|
|
|
|
|
یک عضو شورای شهر آبادان با پرتاب قندان سر عضو دیگر را شکست! (سایتهای خبری)
قدیم ها وقتی می خواستند شدت و قدرت علاقه یک فرد نسبت به چیزی یا کسی را به زبان ضرب المثل نشان دهند می گفتند که: ناف فلانی را با بهمان چیز بریده اند! حالا هم مثل اینکه ناف شوراها را با قندان بریده اند. چون به نظر می رسد که اعضای شوراها، بدجوری به این جسم رومیزی شیرین! آلرژی دارند. شاید هم از شدت علاقه شان و کمال محبتی که به هم قطاران خویش دارند، «قندان» هدیه می فرستند! (شما بخوانید پرتاب می کنند!) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 13:38 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
بیتوجهی شهروندان و بیخیالی سازمان پارکها
مکان: مقابل یکی از بانکهای تبریز اینجا «شهر ما» است. کوچه ها، خیابانها، پیاده رو ها و حتی درختانش نیز مال من و شماست. پس چرا این چنین تعدی و ظلم را در حق فضای سبز شهری، و تجاوز به حقوق مسلم شهروندی را روا میداریم؟! و چرا سازمان پارکها و فضای سبز تبریز که خود باید متولی اصلی فضاهای سبز و نگهبان این درختان باشد، بیتفاوت از کنار آن عبور میکند؟! اینجا یکی از پیاده روهای تازه ترمیم شده تبریز (مرکز شهر) و مقابل یکی از مؤسسات اقتصادی است. متأسفانه نخاله های ساختمان غیرقابل استفاده را در داخل پیاده رو، داخل رفیوژ کنار خیابان و در نهایت زیر درختان سرسبز حاشیه خیابان ریخته اند. غافل از اینکه، محتوای این نخاله های ساختمانی که اکثراً گچ وسیمان و آجر و بتن است می تواند به درختان و تنه آنها آسیب برساند. چون مرحله خشک شدن این درختان، ماهها طول می کشد، در نهایت تقصیر را به گردن یکی دیگر خواهیم انداخت. یعنی اینکه ما همیشه دنبال معلولیم نه علت! پیاده روها و فضاهای سبز، جزو اموال عمومی و مشترک همه شهروندان و از حقوق مسلم آنهاست. بنابراین هیچ فرد و ارگان و اداره ای حق ندارد حقوق سایر شهروندان را زیر پا بگذارد. اما قضیه به همین جا ختم نمی شود. چند روز این نخاله ها در کنار خیابان و زیر درختان بخت برگشته باقی می مانند و از آنجائیکه این بی توجهی و قانون شکنی، به کسی مربوط نیست! سازمان پارکها هم چشم خویش را به این تجاوز آشکار به سادگی میبندد. دو روز این نخالهها بر پیکر درختان سنگینی میکنند. آب مسموم خویش را به پای این سبزقامتان تزریق میکنند و بعید نیست که بهار آینده، دیگر سبز نخواهند بود. چرا که اگر دنیا را آب ببرد، مسئولان فضای سبز مار ا خواب بُرده است. و بالاخره این نخالهریزی! باعث مسدود شدن کانال و جوی آب کنار خیابان شده و سبب جاری شدن آب های سطحی در سطح خیابان و در نتیجه ایجاد مشکل برای عابرین پیاده و خودروها می شود و عبور همزمان یک خودرو و یک عابر از این خیابان همان و خیس و گلی شدن لباس عابر بیچاره همان! باید باور کنیم که تخلف کوچک امروز ما می تواند خسارات جبران ناپذیری بر حقوق سایر شهروندان و زیبایی و قانونمندی شهرمان بزند. حرمت شهر و شهروندی ایجاب می کند فارغ از هر پست و مقامی، زیبایی و قانونمندی شهر را پاس بداریم. در این عکس ها اندکی مکث کنید شاید که دیگر بار شاهد تکرارش نباشیم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:57 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت ۲۵ آبان سالروز خاموشی سردار ملی غیرت و وطن دوستی و آزادگی در کلام ستارخان
ستارخان: من هر چه دارم از سر اين خاك و مردم آن است «ستارخان» با آنكه سواد آن چناني نداشت و هرگز تمدن رنگارنگ و كاذب غربي، چشمانش را نگرفته بود، اما كلامش آميخته با مفاهيم و مضاميني است كه درباره آنها مي توان كتابها نگاشت و تفسيرها نوشت. شايد بتوان شاه بيت شعار «ستار» و مطلع درخشان سخنانش را همان جمله اي دانست كه به كنسول روس و در مقام مقابله و مقاومت گفت: «جناب قونسول! من مي خواهم هفت دولت زير سايه بيرق اميرالمومنين (ع) باشند شما مي خواهيد من زير بيرق روس بروم؟! هرگز چنين كاري نخواهد شد.» و يا آن زمان كه سايه شوم استبداد بر سر كشور سنگيني مي كرد و همه مبارزان سلاح زمين گذارده و سرتسليم فرود آورده بودند، در برابر پيشنهاد نزديك ترين يارانش براي تسليم مي گويد: «تسليم شدن من درست به كام مرگ رفتن است. زيرا اينان با من حساب جداگانه اي دارند و اگر در برابر نيروي آنان گردن خم كنم محققاً زنده ام نخواهند گذاشت.» و آن گاه كه فرار را بر او پيشنها مي كنند، ستارخان برافروخته پاسخ مي دهد: فرار غيرممكن و ننگين تر از به دست دشمن افتادن و كشته شدن مي باشد. من اگر فرار كنم و اسبتداد به تبريز چيره شود و عرض و ناموس مرد م به ويژه ناموس همرزمان من در دست آنان بيفتد و يا فرزندانشان به دژخيم سپرده شوند در حق من چه مي گويند؟! در آن صورت مردم حق خواهند داشت كه با تمامي ايل و طايفه شان به دنبال من بيفتند و مرا بگيرند و قطعه قطعه ام كنند و جسدم را بسوزانند. نه نه، من نمي توانم فرار كنم. يا بايد بميرم يا پيش ببرم.» و آنگاه كه سردار، تسليم شهر را در برابر استبداد مشاهده مي كند، فرياد مي زند: «قسم خورده ام، قرآن مهر كرده ام، پرچم آزادي را به دوش گرفته ام حاشا كه زمين بگذارم!» با آنكه ستارخان در برابر دشمن دلاوري شجاع و مبارزي نترس بود، اما در برابر ملت خويش بسيار فروتن و افتاده بود. او تواضع و شكسته نفسي را مرام هر آذربايجاني مي داند و غرور و خودنمايي و نخوت او را از راه اصلي به در نمي كند. تواضع از كلمه كلمه ي سخنان او هويداست! «من هر چه دارم از سر اين خاك و مردم آن دارم» |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 8:45 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت 25 آبان سالروز خاموشی سردار ملی «ستار» ستارة بیافول آسمان مبارزه و آزادیخواهی
«جناب کنسول! من میخواهم هفت دولت زیر سایه بیرق امیرالمومنین(ع) باشد شما میخواهید من زیر بیرق روس بروم؟ هرگز چنین کاری نخواهد شد!» اینها سخنان و به عبارت امروزیتر، دکترین مردی است که در هیچ دانشکده و آکادمی غربی و شرقی درس نخوانده و از مکاتب سیاسی و فکری هیچ حزب و گروهی هم درس نیاموخته است. این شعار، تئوری مبارزاتی فرزند آذربایجان و دیار «قرهداغ» است. مبارزی که هرگز ایدهها و اندیشههای خویش را در قالب کتاب و مکتب آکادمیک، منتشر نکرد، برای خویش نظریههای آنچنانی و پر از الفاظ سخت و دشوار نساخت. بیهیچ آرایه و پیرایهای، اسب خویش را سوار شد پرچم سفید ننگ و سازش در برابر استبداد قاجار و استعمار روس را پائین کشید و زير بیرق پرافتخار امیرالمومنین، لوای سرخ مبارزه و رشادت و آزادیخواهی را بر تارک ایران برافراشت. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:11 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
فرودگاه تبریزو در بند نقش ایوان چندی پیش طرح بازسازی وپروژه های فرودگاه بین المللی تبریز به بهره داری رسید که جای خوش وقتی دارد و تبریک به مسیولان فرودگاه های آذربایجان شرقی. اما چند نکته نباید از برابر دیدگان ما مکتوم بمانند . این که فرودگاه شهید مدنی تبریز چهره ای در شان خود پیدا کند اصلا لازم و ضروری است اما این عمل آدمی را به یاد آن ضرب المثل شیرین فارسی می اندازد که گفت : خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است ! وقتی که به گفته ی یکی از نمایندگان تبریز هر هفته در حدود 50 پرواز از پرواز های فرود گاه تبریز کنسل شده و وقتی که می بینیم پیدا کردن و خرید یک بلیط هوایی چه قدر مشکل و گاه امکان ناپذیر است ! (البته از ما بهتران و پارتی داران مشکلی ندارند !) دیگر از توسعه فرودگاه خلوت تبریز سخن گفتن کمی تا قسمتی خنده دار می نماید . به راستی وزیر محترم راه و ترابری ،استاندار و رییس فرودگاههاو ...که این قدر از توسعه ی فرودگاه تبریز چنین مشعوف شده اند فکری به این وضعیت کرده اند ؟ البته من و شما خوب می دانیم که علت چیست و تا حدودی هم به خاطر حس وطن دوستی مان تحمل می کنیم . اما تا کی این کاسه ی صبر سر ریز نخواهد شد ؟! بسیاری از مسافران حاضرند در سالن های کوچک و نا مرتب بنشینند اما بالاخره به مقصد برسند . دیگر بهتر است که کمی هم به فکر زیربنا باشیم و دربند نقش ایوان نباشیم . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 13:1 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
فرهنگشهروندی» را پاس بداریم سرنشینان موتور قانونشکنی!
زمان: مهر ماه 86 مکان: چهار راهحافظ 1. مطابق تعریفی که در مقررات راهنمایی و رانندگی ایران و همه کشورهای دنیا و از موتورسیکلت ارائه شده چنین آمده است که: موتور سیکلت وسیلهی نقلیهی سبکی است برای جابجایی یک و حداکثر دو نفر با رعایت کلیه مقررات و ضوابط مربوطه نظیر داشتن کلاه ایمنی، پلاک راهنمایی و ...! و کلیه مقررات رانندگی مربوط به سایر خودروهای موتوری در مورد موتورسیکلت نیز مصداق پیدا میکند. (نقل به مضمون) 2. موتور سیکلت وسیله سبک و کاملاً با صرفه و سریعی است که امروزه در شهرهای و به ویژه در ترافیکهای شهری، و اوضاع سهمینهبندی و کمبود بنزین از کارآیی بالایی برخوردار است. سرعت عمل، قدرت مانور، هزینههای اندک نگهداری، عدم نیاز آنچنانی به پارکینگ و محل توقف از مزایا و محاسن دیگر این وسیله است. 3. اما این وسیله سریعالعمل، به دلیل نداشتن حفاظ کامل راننده و سرنشین، گاه میتواند به دلیل بیاحتیاطی، عدم توجه به مقررات و ضوابط راهنمایی و رانندگی به مرکب مرگ و معلولیت تبدیل شود. آیا موتورسواران شهرهای ما، قوانین و مقررات مترتب بر موتور سیکلت را موبه مو اجرا میکنند؟ وقتی که شما طول خیابانی را چه در پیادهرو و چه در خیابان طی میکنید، وقتی موتورسواری را میبینید که خلاف جهت خیابان یک طرفه، آن هم با سرعت بالا و بدون داشتن کلاه ایمنی طی میکند، میتوانید قضاوتی واقعبینانه در این رابطه داشته باشید و به این نتیجه میرسید که سرعت رواج موتورسواری در شهرهای ما، بسیار بیشتر از سرعت ترویج «فرهنگ موتور سواری» بوده است! 4) مطابق تعریفهای ارائه شده، سوار کردن بیش از یک نفر در ترک موتور خلاف مقررات است. اما شما در این عکس موتوری را میبینید که نه یک نفر و دو نفر که یک خانوادهی پنج نفری را یدک میکشد. کافی است تا گوشهی چادر مادر لای چرخها گیر کند. یا خدای ناکرده، موتورسوار قادر به کنترل سرعت و ترمز موتور نشود آنگاه ...! وقتی مسافران یک سواری بر روی یک موتور دو چرخ، سوار میشوند، به منزلهی آن است که: الف) به سلامت جسمی خود و تکتک اعضای خانواده بیاهمیت و بیتوجه بودهاند. ب) حقوق سایر شهروندان و به ویژه رانندگان خودروهای دیگر را تضییع کرده و در صورت بروز کوچکترین حادثهای، آنها را به دردسر انداختهاند. ج) و از همه مهمتر«فرهنگ شهروندی» را زیر چرخهای بیتوجهی خود مخدوش و مجروح ساختهاند. در این «عکس» اندکی «مکث» کنید باشد که «فرهنگ شهروندی» را پاس بداریم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:43 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
«قاتل خاموش»؛ بر پشت بامخانهها به كمين نشسته است
هر سال كه بادهاي سرد پاييزي كوچه پس كوچههاي «آذربايجان سردسير» را درمينوردد، هراس و اضطراب مبهمي را نيز با خود به همراه ميآورد. «آذربايجان» منطقه سردسيري است و همين ويژگي باعث شده تا ساكنان اين منطقه، در فصل سرماي سال، زودتر از بقيه هموطنان به استفاده از وسايل گازسوز نظير بخاريهاي نفتي و گازي و اين اواخر بخاريهاي گازي بدون دودكش روي بياورند. متأسفانه عدم رعايت مسايل ايمني در استفاده از هر يك از اين وسايل، همه ساله، خسارات سنگيني را چه از نظر انساني و چه از نظر مالي بر شهروندان وارد ميآورد. امسال چند نفر؟! بنابه اعلام مركز پزشكيقانوني آذربايجان شرقي، در سال 1385، 91 نفر (60 مرد و 31 زن) از ساكنان آذربايجانشرقي به دليل مسموميت ناشي از تنفس گاز CO (مونواكسيدكربن) جان خود را از دست دادند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 8:23 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||