تبليغاتX
آذر قلم (روزنامه نگاری از تبریز)
به نام آنكه جان را فکرت آموخت--------- چراغ دل به نور جان برافروخت

«یلدا»

آئین کهن مردم آذربایجان

 

 

آذربایجان را مهد رسوم و آداب و سرزمین فرهنگ ها و عادت ها خوانده اند. دیاری که از هر برگ تاریخ کهنش، و از هر گوشه ی آن، رسمی و عادتی تراوش می کند. رزم و بزم مردمانش همواره از رونق و اعتباری خاص و از حلاوتی دلنشین و خاطره ای ماندگار برخوردار است.

مناسبت های مذهبی، ملی و محلی، در این سرزمین برای خود رسوم و آداب ویژه و خاصی دارند.

آن چنان این رسوم با پوست و استخوان مردم آذربایجان عجین گشته که گویی، این آداب جزئی از وجود آنهاست.

شب نشینی های شب های بلند زمستان، جشن های برداشت محصول، مراسم عقد و عروسی و نامزدی، عزاداری و سوگواری، چهارشنبه سوری و بالاخره آئین مربوط به بلندترین شب سال، «شب یلدا»!

 «یلدا» یا همان «شب چله» برای مردم آذربایجان، مفهوم خاصی دارد. به معنی شیرینی است، شادی و نشاط و دور هم نشینی، کنار گذاشتن غصه ها و کدورت ها و استمرار دوستی ها و محبت ها.

در شبی که ستارگان هم همسو با سوز سرد آخرین روز پائیز، فرا رسیدن زمستان را به رغم همه ی سختی هایش، به جشن می نشینند.

برای خواندن بقیه مطلب روی "ادامه مطلب "کلیک کنید

***


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 13:9  توسط محمد امين خوش نيت  | 

26 آذر روز حمل و نقل

چرخ‌های حمل و نقل همگانی به روغن‌کاری نیاز دارد!

1)  تا چند دهه‌ی پیش، نام «شهرها» با توسعه، مدرنیّته و دسترسی آسان به امکانات قرین بود. اما این مفهوم، در طی سه دهه اخیره به شدت تغییر محتوا داده است. تا آنجا که اولین و مهمترین تصویری که با شنیدن نام شهرها در اذهان تداعی می‌شود، «ترافیک سنگین» معابر است و به دنبال آن آلودگی صوتی و هوا! به عبارت دیگر انسان شهرنشین امروز، در دامی که خود تنیده، گرفتار آمده و بی‌تدبیری، راحت‌طلبی و عدم دور‌اندیشی مدیران حوزه مدیریت شهری در گذشته بر معضل بزرگ هزاره سوم دامن زده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 10:50  توسط محمد امين خوش نيت  | 

داربست های خطر آفرین

عكس از خوش نيت

 زمان: آبان ماه 86

مكان: ميدان شهداء، روبروي استانداري

1)   هر چه قدر شعار بدهيم كه شهر، به سوي توسعه و مدرنيزه حركت مي كند باز با مشاهدة برخي صحنه ها و حادثه ها، در اين خوش باوري خود دچار ترديد مي شويم.

در حالي كه «تبليغات صحيح» اساس توسعه و رونق اقتصادي رشد و بسط اطلاع رساني است اما با اين حال، ما تنها به تبليغات به هر شيوه در هر جا و به هر وسيله روي آورده ايم و هرگز به  صحت، منطقي بودن و كارآمد بودن آن توجه نكرده ايم.

2)   نمونه ي آن را شما مي توانيد در سطح شهر، مشاهده كنيد. متاسفانه بدعت و شيوه ي ناصحيحي كه در شهر رواج پيدا كرده، استفاده از داربست هاي سنگيني فلزي براي نصب و بالابردن بنرها، پارچه ها و استندهاي تبليغاتي است. متاسفانه وضع نامناسب ظاهري اين داربست ها، چهره آن منطقه را مخدوش سازد اما از آنجائي كه راهكار مناسب و زيبايي براي «تبليغات شهري» وجود ندارد. بسياري از صاحبان املاك و متوليان ادارات وموسسات تبليغات به اين شيوه ي سنتي كه كم خطر هم نيست روي آورده اند.

3)   بادهاي فصلي و موسمي تبريز، معروف است. گاه در وسط چله ي زمستان با آفتاب سوزان مواجه مي شوند و يا برعكس در يك هواي كاملا آفتابي احتمال دارد، با طوفان و باد و باران و تگرگ روبرو شويد. بنابراين بايد هرگونه طراحي و برنامه ريزي براي پديده هاي شهري، متناسب با حال و هواي اين شهر باشد.

4)   در اين عكس كمي دقت كنيد تا منظور ما را بفهميد. داربست بزرگي كه در اين منطقه نصب شده بود، با وزش تندبادي در نيمه ي يك روز پائيزي، باعث سقوط اين مجموعه فلزي شده است. خدا را بايد صد زهر مرتبه شكر گفت كه بر روي عابر و رهگذري سقوط نكرده است و گرنه معلوم نبود كه چند نفر را مصدوم و يا حتي محروم از حيات مي كرد.

5)   در اين عكس اندكي مكث كنيد. شايد كه هم موسسات تبليغاتي، هم مسئولان فرهنگي شهر و هم شهروندان و مشتريان تبليغات، راهكار و طرح نوين و مطمئني را براي اين ضرورت شهري طراحي و اجرا نمايند.


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 10:34  توسط محمد امين خوش نيت  | 

مقصر اصلی زلزله‌های اخیر تبریز من بودم!

زلزله‌های سلسه‌ای تبریز هم ظاهراً که به پایان رسیده است. امّا حرفهايي پشت سر من درآوردند که کم‌کم دارد باورم می‌شود که «مقصر اصلی این زلزله‌ها من بودم!ز

می‌دانید چرا؟! برای اینکه حدود 20 روز پیش بنده مقالات و مطالبی با موضوع زلزله و با تیتر «مار خفته‌ای به نام زلزله در تبریز بیدار می‌شود»  چاپ کردم. حالا هم دوستان و آشنایان و مخالفان و عناصر معلوم‌الحال دست به یکی کرده‌اند و می‌گویند که عامل اصلی بیداری این مار، من بودم! عجب!

راستش را بخواهید ما هر روز صبح در بیدار کردن خودمان هم مانده‌ایم چه برسد به اینکه به مار زلزله «بیدار باش» بدهیم!

اما جدای از اینکه این زلزله تا چه حدی می‌تواند خطرناک باشد، چند  نکته جالب برای من داشت:

جهت مطالعه بقیه مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 8:47  توسط محمد امين خوش نيت  | 

حکایت خود کفایی گندم و دم خروس

آختصاصي ماني

امسال و به طور مرتب و مکرر از تریبون ها، مطبوعات و رسانه ها و توسط شخصیت های مختلف سیاسی، اقتصادی، دولتی و .... موضوع خود کفایی کشورمان در زمینه « گندم» مطرح می شود. تا آنجا که برخی از کارشناسان امر، از صرفه جویی 4میلیارد دلاری ناشی از خود کفایی گندم در 5/2 سال اخیر خبر می دهند. این خبر در نگاه نخست موجی از امیدواری و شادی را بر دلها و چهره ی هر ایرانی وطن دوست هدیه می دهد. اینکه بعد از سالها بسیار، از واردات استراتژیکی ترین محصول جهان بی نیاز شویم و حتی زمینه و بستری برای صادرات گندم فراهم آید خبر بسیار خوب و امیدوار کننده ای است. اما آیا این تمام واقعیت هاست؟!

متأسفانه به نظر می رسد که در این زمینه نیز هم رسانه های گروهی و هم برخی مسئولان ( که معمولاً  راوی و بازگو کننده آمار ارائه شده از سوی دیگران هستند!! ) راه به اغراق و اشتباه پیموده اند.

این در حالی است که یک مقام سازمان بازرگانی استان، اخیرا از صادرات 100هزار تن گندم در طی چند ماه گذشته از استان خبر داده است. حالا دیگر حلقه ی گمشده این زنجیر بر همگان روشن است. آیا نبود سیستمی تعادلی و منطقی بر نیاز داخلی و صادرات، عامل این کمبود بوده است؟ مگر نه این است که به قول آن ضرب المثل ترکی: اول داخل خانه و سپس بیرون خانه؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 8:17  توسط محمد امين خوش نيت  | 

به مناسبت 5 آذر سالروز درگذشت جبار باغچه‌بان

«چون شمع برای جمع سوزان باش»

 

همه‌ی ما، «جبار باغچه‌بان» را تنها به عنوان معلم دانش‌آموزان کر و لال و موسس اولین مدرسه آنان می‌شناسیم امّا بی‌انصافی است اگر قدرت، جاذبه و توانمندی این چهره‌ی ماندگار آذربایجان را به این مهم محدود کنیم. هر چند که شهرت «باغچه‌بان» در این رشته هم بی‌نظیر و یگانه است.

او معلمی است مبتکر و دلسوز، هنرمندی متعهد، نویسنده‌ای متبحر، وطن‌دوستی مومن، و ختی خبرنگاری توانا! اینها گوشه‌ای از توانمندی‌های مردی است که عرصه دانش‌آموزی ما مدیون زحمات و همت و پشتکار اوست. هم او که روش نوینی را در امر دانش‌آموزی به کودکان، بنیان نهاد، هرگز از مرارت‌ها و ملالت‌ها، خم به ابرو نیاورد و به رغم سختی‌ها و تنگ نظری‌ها در آسمان فرهنگ و ادب ایران، جاودانه شد. او به راستی «باغچه‌بان» گلهای علم و معرفت ایران زمین شد.

***

لطفا برای مشاهده ی بقیه مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 12:19  توسط محمد امين خوش نيت  |