|
|
|
|
|
برخي از مديران ما به اصطلاح پيش ميگيرند تا پس نيفتند. اين آقايان مدير، اگر فوتباليست ميشدند قطعاً موفق ميشدند چون خيلي خوب بلدند هميشه توپ را بيندازند توي زمين حريف! يكي از همين مديريتهاي فرافوتبالي «تربيتبدني» ماست! مدير كل تربيتبدني استان اخيراً و در راستاي همين دست پيش گرفتنها و توپبازيها، به صراحت اخطار دادهاند كه: اگر پيشگيريهاي لازم صورت نگيرد افول ورزش استان اجتنابناپذير خواهد بود! البته انتقاد ايشان عمدتاً به عدم اختصاص بودجه كافي و پايين بودن سرانه ورزشي هر شهروند آذربايجاني برميگردد. ولي درست يكي دو ماه پيش آقاي مديركل، در يك اظهارنظر كاملاً متفاوت اعلام كرده بودند كه: از نظر اعتبار و بودجه استان ما مشكلي ندارد و به زودي شاهد اجرا و بهرهبرداري از پروژههاي متعدد ورزشي در استان خواهيم بود. بالاخره ما نفهميديم دُم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس را! از همهي اينها گذشته، همراستا با حرفهاي آقاي مديركل ما هم به عنوان يك جوجه روزنامهنگار! اعلام ميكنيم كه: «حرفها و گفتنيهاي ما در حال تمام شدن است و اگر پيشگيريهاي لازم صورت نگيرد ممكن است حرفهاي ما تمام شود و ما حرفي براي گفتن نداشته باشيم. آن وقت فرهنگ جامعه افت خواهد كرد!» همان گونه كه چنين حرفهايي از طرف ما براي همه غيرقابل قبول و اندكي خندهدار است، حرفهاي آقاي رئيس ورزش استان هم، فرافكني است و غيرقابل قبول! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 9:15 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
در زمانهاي قديم، در يك شهر آبادي دوردست، ريشسفيدان و بزرگان دور هم جمع شده بودند تا قانوني را وضع كنند كه موجب آن، از ورود آب رودخانه آبادي بالادست به روستايشان جلوگيري كنند. به موجب آن نصف محصول زعفران كاشته شده صرف احداث فرودگاه در آن روستا شود! آن تصميمگيران، ساعتها و روزها در اين باره جلسه گذاشتند و بالاخره اين قانون «مترقي» را تصويب كردند. البته در ظاهر، اين قانون بسيار مدرن و پيشرفته بود. اما فقط يك اشكال كوچك داشت و آن هم اين بود كه اصلاً در آن روستا، زعفراني وجود نداشت و به خاطر وضعيت جغرافيايي، يك بوته زعفران هم در آن جا عمل نميآمد! حكايت ممنوعيت مصرف دخانيات در اماكن عمومي و وسايل نقليه عمومي هم از اين رديف قوانين «مترقي»! است. تا آنجا كه سن ما قد ميدهد، سالها و بلكه دهههاست كه اعلام ميشود مصرف دخانيات در اماكن و خودروهاي عمومي ممنوع است. حتي حالا ديگر كمتر كسي ميخواهد يا جرأت آن را دارد! كه در اماكن عمومي دخانيات (از چپق و قليان گرفته تا سيگار) مصرف كند. پس دليل اين كه اخيراً بزرگان قوم، قانون ممنوعيت مصرف دخانيات در اماكن و وسايل نقليه عمومي را تصويب كردهاند براي ما جاي بس سئوال است. البته امكان دارد اين امر ناشي از حل تمامي مشكلات جامعه ما و بيكاري باشد. بالاخره بايد توي بسياري از اين جلسات، يك چيزهايي به اسم «مصوبه» استخراج شود. وگرنه پس منشيها چه طوري بگويند: آقاي رئيس جلسه دارند؟! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 9:13 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاصه اين كه: لطفاً آقاي استاندار! به همين مديران اجرايي كه اشكالاتشان بزرگ ميشود بفرماييد كه هم با مطبوعات و هم با مردم كمي تا قسمتي ملايمتر و قانونمندتر و از روي انصاف و حس خدمتگزاري صادقانهتر رفتار كنند اين جوري به قول معروف هم خانواده عروس راضي ميشود و هم خانوادهي داماد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 9:13 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
از شايعه تا واقعيت
انتخاباتي استان را طي روزها و هفتههاي آينده تحتالشعاع قرار دهد. آخرين ساعات پنجشنبه هفته گذشته، آخرين زمان رسيدگي به صلاحيت ثبتنامكنندگان در شوراهاي اسلامي شهرها و روستاها توسط «هيئتهاي اجرايي» بود. هيئت اجرايي استان آذربايجانشرقي متشكل از 10 نفر بودند كه از بين 30 معتمد و شخصيت حقوقي انتخاب شده و كار بررسي صلاحيت ثبتنامكنندگان را از فرداي پايان مهلت ثبتنام شروع كردند. طبق ماده 48 قانون انتخابات شوراها مصوب سال 82 مجلس ششم، هيئت اجرايي براساس معيارهاي تعيينشده در دو بخش «اثباتي» و «سلبي» نسبت به صلاحيت افراد اظهارنظر خواهد نمود. در بخش شرايط اثباتي، بايد تابعيت، سن، مدارك تحصيلي، و نيز اعتقاد عملي ثبتنامكنندگان به اصول مُصرح در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران احراز شود.
از گوشه و كنار شهر شنيده ميشود كه برخي از ثبتنامكنندگان به ويژه از ميان شخصيتهاي مطرح از سوي هيئت اجرايي رد صلاحيت شدهاند. هرچند اخبار دقيق و قابل اتكايي در اين رابطه منتشر نشده اما نام عدهاي بر سر زبانها افتاده است. جالبترين نكته اين است كه گروهها و افراد شايع كردهاند كه رد صلاحيت اين افراد، از سوي هيئت نظارت استان صورت گرفته است. براساس قانون، كار «هيئت نظارت» كاملاً مستقل از هيئت اجرايي بوده و حق دخالت در بررسي صلاحيت افراد را ندارد. هيئت نظارت استان متشكل از سه نماينده استان در مجلس شوراي اسلامي (فتحيپور، اسماعيلي و شايق، نمايندگان شهرستانهاي كليبر، هشترود و تبريز) كار رسيدگي به شكايات احتمالي افراد رد صلاحيت شده را عهدهدار خواهند بود. هيئت نظارت بر رسيدگي به صلاحيت افراد، موظف است ظرف مدت 10 روز، به شكايات افراد رسيدگي كرده و نتيجه را اعلام نمايد. اخبار رسيده مبني بر رد صلاحيت بعضي از افراد، خود ميتواند فضاي انتخاباتي استان را طي روزها و هفتههاي آينده تحتالشعاع قرار دهد. هرچند هيئت اجرايي به خاطر حفظ آبرو و حيثيت افراد حق انتشار اسامي آنان را ندارد اما شواهد امر و اخبار غيررسمي درز كرده، نشان از آن دارد كه شوراي سوم شهر تبريز، شورايي متفاوتتر از بقيه شهرها و حتي متفاوتتر از دورههاي قبلي خواهد بود. برخي از آگاهان نيز چنين نظر ميدهند كه انتشار شايعه رد صلاحيت برخي از افراد، خود ترفندي است براي جلب آراي عمومي! چرا كه تجربه سالهاي گذشته نشان داده همچنان كه گاهي تبليغ بسيار و بيقاعده، به «ضدتبليغ» تبديل ميشود، عكس آن نيز صادق است. يعني «ضدتبليغ» خود ممكن است به تبليغ غيرمستقيم و حتي موثر افراد تبديل شود. اين هفته ميتوانيد به وضوح هواي انتخاباتي را در شهر تبريز استشمام كنيد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 9:8 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
زمان: پنجم آبانماه 85 مكان: فارابي شمالي، نرسيده به پل روگذر سرداران فاتح وقتي از چايكنار شمالي، از آبرساني تا خيابان آذربايجان با سرعت بالا و بدون چراغ قرمز عبور ميكنيد، اگر از ديدن مناظر نهچندان دلچسب داخل بستر مهرانهرود دلتنگ شده و گاهي هم براي در امان ماندن از بوي بد فاضلاب جاري در اين مهرانهرود بيرود! بيني خود را گرفتهايد، نرسيده به پل سرداران فاتح، دست راست، مزرعه كوچكي را ميبينيد كه بهار و تابستان و زمستان، سرش نميشود. در هر فصلي از سال، گلهايي براي عرضه به شهروندان دارد. باغچهي كوچكي است كه براي سبزيكاري اختصاص يافته اما باغبان پير و خوشقلبي هم اينجا هست كه در كنار سبزيكاري، به پرورش و كاشت گلهاي زينتي هر فصل نيز همت گماشته است. «ميرمحمود مهدوي» باغبان پير اين مزرعه و پدر اين گلهاي زيبا است. حيف كه نشريه ما رنگي نيست وگرنه شايد ميتوانستيم گوشهاي از زيباييهاي خلقت و همت و اراده و استعداد اين به ظاهر پيرمرد 70 ساله را براي شما نشان دهيم. «ميرمحمود» 40 سال است كه به كار پرورش گل مشغول است. بيشتر جنبهي زيبايي گلها و علاقه براي وي مطرح است تا فروش آنها به همين خاطر است كه روزهاي تعطيل كلي بازديدكننده و مهمان و تماشاگر دارد. به سئوالات بازديدكنندگان به ويژه خانمها باحوصله جواب ميدهد و آنها را راهنمايي ميكند. «ميرمحمود» باغبان بسيار بزرگي است. او باغباني است كه زيباترين، خوشبوترين، و خزانناپذيرترين گلهاي زندگي را تربيت كرده و به شهر ما هديه ميدهد. او باغبان واقعي دو آلالهي سرخي است كه به گلستان ايران اسلامي هديه داده است. ميرمحمود پدر دو شهيد است.
اما يادتان باشد بعد از ديدار از اين گلستان و ملاقات با اين «پير بيادعا» حتماً بگوييد: پدرجان! گلستانت همواره بيخزان باد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 9:6 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
بدترين و كم بيننده ترين فضاي نمايشگاهي (طبقه فوقاني سالن اميركبير) واقع در انتهايي ترين قسمت نمايشگاه، به مطبوعات بي حامي آذربايجان اختصاص يافت. در سردترين روزهاي پاييز 85، نمايشگاه مطبوعات محلي، همچون برادر ناتني نمايشگاه بين المللي كتاب تبريز بود. آيا واقعاً مطبوعات محلي تبريز تا اين اندازه، بايد مظلوم و محروم واقع شود؟! در تراكتها، تابلوها و پلاكاردهاي تبليغاتي نصب شده در سطح شهر فقط به نمايشگاه كتاب اشاره شد و از نمايشگاه مطبوعات محلي حتي نامي برده نشده است و اگر در مطبوعات محلي اطلاعيه هاي كوچك برگزاري اين نمايشگاه مشاهده مي شود بيشتر به خاطر حضور آن نشريه محلي در نمايشگاه است. حتي مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان و رئيس نمايشگاه بين المللي تبريز، در مراسم افتتاح اين نمايشگاه نام و اشاره اي به برگزاري نمايشگاه مطبوعات محلي نكردند چه رسد به استاندار و امام جمعه و رئيس مجلس شوراي اسلامي! طبيعي بود كه حتي اين شخصيت ها سري به نمايشگاه مطبوعات محلي نزنند و دردها و دغدغه هاي خبرنگاران نشريات محلي يك بار ديگر در سينه ها مكتوم ماند. در روز افتتاح و چه در روزهاي اول و دوم، هيچ از يك از مسئولان شهري از استاندار و شهرداري گرفته تا مدير نمايشگاه و مديركل ارشاد سري به اين دورافتاده هاي مغفول ناتني! نزدند. و اما نحوه دعوت از اصحاب رسانه و مطبوعات براي حضور در اين نمايشگاه نيز خود جاي بحث و نقد بسياري است. در آخرين روز از مهلت قانوني، يك روز قبل از عيد فطر طي نمابر فوري از مطبوعات محلي خواسته شد تا در صورت تمايل براي حضور در اين نمايشگاه آمادگي خود را همان روز اعلام كنند! خوشبختانه يا متاسفانه، روزهاي بعد از عيد فطر تعطيل شد عملاً مطبوعات محلي و خبرنگاران آن ها از اين بستان، طرفي نبندند، كما اين كه بسياري از مطبوعات محلي از حضور در اين نمايشگاه اورژانسي! استنكاف و خودداري كردند، چرا كه دعوت اينچنيني و براي «خالي نبودن عريضه» و خالي نماندن انتهاي يك سالن نمايشگاهي را در شان خود و اصحاب فرهنگ و هنر نمي ديدند. اما آن تعداد مطبوعات محلي هم كه به خيال خوش و خيرخواهانه در اين نمايشگاه دقيقه نودي! حضور يافته بودند چندان راضي به نظر نمي رسند هر چند كه اين تاخير در اعلام برنامه زحمات اداره ارشاد را مضاعف ساخت و در اين ميان نبايد از همكاري صميمانه و مخلصانه آقايان نوري و نوروزي چشم پوشيد. در روزهاي شديد باراني تبريز و در فصلي كه برودت هوا و اقليم آذربايجان، هرگونه شوق و اقبال را براي حضور در نمايشگاه بين المللي به ركود مي كشاند، چه رسد به انتهاي فضاي نمايشگاهي، برپايي نمايشگاه مطبوعات محلي، به نوعي كج سليقگي به شمار مي آيد. سرما و برودت هوا، همه غرفه داران را كلافه كرده و نشاني از تجهيزات گرمايشي در سالن نيست. غرفه داران هم براي اين كه در چنبره سرما گرفتار نيايند بيشتر ترجيح مي دهند، قدم زنان از غرفه هاي همديگر بازديد كند تا كه شايد اندكي بر سرما فائق آيند. به غرفه هاي هم مهمان مي روند تا هم حوصله شان سر نرود و هم اين كه با همكاران خود در اين بي مهري مسئولان و مظلوميت خبرنگاران، همدرد هم باشند و به هم تسلي دهند! نيازي نيست از وضعيت پذيرايي ارائه خدمات و داخل سالن سخن بگوييم كه آن گاه متهم به اين خواهيم شد كه شان خبرنگاران و اصحاب قلم را به خاطر يك استكان چايي و يك كيك (به جاي ناهار!) پايين آورده ايم و حداقل اين حق غرفه داران و اصحاب مطبوعات است كه از امكانات خوب نمايشگاهي بهره مند شوند صندلي هاي شكسته، پلاستيكي و چرك آلود، ميزهاي چوبي عهد بوق و زوار دررفته، همه بضاعت و مهمان نوازي نمايشگاه بين المللي تبريز بود كه به پيشواز اصحاب فرهنگ و مطبوعات آمده بودند. حال به سادگي مي توانيد حدس بزنيد كه استقبال از اين نمايشگاه اجباري و اورژانسي و دقيقه نودي! چگونه خواهد بود. مي گويند حرمت امامزاده را بايد متولي آن حفظ كنند وقتي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان، به عنوان متولي اصلي مطبوعات محلي اين گونه با فرزندان و دلبندان خود برخورد مي كند، ديگر «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!» |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 11:9 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
حكايت تلخ بيماران بلاتكليف و تختهاي خالي! اما برآيند همهي اين حرفها و حديثها، چيزي نيست كه شما در مراجعه به مهمترين و بزرگترين مركز درماني شمالغرب كشور يعني بيمارستان امامخميني(ره) مشاهده كنيد. تصاويري كه خبرنگار ما تنها از يك روز و از يك سالن اين بيمارستان تهيه كرده به روشني و وضوح گوياي خيلي چيزهاست. «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل»! *** هر تازهواردي با مشاهدهي وضعيت حاكم بر طبقه سوم اين بيمارستان چنين ميپندارد كه خداي ناكرده، حتماً حادثهي طبيعي غيرمترقبه نظير زلزله روي داده و يا حداقل آن كه وضعيت جنگي نظير بمباران پيش آمده است. چرا كه نه تنها در داخل اتاقها و بخشها، بلكه در طول و عرض سالن نيز جايي براي سوزن انداختن نيست. اين موضوع را ميتوان از چند منظر مورد بررسي قرار داد. اول آن كه: آمار تصادفات رانندگي و تلفات آن، به رغم همهي وعدههاي داده شده و اخبار به ظاهر خوش منتشر شده از رسانهها همچنان بالاست. چه كسي بايد به جنگ اژدهاي هفتسر تصادفات رانندگي برود؟! اكثر بيماران بستري شده در اين سالن، به علت تصادفات رانندگي از ناحيه سر مصدوم شدهاند و در وضعيتي تأسفبار و در حالي كه سرمي بر دست دارند، در كنار ديوار سالن چشمانتظار درمان و سلامتي و مهمتر از همه اتاقي براي بستري هستند! دوم آن كه: اگر يكي از نمايندگان بينالمللي سازمان بهداشت جهاني و يا حتي يك توريست خارجي راهش به اين بخش بيفتد در مورد «ايران» و «آذربايجان» و مسئولين بهداشتي و مسئوليتپذير ما چه انديشهاي كرده و چه خواهد گفت؟ كمي به عكسها بنگريد تا موضوع را شفاف و مستند درك كنيد. ازدحام عيادتكنندگان و اطرافيان بيمار خود گوياي هر حرفي است. چون هنوز اين عكسها آغاز يك ماجرا و ابتداي يك داستان واقعي و تلخ است:
از ديدن اين اتاقهاي خالي، اين سالن خلوت و مهمتر از همه اين تختهاي خالي، تعجب ميكنيم. ياد آن ضربالمثل ساده و ابتدايي ميافتيم كه «نه به آن شوري شور، نه به اين بينمكي!»
از يكي از پرسنل همان بخش علت اين تفاوت و تناقض آشكار را ميپرسيم. و او به زبان سادهي خود ميگويد: «آنها بيماران تصادفي و بيماران مربوط به ضايعات سر هستند و اين سالن محل بستري بيماران شكم و روده و آپانديس و... است!» جلالخالق! برنامهريزي ايراني كه ميگويند يعني همين! بعيد ميدانم كه در جايي از اين دنياي پهناور چنين وضعيتي را مشاهده كنيد. منطق و تدبير حكم ميكند از امكانات موجود، با توجه به شرايط پيشآمده استفاده كرد و بدين ترتيب به آرمان «بهرهوري مناسب» دست يافت. اما ظاهراً كه در اين مركز بزرگ درماني، آنچه كه بيشتر مدنظر است اجراي قوانين و برنامههاي خشك و نوشته شده بر روي كاغذ است. نه انعطاف در برابر وضعيتهاي بحراني! قبول داريم بايد برنامههاي از قبل طراحي شده بايد مو به مو به مورد اجرا گذاشته شوند اما در وضعيتهاي اورژانسي، ديگر نميتوان از قانون و برنامه سخن گفت. اين موضوع به اين مثل ميماند كه فردي از فرط تشنگي در آستانه هلاك باشد و شما اصرار كنيد كه حتماً بايد صبر كرد تا آب خالص و استريليزه شده از راه برسد و سپس به وي داد! ايستادن و پرسه زدن ما در داخل بخشهاي اين بيمارستان ديگر نميتواند دردي را دوا كند. از بيمارستان خارج ميشويم. اما در مقابل اين بيمارستان، غوغايي برپاست. جايي براي سوزن انداختن و قدم برداشتن نيست چه برسد به رانندگي و پارك خودرو! راننده اتوبوسي سعي ميكند از مقابل بيمارستان دور بزند، تاكسيها و خودروهاي شخصي به دنبال شكار مسافران بيشتري هستند. آن يكي به دنبال پيدا كردن محلي براي پارك ماشين خود است. شلمشوربايي در اين نيمروز در اين نقطه از شهر و در اين ساعات عيادت بيماران برپاست كه نگو و نپرس! بيچاره ساكنان خانههاي مسكوني اين منطقه! عابرين و خودروهاي در حال گذر از اين خيابان چه گناهي كردهاند كه بايد تاوان بيتدبيري مسئولان اين بيمارستان (چه در گذشته و چه در حال) بپردازند؟! چرا مسئولان امر، به فكر طراحي و احداث پاركينگي براي خودرو ملاقاتكنندگان بيماران اين مركز نبودهاند؟! هميشه كه نبايد به منافع شخصي خود بينديشيم! اگر ميخواهيم قانون را مو به مو به اجرا بگذاريم پس چرا، آنگاه كه بند و تبصرهاي از قانون به زيان ما تمام ميشود از اجراي آن استنكاف ميورزيم؟! *** قبول داريم كه آمار تصادفات رانندگي در استان ما بسيار بالاست و به تبع آن، تلفات انساني و لطمات جاني مربوط به اين تصادفات نيز خارج از توان شمارش است چه رسد به درمان آنها! قبول داريم كه بيمارستان امامخميني(ره) تبريز تنها مركز درماني دولتي تبريز و بلكه شمالغرب كشور است كه بايد جوابگوي بيماران چند استان باشد. قبول داريم كه بودجههاي اختصاص يافته به اين بيمارستان، كفاف هزينهها را نميدهد و اين كمبودها، توان تدبير شايستهتر و برنامهريزيهاي بهتر از مسئولان اين بيمارستان و رئيسدانشگاه علومپزشكي تبريز سلب كرده است. قبول داريم وزير بهداشت و درمان كشور، ديگر يك آذربايجاني نيست و خود از نزديك شاهد وضعيت حاكم بر درمان و بهداشت استان نبوده است! و فبول داريم همه اين توجيهها را قبل از آن كه مسئولان استان، مديران بهداشت و درمان آذربايجانشرقي و مسئولان بيمارستان امامخميني(ره) تبريز آنها را براي ما و شما بيان كنند تا دلايل بهتر و توجيههاي قانعكنندهتري ابراز كنند. و اگر همهي اين بندها و مشكلات را ما «قبول كرديم» شما هم يك عبارت را «قبول كنيد»! قبول كنيد كه لياقت مردم قانع، فهيم، مسلمان، وطندوست و مهمتر از همه بيبهره از درآمدهاي آنچناني بيش از اينهاست. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 8:21 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
شرمنده! انتظار بيهوده نكشيد. چون اصلاً قصد نداريم اين شماره در مورد اتوبان زنجان- تبريز (ببخشيد زنجان- بستانآباد!) چيزي بنويسيم. پس بيخودي ما را متهم نكنيد كه كار و بار و ذكر و خيرمان را رها كردهايم و چسبيدهايم به اين اتوبان! اصلاً اگر ناراحت ميشويد ما حاضريم از شماره آينده، يك كلمه هم در مورد ضعفها، ايرادات، تأخيرات، سهلانگاريها و... مربوط به اين اتوبان ننوبسم. اما حيف است و ناانصافي، اگر از زحمات شبانهروزي و حساسيتهاي مهندساشرفنيا (معاون عمراني استانداري آذربايجانشرقي) در ارتباط با اين پروژه تقدير نكنيم. حالا كه قرار است بالاخره اين اتوبان با همهي نقصها و حرفها و حديثهايش به زودي افتتاح شود، ما هم ميگوييم: خدا قوت آقاي مهندس! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 15:39 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
افزايش 14 درصدي تعداد داوطلبان عضويت در شوراهاي استان برخلاف نتايج روزهاي نخستين كه استقبال شهروندان و روستائيان آذربايجانشرقي براي ثبتنام در شوراهاي اسلامي بسيار اندك و تاحدودي نگرانكننده بود، آمار نهايي، از افزايش 14 درصدي تعداد داوطلبان اين دوره به نسبت دوره قبلي (دور دوم- 1382) دارد. براساس آخرين اخبار و اطلاعات 12611 نفر از شهروندان و روستاييان آذربايجانشرقي تا ساعت 19 عصر روز يكشنبه 30 مهرماه با مراجعه به مراكز تعيين شده و ارايه مدارك لازم اقدام به ثبتنام كردند. اين آمار نسبت به داوطلبان دوره دوم شوراها با 11038 داوطلب از رشد 14 درصدي برخوردار است. به گفتهي «اباصلت سياح» مدير كل اجتماعي و انتخابات آذربايجانشرقي، 80 نفر از مجموع 12611 نفر ثبتنام شده از حوزههاي عشايري، 11081 نفر روستايي و 1450 نفر شهري بودهاند. همچنين از اين مجموع، 141 نفر زن و 12470 نفر مرد بودهاند. ردهي سني ثبتنامكنندگان در انتخابات اين دوره شوراها نيز حكايت از شور و شوق جوانان و افراد ميانسال براي حضور در شوراها دارد. به گونهاي كه 18/37 درصد ثبتنامكنندگان را افراد داراي سنين 25 تا 35 سال تشكيل ميدهند. همچنين 68/29 درصد از كل ثبتنامكنندگان در ردهي سني 36 تا 45 سال، 03/20 درصد در ردهي سني 46 تا 55 سال و 09/13 درصد در ردهي سني بالاتر از 55 سال قرار دارند. شاخص تحصيلات ثبتنامكنندگان و مشتاقان حضور در تركيب شوراهاي شهر و روستا نيز قابل بررسي و توجه است. 61/73 درصد از ثبتنامكنندگان داراي تحصيلاتي در حد خواندن و نوشتن هستند. البته اين امر با توجه به تعداد بالاي روستاها و شرط مدرك تحصيلي «خواندن و نوشتن» براي عضويت در شوراهاي روستاها، قابل انتظار است. 64/12 درصد داراي مدرك ديپلم، 45/0 درصد دانشجو، 24/0 درصد تحصيلات حوزوي، 71/3 درصد فوقديپلم، 96/7 درصد ليسانس، 03/1 درصد فوقليسانس و 3/0 درصد دكترا هستند. سياح، آمار ثبتنامكنندگان براي حضور در تركيب شوراهاي اسلامي «شهرستان تبريز» را نيز به تفكيك در اختيار خبرنگار پيامآذربايجان قرار داد. به گفته وي، 932 نفر شامل 40 زن و 892 مرد از حوزههاي انتخابيه شهرستان تبريز ثبتنام كردهاند كه 386 نفر مربوط به حوزههاي شهري و 546 نفر مربوط به حوزههاي روستايي بوده است. بررسي مدارك تحصيلي ثبتنامكنندگان شوراهاي شهرستان تبريز، حكايت از مطلوبيت مدارك شهرستان تبريز نسبت به ميانگين استاني دارد. به گونهاي كه 17/48 درصد از ثبتنامكنندگان سواد «خواندن و نوشتن» دارند. 62/10 درصد داراي مدرك ديپلم، 1/0 درصد دانشجو، 32/0 درصد حوزوي، 12/9 درصد فوقديپلم، 24/24 درصد ليسانس، 25/5 درصد فوقليسانس و 14/2 درصد دكترا هستند. با توجه به وسعت، جمعيت و موقعيت استان آذربايجانغربي (برادر دوقلوي آذربايجانشرقي)، ميتوان اذعان داشت كه وضعيت و تعداد داوطلبين عضويت در شوراهاي استان آذربايجانغربي نسبت به آذربايجانشرقي بهتر است. در اين استان 11738 نفر داوطلب ثبتنام كردهاند كه در حوزههاي روستايي، 43 نفر زن و 10490 نفر مرد آمادگي خود را در صورت تأييد صلاحيت مراجع مربوطه جهت حضور در شوراهاي اسلامي روستاي محل سكونت خود اعلام كردهاند. در حوزههاي شهري نيز 72 نفر زن و 1248 نفر مرد براي عضويت در شوراهاي اسلامي شهرهاي اين استان ثبتنام كردهاند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 15:39 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
حتماً شنيدهايد كه «پيروزي» هزاران پدر و مادر دارد و «شكست» يتيم است و ناپدري هم ندارد! بعضي وقتها عكس اين قضيه را در استان شاهد هستيم. قبلاً شاهد بوديم كه اگر پروژهاي افتتاح ميشود، بودجهاي اختصاص مييابد و يا ورزشگاهي ساخته ميشود همه مدعي ميشوند و آن كار خير را به نام خود ثبت ميكنند. اما چندي پيش حادثهاي روي داد كه واقعاً تعجب كرديم. البته تعجب ما بيجا بود. چون بالاخره بايد باور كنيم كه ما در آذربايجانشرقي زندگي ميكنيم و از اين اتفاقات محيّرالعقول، ممكن است بارها و بارها اتفاق بيفتد. اما اصل ماجرا: ورزشگاهي در شهرستان هشترود در حال احداث بود. هم مردم خوشحال بودند و هم مسئولان. از نماينده مجلس گرفته تا فرماندار و رئيس سازمان تربيتبدني سعي ميكردند احداث آن را به نام خود تمام كنند. (مصداق همان عبارتي كه در ابتداي متن برايتان نوشتم). اما به يكباره ورق برگشت و جلوي كار ساختماني و احداث آن به دلايلي كه براي ما «تخلف ساختماني» اعلام شده گرفته شد. فرماندار شهرستان ادعا ميكند كه وي مانع از ادامه كار پيمانكار اين ساختمان شده است. مسئول تربيتبدني هشترود اعلام كرد كه وي جلوي تخلف ساختماني پيمانكار را گرفته و در نهايت اين رئيسسازمان تربيتبدني استان بود كه ادعا كرد كه وي بود كه مانع از كار خلاف پيمانكار شده و دستور توقف همليات ساختماني را صادر كرده است. حالا نميدانيم بالاخره كار اين ساختمان و پيمانكار و توقف كردنها به كجا كشيد. اما به ما هم حق بدهيد آيا شما از شنيدن اين همه خبر «جلوگيري از عمليات اجرايي» و انتساب آن به خود، تعجب نميكرديد؟! حالا اگر دستور آغاز يا ادامهي عمليات اجرايي بود يك چيزي ولي اين جورش را ديگر نه ديده بوديم و نه شنيده بوديم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 15:33 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||