين سه هزار تومان ناقابل، خانوادهاي را عزادار و مصيبتزده كنيد؟! شما شايد دوست نداشته باشيد، اما اين شهروند عزيز كه شما در عكس ميبينيد، از اين موضوع اطلاع ندارد. عمل اين شهروند قانونشكن! نه تنها براي سلامتي خودش بسيار خطرناك است بلكه ممكن است خانوادههايي را داغدار و متضرّر كرده و نظم و انضباط شهري را در اين نقطه پرتردد مختل نمايد. سوار شدن بر روي سپر عقب يك وانتبار، با هيچ اصول و قانون و اسلوبي توجيهپذير نيست. آن هم در اين ميدان بسيار بزرگ و پرتردد! حتي مسافران داخل خودروها در هنگام عبور از اين ميدان چندان احساس آرامش نميكنند پس چگونه...! نميدانيم اين جوان ميخواهد آرتيست سينما و بدلكار شود يا ميخواهد «ديويد كاپرفيلد» ايران باشد؟! خدا كند كه راننده وانتبار، يك ترمز ناگهاني نگيرد وگرنه...!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 12:41 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
1) اين كه بخواهي در مقابل نشريات و رسانههايي كه سالگرد چند ده سالگي خود را به جشن مينشينند چهارمين سال انتشار هفتهنامه خود را در بوق و كرنا كني البته كه ممكن است كمي آميخته با اغراق و خودبزرگبيني باشد. در برابر غولهاي مطبوعاتي جهان، ايران و حتي آذربايجان كه نيم قرن انتشار را تجربه كرده و اكنون در نيمه دوم قرن انتشار قرار دارند اگر بخواهي، توأمان از مرارتها و افتخارات «سه سال انتشار» سخن بگويي شايد كه خريداري نداشته باشد. اما در اين وانفساي كمبودها و در چنبرهي مشكلات، اگر يادي از گذشته نكني كملطفي به خود و محصول كار خويش و بيمهري نسبت به همه زحمتكشان و باغبانان مطبوعات است. 2) اين مقدمه كوتاه به نظرم براي نشريهاي 8 صفحهاي و مينياتوري مثل «پيامآذربايجان» كافي باشد. بالاخره قديميها خوب گفتهاند و دُرّ سخن سُفتهاند كه: پايت را به اندازهي گليمت دراز كن. ما هم بعد از 131 شماره انتشار «پيامآذربايجان» و سه سال حضور مداوم در گود «رسانه» و خبررساني، سخني و حرفي بيش از اين نميتوانيم عرضه داريم وگرنه همت والاي مخاطبان، خوانندگان و همراهان پيامآذربايجان آن چنان است كه تحفهي ما را همچون پاي ملخ موري به بارگاه سليمان، با اندكي تقليل بلندنظريشان ميپذيرند. 3) پيامآذربايجان هم چهارساله شد. سال گذشته، شمع دو سالگي اين كودك را فوت كرديم تا زمين و زمان بدانند كه ما كه هستيم و چه كارها كه بلديم بكنيم! اما اكنون كه ميخواهيم «شمع 3» را شعلهور كنيم و سپس فوتش كنيم، دانستيم كه در برابر بسياري از مشكلات و انبوهي از ابررسانههاي داخلي و خارجي، ايراني و آذربايجاني، چندان وزنهاي نيستيم. اما ذرهاي از ميثاقمان عدول نكردهايم. ميخواهيم وارد چهارمين سال انتشار شويم. پيمان بسته با همان آرمانها كه پيگيري مطالبات به حق مردم، و زبان گوياي آنهاست. ميخواهيم حرفهاي مردمي را بزنيم كه هر روز ما با آنها سر و كار داريم. اين مردم هستند كه بهترين و شيواترين نقدها را به زبان خودشان ابراز ميكنند. اما چون ابزاري براي ابراز آن ندارند آن نقدهاي ارزشمند در ميان همان محاورات روزمره گم ميشود. ولي ما سعي ميكنيم آن گمشدهها و درددلهاي مردم را در لفافهاي از حلاوت و طنز و ملاحت، هم به مسئولان برسانيم و هم به خود آنها! 4) روش و شيوهي كاري پيامآذربايجان از اولين شماره تاكنون بر مبناي نقد عالمانه و منصفانه بوده است. هرگز سخنگويي مردم را به بهاي اندك «دوستي با مديران» نفروختهايم. شايد خطا كرده باشيم، لغزش داشتهايم اما اين لعزشها هرگز عمدي و آگاهانه نبوده است. هرگز نخواستهايم دل بيتقصيري را بشكنيم اما با دلهاي خطاكار و افكار غيرمردمي برخي دستگاهها، هرگز مهربان نبودهايم. شايد اين نامهرباني ما يا آن خطاهاست كه ما را به سوي آيندهاي روشن اميدوار ساخته است چرا كه احساس ميكنيم به رغم صفحات و تيراژ اندك خود و با وجود مشكلات مالي بسيار، همچنان دوستان و پشتيباناني وفادار چون شما خوانندگان عزيز داريم. 5) سال گذشته وعده داده بوديم كه در صورت امكان، هم بر صفحات پيامآذربايجان بيفزاييم و هم اندازه و قطع آن را بزرگتر كنيم. اما اين «امكان» وعده داده شده، محقق نشد. ديگر نميخواهيم تكرار مكررات كنيم و ساز گلايه از دردها، تهديدها و تحديدها را كوك كنيم كه در اين صورت زيره به كرمان بردهايم و سخن به بيهودگي گفتهايم. اما باور كنيد كه با وجود همه كمبودها و تنگناها و در اين وانفساي گراني كاغذ و لوازم چاپ برخلاف بقيه مطبوعات محلي، هرگز بر قيمت آن نيفزوديم. شايد كه به اين طريق بتوانيم اندكي از محبتهاي بيكران شما را جبران كرده باشيم. 6) شايد شما هم به محتوا و روش نگارش پيامآذربايجان پي بردهايد. همين شيوه نگارش و برخورد با پديدهها، حوادث و رويدادها و تحليل كارشناسانه و نقد و بررسي آگاهانه آنهاست كه امروز پيامآذربايجان را به يكي از پرخوانندهترين نشريات محلي تبديل كرده است. اكثر مطالب پيامآذربايجان به اصطلاح توليدي است. يعني، نويسندگان نشريه خود اقدام به نوشتن و تحليل موضوعات ميكنند. سعي كردهايم از سايتهاي خبري و اينترنتي كمتر استفاده كنيم. سعي كردهايم دسترنج وطني را هر چند اندك و ناقابل به پيشگاه مردم آذربايجان تقديم كنيم. وگرنه اگر قرار باشد نشريهاي محلي با استفاده از مطالب اينترنتي و سايتهاي خبرگزاري منتشر شود در آن صورت هر روز ميتوان نشريهاي با چندين صفحه اضافي و خوش آب و رنگ منتشر كرد. در همين راستا پيامآذربايجان اولويت كاري خود را بر مبناي توليدات ذهني و فكري فرزندان آذربايجان استوار ساخته است. هر چند درصدي از سايتهاي اينترنتي استفاده ميشود اما اين استفاده در حدي نيست كه «توليدات محلي» را تحتالشعاع قرار دهد. پس شما هم ميتوانيد نقدها و مطالب خودتان را براي ما ارسال كنيد. مطمئن باشيد ما به مطالب شما بيشتر از مطالب چشمنواز اينترنتي! ارزش قائل هستيم. 7) و دست آخر اين كه در آغاز چهارمين سال انتشار پيامآذربايجان، ضمن آرزوي موفقيت براي تمام تلاشگران عرصهي فرهنگ و اطلاعرساني، لازم ميدانم از زحمات بيشائبهي افراد و شخصيتهاي گرانقدري كه با محبتها و آثار قلمي خويش، ما را در تداوم راه خطيرمان ياري كردند تقدير نماييم. به ويژه استاد يگانه طنز آذربايجان آقاي حميد آرشآزاد، دكتر برادران شكوهي، استاد صمد سردارينيا، و نيز آقايان بهرام توفيقي، سيامك آرشآزاد، اسكندري، محمدحسين هاشمي، وحيد زينالي، قاسمي، قنبري، حسينزاده و خانمها شكوهي، رجعتي، زارعي، امامي، شيخزاده، اسكندري، اندرآبي، شقاقي و سايريني كه بيهيچ توقع و چشمداشتي، گوشهاي از بار سنگين انتشار نشريه را در طول سالهاي گذشته به دوش كشيدند از مديريت و كاركنان ليتوگرافي پيمان و چاپ پرنيان و چاپ آدينه و اداره پست تبريز نيز جا دارد كه تشكر ويژه بنماييم و در نهايت از سر صدق و صفا، بر دستان پرمهر و پينهبستهي كليه كيوسكداران و عاملان توزيع و فروش مطبوعات چه شهر تبريز و چه در سطح استان بوسه ميزنيم و براي همهي آنان، سلامتي و سربلندي آرزو مينماييم. 8) مثل سال گذشته، با ويژهنامهاي در اول مهر و فصل خزان به سراغ شما آمديم تا بهار چهارم انتشار را شادمانه و با كولهباري از اميد به آينده و به پشتوانه و دلگرمي حمايتها و هدايتهاي شما دوستداران واقعي نشريه به جشن بنشينيم. ايام همواره بر كام |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 12:38 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
این ویژگی در بین مدیران ما بیشتر به چشم می خورد. مدیران قبلی همه «بد» بودند و کم کار و سهل انگار و این ما هستیم که خوبیم و خوش کار! به عبارت دیگر به یک فرد یا پدیده یا نمره صفر می دهند یا نمره 20 و ساده تر بگوئیم یا سیاه سیاه است و یا سفید سفید! اصلاً رنگ دیگری نمی شناسیم. از خاکستری و قرمز و آبی و سبز و | ||