|
|
|
|
|
در جشنواره مطبوعات استان دوم شدم
در جشنواره مطبوعات و انقلاب اسلامی که روز ۲۹ بهمن در تبریز برگزار شد گزارش بنده با عنوان: "۲۹ بهمن :درفش کاویانی علیه ضحاک زمانه " که در خبرگزاری فارس منتشر شده بود به عنوان گزارش برتر شناخته شده و رتبه دوم را به خود اختصاص داد . یعنی اینکه من دوم شدم و لوح تقدیر و جایزه ویژه گرفتم.(جایزه را نمی گویم تا از من شیرینی نخواهید !) البته این جایزه را مدیون دوست نازنینم آقای امیر کریمزاد شریفی و همکار خوبم آقای وحید زینالی هستم که مرا به این راه کشاندند!! و تشکر می کنم از اظهار لطف و محبت استادان خوبم آقایان :محمد رضا عزیزپورـدکتر کامران پاشایی و معین فرد و آقای حسینی . این مقاله را هم روزنامه ایران چاپ کرد و هم روزنامه همشهری .شاید مقاله را بگذارم تو وبلاگ . اگر وقت کردم . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 15:34 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
4دسته انسان ازدیدگاه دکتر علی شریعتی دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است: 1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند . 2- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است . 3- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم . 4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند . اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد . وبلاگ :گنجینه موفقیت(امینیان) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 15:15 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر دوستان گرامی
به دلیل حضور دو هفته ای در تهران(برای امتحانات پایان ترم ) امکان درج پست جدید و یا پاسخگویی برایم مقدور نیست . ضمن عرض پوزش از حضورتان در این وبلاگ سپاسگذارم . پس تا ۱۸ بهمن حق یارتان یا حق |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 17:35 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||
|
|
|
|
|
آئينهاي عزاداري درآذربايجان حسينه يئرلر آغلار! گويلر آغلار!
كاروان حجاج، همه در آن دشت تفتيده، شاهد بالارفتن دست «عليابنابيطالب» توسط پيامبر اسلام به نشانه جانشيني وي بودند امّا چه بسيار كساني كه بر حقيقت چشم بستند. آخرت خويش به دنياي فاني فروختند و با انكار حادثه «غديرخم»، سنگ بزرگ تفرقه را بر سر راه اقيانوس جوشان ولايت و امامت انداختند و بدينسان، حادثه «عاشورا» رقم خورد. نوة پيامبر، فرزند ولايت و سومين ستارة امامت را در دشت نينوا سر بريدند و اينها همه از رد حادثة غديرخم نشأت گرفت. و بدينسان، در محرم سال 61 هجري، مسيح مسلمانان را در دشت كربلا، به صليب كشيدند. تشيع به عزاي دائمي امام سوم خويش نشست و تا قيام قيامت، لواي سرخ شهادت بر در عبادتگاههاي خويش نصب نمود. جامهي سياه به تن كرد و با ذكر « يا حسين شهيد» نهال آرزوي بوسه بر تربت پاك سرور آزادگان را دردلش غرس كرد. اكنون 1400 سال بعد از آن نهضت خونين، هنوز هم آواي «يا حسين» ورد زبان هر شيعه علوي است. تربت پاك قتلگهاش، مهر نماز است و سينههاي داغدار ضربت گه دستها. شانههايش مأمن زنجير بلا و كف پايش تاول بستهي زخم ظلم يزيديان، به نشانهي رنج تاريخي مصيبتكشيدگان و اسراي كربلا. و اينك از پس آن صدها سال «شهادت» و « اسارت» پرافتخار، هنوز هم هر شامگاه، در هر تكيه و مسجد و عبادتگاه، بيرق سبز تشيع بر پا ميشود تا يكبار ديگر، مظلوميت اين اقيانوس علوي فرياد شود. محرم سرمايه تمام ناشدني معنويت شيعه، و عاشورا، ثانيههاي آميخته با خون و ايثار است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:38 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||