|
|
|
|
|
به نام خالق بهار
به عبور تلخ باد یلدا که زپشت کوه غربت به امید آن پرستو که ندا دهد جهان را به صدای خوش به نرگس به چمن به من به هرکس زپی خزان صد رنگ مبارک بادت این بهار خوش رنگ امین |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 11:43 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
اختر چرخ ادب، «غمگين»است!
فكر ميكنم اگر زندهياد «پروين اعتصامي» به تبريز كه زادگاه واقعياش است (غيرواقعياش را بعداً توضيح ميدهم) قدم ميگذاشت، متن نوشته شده بر روي سنگ قبرش را عوض ميكرد و به جاي آن كه بنويسد «اختر چرخ ادب «پروين» است»، مينوشت: اختر چرخ ادب «غمگين است!» نهتنها روح «پروين» آن شاعره نامدار ايران و آذربايجان از برگزاري كنگره به اصطلاح علمي به نامش، در تبريز خشنود نشد، بلكه دل دوستداران و شهروندان غيرتمند و خوشذوق آذربايجان را هم به درد آورد. هرگز نميخواهم اينجا كسي را به عنوان مقصر معرفي كنيم چرا كه ما از اين بابت خاطرهي خوبي نداريم چون شما تا بخواهيد كسي، ادارهاي يا نهادي را مقصر بدانيد توپ «مقصريابي» به زمين ديگري پرتاب ميشود و علي ميماند و حوضش!! بنابراين فقط به اين چند نكته بسنده ميكنيم كه: - طراحان پوستر و بنر تبليغاتي اين كنگره، «كاسة داغتر از آش» شده بودند و به جاي چاپ عكس خود پروين كه چند تار مويش در آن دوران خفقان و كشف حجاب رضاخاني، از روسري بيرون مانده، تصوير مبهمي از چندبرگ گذاشتهاند. شايد طراحان انتظار داشتند، پروين بايد آن زمان، روبند و مقنعه و چادر مشكي به سر داشت! دختر جوان و خوشسخني مثل «پروين اعتصامي» با آن نجابت و اصالت خانوادگي، و در آن دوران بيبند و باري، همين كه روسري به سر داشته و به تقيدات ديني و ملي، پايبند بوده و بيت بيت اشعارش نيز حكايت از عفت و ديانت او دارد، خودش كلي ارزش است. حالا خدا را شكر كه خانم شايق نمايندهي اصولگراي تبريز، اسكو و آذرشهر به اين وضعيت اعتراض كرد و اين افراط و كملطفي طراحان پوستر را مورد بازخواست قرار داد. - پروين اعتصامي، شاعرهاي صاحب سبك در قصيدهسرايي و غزلسرايي است. جاي تعجب است كه در محفل شب شعر آن روانشاد، افرادي به نام «شاعر» پشت ميكروفن، به قرائت به اصطلاح شعرهاي خود پرداختند كه نه به شعر نو ميماندند و نه شعر كلاسيك و سنتي ايران! عباراتي بسيار ضعيف و سخيف كه روح پروين را آزرد! دست مديران فرهنگي و سياسي استان ما درد نكند كه چنين كنگرهي بزرگ و پراهميتي را براي يك شخصيت ادبي و معروفترين شاعرهي معاصر ايران برگزار كردند!! بودجه و اعتبار برگزاري چنين كنگرهاي به بهانهي اين كه پدربزرگ «پروين» اهل آشتيان بوده به شهرستان اراك اختصاص مييابد و ما...! انصافاً اگر عدهاي به نيت تخريب شخصيت پروين جمع ميشدند و كاري ميكردند، تا اين اندازه موفق نميشدند! دست مسئولان استان واقعاً درد نكند! حالا جاي شكرش باقي بود كه عدهاي از زنان و دختران هنرمند و خوشذوق آذربايجان جمع شدند و جشنوارهاي را در محل برگزاري اين مراسم برگزار كردند تا كمي كمبودها و كمكاريهاي ديگران را پوشش دهد. پس به ما هم حق بدهيد كه با اجازه خانم پروين اعتصامي، شعر ايشان را دستكاري كنيم و بگوييم: اختر چرخ ادب «غمگين است!» «پروين» به استناد شعري كه خود سروده. گرچه جز تلخي از ايام نديد... نهتنها در دوران حيات خويش بلكه ظاهراً در دوران ممات و خاموش خود نيز، جز تلخي از ايام نديد! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 12:23 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
بازديد سرزده از نوع «از قبل اعلام شده»! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 16:34 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
از «مرگ» ميگويند تا به «آبدارچي» راضي شويد!
حكايت اتوبان زنجان- تبريز، انصافاً ديگر، دست داستانهاي شاهنامه و هزار و يكشب را هم از پشت بسته است. چرا كه اين حكايت، آنچنان طويل و دراز گشته كه هرچه قدر بك حيفمان آمد كه باز هم در اين رابطه سخن نگوييم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 16:30 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
پُز پزشكي! همه جور فيس و افاده و پُز شنيده و ديده بوديم از پُز سياسي تا پُز اقتصادي الا پُز پزشكي و پُز درماني! كه سوم اسفند دركش كرديم! قبول داريم كه «پُز» يك كلمهي خارجي است و ما بايد فارسي را پاس بداريم اما چون اين كلمه دوحرفي خيلي در گفتار و محاورات ما، جا باز كرده ما هم استفاده كرديم. حالا شما هم ميتوانيد دلايل ما را بشنويد شايد كه شما هم با ما همعقيده شويد: ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:44 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
الههناز موسيقي ايران
(با آهنگ زیبا و ماندگار «الهه ی ناز» استاد بنان پذیرایتان هستیم) كمتر كسي را ميتوان يافت كه خوانندهي «مخملين صداي» ايران را نشناسد. مردي كه با صداي لطيف خويش، با تحريرها و آوازهاي يگانه خود، دل عشاق را به سوي عالمي ديگر رهنمون شده و هنوز كه هنوز است در بكگراند بسياري از فيلمهاي سينمايي و سريالها هم با نشان دادن صفحههاي گرامافون قديمي، گوشهاي از عظمت صداي او را به نمايش ميگذارند. هنوز كه هنوز است، در بسياري از خانهها، و حتي پخش صوت خودروها، از پير و جوان گرفته تا زن و مرد، لحظات زندگي خود را به ترنم آواز زيبا و مخمل گونهي او، زينت ميدهند. مردي كه «اي ايران اي مرز پرگهر» با صداي گرم و كوبندهي او ماندگار شد. هنرمندي كه عشق و سرور و محبت، با «الههناز»ش شهرهي آفاق گشت. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 8:48 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از دوستان و اساتید هنرمند آذربایجانی که از شعرای خوش ذوق آذربایجان هم هستند(یوسف پور عظیم شوطی) به خاطر لطف و عنایتی که به بنده دارند، شعری را سروده اند که هر چند قابل این حرفها رانداریم، اما به خاطر تقدیر از لطف ایشان برای چند روز اینجا می آوریم تا شاید ذره ای از زحمات ایشان را شکرگزار باشیم. یک بار دیگر از زحمات جناب آقای یوسف پورعظیم شوطی مسئول وبلاگ گلشن راز ادبی (www.shutdudadash.blogfa.com) تقدیر و تشکر می نمایم، و اما متن شعر .... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 8:32 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران آذربایجان شرقی
دومین دوره ی انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران آذربایجان شرقی روز هفتم اسفند ماه برگزار شد و بنده ی حقیر هم با 37 رای (تنها با اختلاف دو رای) به عنوان عضو هیات مدیره ی این انجمن انتخاب شدم. البته این موفقیت را مدیون لطف و اعتماد دوستان و همکاران مطبوعاتی (در درجه اول) و وحدت و یکدلی دوستان و همقطارانم در ائتلاف «روزنامه نگاران جوان» در درجه ی دوم می دانم. و بسیار گله مندم و ناراحتم از دست دو تن از دوستان قدیم و همکاران فعلی ام که به رغم آن همه سال دوستی و رفاقت، حتی حاضر نشدند رای بدهند و یا حتی وکالت رای خویش را به بنده بهند تا ....! و من خیلی متاسفم، آیا انتظار بی جایی بود؟!... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 9:33 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
تشویق استانهاي اشتغالزا به من و تو چه؟! به ملانصرالدين گفتند: شنيدهاي كه فلان دوستت «رئيس» شده؟! و وي گفت: به من چه! دوباره به او گفتند: آيا شنيدهاي كه ميخواهد تو را معاون خودش بكند؟! و ملا اين بار گفت: به تو چه!! حكايت اعلام نظر وزير كار هم براي خودش عالمي دارد. ايشان در اظهارنظري عجيب و خوشوعده! اعلام كردهاند كه استانهاي موفق در كاهش بيكاري تشويق ميشوند! و عجيبتر اين كه چند تا از روزنامههاي محلي آذربايجانشرقي برداشتهاند اين جمله را تيتر كردهاند. يكي نيست به اينها بگويد كه: آخر تو را سنهنه؟! تو سر پيازي يا ته پياز! اين جمله زيبا و تشويقآميز را كه براي آذربايجانشرقي نگفتهاند. بايد براي آذربايجانشرقي گفته ميشد كه چنانچه تعداد بيكارانش از مرز 20 درصد فراتر نرود مورد تشويق قرار ميگيرد. از اينها گذشته، به قول ملانصرالدين، به من و تو چه؟! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 21:19 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
بزرگراه «زنجان- تبريز» باز هم سوژه شد بنبست در بزرگراه
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 13:57 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||