تبليغاتX
آذر قلم (روزنامه نگاری از تبریز)
به نام آنكه جان را فکرت آموخت--------- چراغ دل به نور جان برافروخت

حکایت تلخ مقاله من و کم لطفی اداره ارشاد

مرگ ناباورانه استاد سرداری نیا دوست و همکار ارجمندم مرا بر آن داشت تا در اولین فرصت قلم به دست گرفته و ادای دین کرده باشم به پیشگاه آن بزرگمرد تاریخ ایران و آذربایجان .

مقاله ای تحت عنوان "سردار تاریخ نگار آذربایجان" نوشتم و ...

خوشبختانه یا متاسفانه اغلب نشریات محلی این مقاله را چاپ کردند. (تاسف از این بابت که انتظار می رفت نویسندگان محترم نشریات خودشان هم در ذکر مناقب اخلاقی و توانمندی های این سردار بی بدیل تاریخ آذربایجان  قلمی بر لوح نشریه شان بچرخانند که کمتر کردند و به مطلب آماده بسنده کردند !)

در این مقاله بنده با توجه به حساسیت موجود در خصوص برخی واژه ها عدالت را رعایت کرده و با نگاهی واقع بینانه و محترمانه قلم بر لوح چرخاندم .باور داشتم و دارم که ما فدایی ایران و آذربایجان هستیم و دلمان برای این سرزمین می طپد . بنابراین هر کس برداشتی غیر از این داشته باشد در حق این سرزمین تاریخی ،خود و ایران عزیز و آذربایجان دلاور بی مهری  روا داشته است .

متاسفانه در مجلس ترحیم آن عزیز از دست رفته همان مقاله بنده را تکثیر کرده و در بین مردم توزیع کرد . متاسفانه در نهایت کم لطفی بسیاری از واژه ها را تغییر داده بود . !

اعتراضات من جایی راه نداشت . اما اگر  برخی دوستان و همشریان نسبت به بنده دلخور شدند من بی تقصیر بودم . 

این را نوشتم تا ثابت کنم و بگویم که من عاشق زادگاهم هستم . به ایران و ایرانی علاقه دارم و آذربایجان را (با شرقی و غربی اش هم کاری ندارم ) با ایران و در کنار آن دوست دارم . پیوند میان من و آذربایجان و ایران مثال مثلثی است که نبود یکی نافی شکل هندسی مثلث خواهد بود .

یاشاسین آذربایجان و زنده باد ایران . جانم فدای وطن باد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:51  توسط محمد امين خوش نيت  | 

عكس از محمدامين خوش نيت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 12:5  توسط محمد امين خوش نيت  | 

«سردار تاريخ‌نگار آذربايجان»

دار فاني را وداع گفت

عكس از محمدامين خوش‌نيت

«صمد سردارنيا» بزرگمرد فرهنگي آذربايجان، روايتگر تاريخ اين سرزمين درخشان روح خويش پرواز داد و در جوار حضرت حق آرام گرفت.

كمتر نويسنده، روزنامه‌نگار، فرهنگي و حتي شهروند ساده آذربايجاني را مي‌توان يافت كه با نام «سردارنيا» اين راوي شيرين سخن و سرمايه بزرگ اين  ديار بيگانه بوده و مقاله و كتابي از او نخوانده باشد.

بي‌هيچ حب و غرضي، گوهر حب وطن در صدف وجود خويش تربيت كرد و سالها پشت ميز تحرير كوچكش قلم بر دست، بر لوح تاريخ، برگهايي زرين از گذشته و حال مردمان ديارش رقم زد. برگ برگ تاريخ را ورق زد تا نشاني مستند بر پايه واقعيت و نه گزافه و اغراق از لياقت، كفايت و درايت ايران و ايرانيان و شجاعت و مردانگي آذربايجان و آذربايجانيان بيابد. در سطر سطر نوشته‌هاي شيوايش مي‌توان روح متعالي يك ايراني وطن‌دوست و يك آذربايجاني جليل‌القدر را ملاحظه كرد.

بي‌اغراق مي‌توان گفت كه اگر اكنون هر آذربايجاني و هر شهروند تبريزي، به آساني و در عين افتخار و با قدرت از تبريز، به عنوان شهر اولين‌ها ياد مي‌كند، حاصل سالها تلاش اين پير فرزانه است. نويسنده‌اي كه سالها در ميان اوراق تاريخ گشت تا گلستاني از افتخارات مستند و واقعي آذربايجان گردآورد تا مردمانش سرافرازانه به داشتن آن قله‌هاي بزرگ فخر فروشند و مباهات ورزند. از قابليت‌هاي آب و خاك و جان آذربايجان گفت تا جهان و جهانيان بدانند كه اينجا آذربايجان است. كانون عشق‌ورزي، محور ايثار و مردانگي، ديوار بلند مقاومت، با مردماني مهربان و هنرورز،  با ادبياتي آميخته به شور شبنم و شوق خدمت.

چه بسيار كساني كه در دوران حيات آرام و بي‌جنجاليش، حرمتش پاس نداشتند اما سردار بزرگ تاريخ آذربايجان، هرگز لب به گله و شكايت نگشود.

بي‌مهري‌ها را به جان خريد و مرارت‌ها را در اين راه كشيد اما هرگز دست نكشيد از آرمان مقدسي كه داشت. آرماني به نام : بازشناسي واقع‌‌بينانه آذربايجان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 9:1  توسط محمد امين خوش نيت  | 

«گلشن راز» شبستري

«چراغ‌دل»عارفان

به نام آنكه جان را فكرت آموخت                         چراغ دل به نور جان برافروخت

  اين جمله مختصر و گويا آغازين بيت از مجموعه عارفانه‌ي »«گلشن راز» است. مجموعه‌اي كه مشتمل بر 105 بيت است و به رغم اين اختصار و قلّت، شيواترين مضامين عرفاني و گوياترين مفاهيم انساني و رساترين معاني هنري را در خود جاي داده است.

«شيخ محمود شبستري» هر چند بيش از چهار دهه در اين دنياي فاني و خاكي نزيست اما شاهكاري از خويش بر جاي گذاشت كه بعدها «چراغ دل» عارفان و عاشقان و حق‌پويان گرديد.

شيخ سعدالدين محمود فرزند عبدالكريم در ايام سلطنت گيخاتو خان در شهر شبستر از توابع آذربايجان چشم به جهان گشود. او اكثر سالهاي عمر خويش را به سياحت در اطراف و اكناف جهان پرداخت و بدين سان كوله‌باري از تجربه و آموزه و حكمت براي خويش اندوخت.

او از علماي مشهور متصوفه زمان خود بود و دانش پژوهان براي حل مسايل عرفاني خويش به او مراجعه مي‌كردند. از او به عنوان يكي از نوادر روزگار و مفاخر فلاسفه ايران ياد مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:30  توسط محمد امين خوش نيت  | 

وضعیت روزنامه نگاری در ایران

                در سال ۱۳۸۶

 جهت اطلاع از وضعیت روزنامه نگاری در ایران در سال گذشته به وبلاگ "آذرسخن " به آدرس زیر مراجعه کنید :

http://www.azarsokhan.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 17:34  توسط محمد امين خوش نيت  | 

نقش گروهها و احزاب در انتخابات تبريز، آذرشهر و اسكو

انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه تبريز، اسكو و آذرشهر براي انتخاب 6 ‌نماينده‌ي  اين حوزه به فاصله يك هفته مانده به بهار، برگزار شد. برخي پرنده شادي را به آغوش كشيدند و عده‌ي كثير ديگري، نوميد و نگران، بر سر سفره هفت‌سين نشستند.

از ميان 97 كانديدا تنها يك نفر (پزشكيان) در مرحله اول حائز اكثريت آرا شده و حضور خود را در ميدان بهارستان تهران قطعي كرد. در نتيجه، 10 كانديداي داراي بيشترين راي به دور دوم راه يافتند تا رقابت نفس‌گير ديگري را در روز ششم ارديبهشت ماه امسال دنبال كنند و بدين ترتيب 5 نفر از آنان افتخار نمايندگي مردم حوزه انتخابيه تبريز اسكو آذرشهر رابه دست آورده و خلعت سبز خدمت به مردم اين منطقه را بر تن كنند.

اين گزارش در صدد است تا با نگاهي آماري، تحليلي، به بررسي جايگاه، عملكرد و اقبال گروهها، تشكل‌ها، ائتلاف‌هاي فعال در دوران تبليغات انتخاباتي بپردازد. بديهي است تحليل‌ها و تفسيرهاي مترتب بر آن خالي از اشكال نخواهد بود لذا مشتاق دريافت نظرات و انتقادات كارشناسان و دست‌اندركاران عرصه آمار، سياست، انتخابات و جامعه‌شناسي هستيم.

***

از مجموع 115 كانديدايي كه براي رقابت در اين دوره ثبت‌نام كرده بودند 18 نفر تا نخستين ساعات راي‌گيري، انصراف دادند و بدين ترتيب، در ماراتن انتخابات هشتم براي تصاحب 6 كرسي سبزرنگ پارلمان بهارستان، 97 نفر در رقابتي نفس‌گير شركت كردند.

متاسفانه اصل «تحزّب» در ميان كانديداها، مسئولان،

گروهها و احزاب و تشكل‌ها، وحتي رأي دهندگان

  چندان مورد توجه قرار نگرفته است

بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه گروهها، تشكل‌ها و ائتلاف‌ها، تنها از 23 كانديدا اعلام حمايت كردند. به عبارت ديگر 74 نفر از كانديداها به طور مستقل وارد عرصه انتخابات شدند. ضمن آنكه اعلام حمايت برخي از گروهها از برخي افراد نيز آنچنان كم رنگ بود كه مي‌توان از آن صرفنظر كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:52  توسط محمد امين خوش نيت  | 

با طبيعت، نحسي سيزده را به در كنيم!

سيزده بدر مبارك

آئين‌هاي زيباي نوروزي، حلاوتي ماندگار در اذهان باقي مي‌گذارد، اين آئين‌ها كه با گرم شدن نسبي هوا، آب شدن برفها و به ويژه آغاز ماه اسفند شروع مي‌شود، در آخرين چهارشنبه سال، به آئين «چهارشنبه‌سوري» منتهي شده و در نهايت با اولين روز بهار و «نوروز» به اوج خود مي‌رسد.

ديد و بازديدها، تبريك گفتن‌ها و شادباش‌ها، در سرزميني كه به کانون اصلي آئين‌هاي سنتي و فولكلور دنيا معروف است يعني در ايران، حتي تا دو هفته بعد از حلول سال جديد نيز ادامه مي‌يابد.

و چون روز 13 فرا مي‌رسد، پير و جوان، خرد و كلان، زن و مرد، از خانه بيرون زده و سر به دشت و بيابان و صحرا مي گذارند.

دل به طبيعت مي‌سپارند تا نحسي عدد 13 را «به در» كنند و اين چنين «آئين 13 بدر» در رسوم ما ايراني‌ها شكل مي‌گيرد. 13 بدر را بايد حُسن ختام آئين‌هاي نوروزي دانست. روزي كه براي كودكان و نوجوانان، بيش از سايرين خاطره‌انگيز و شيرين است.

البته جوانان و نوجوانان، از چند روز مانده به 13 بدر، تدارك اين سفر يك روزه را مي‌بينند و با همفكري و همدلي خود، دوستان و خانواده، نقشه هايي براي اين روز مي‌كشند اينكه : كجا بروند، كي بروند، چه ببرند، با كي بروند و ...!

و همين هيجانات و دلهره‌هاي شيرين است كه نقش خاطره را بر ذهن مي‌زند.

نحس بودن عدد 13، از ديرباز در فرهنگ ما ايراني‌ها جا داشته است. ردپاي آن را هنوز هم مي‌توان در بين مردم ديد. اما تاريخ و مبداء دقيقي براي علت نامگذاري 13 به عنوان عدد نحس مشخص نيست. در ميان برخي از ملل و كشورها نيز اعداد ديگري نحس شمرده مي‌شوند. مثلاً عدد هفت در چين و عدد چهار در ژاپن نحس محسوب مي‌شود.

بر همين اساس مردم ايران و آذربايجان هم اين رسم را بهانه كرده و دل به طبيعت مي‌زنند تا آخرين روز تعطيلات نوروزي را در كنار خانواده و دوستان به سر برده و آئين‌هاي نوروزي را در گنجينه‌ي خاطرات خويش ثبت و ماندگار نمايند.

هر چند خيلي‌ها، نحس بودن عدد سيزده را خرافه دانسته و بر درستي آن تشكيك مي‌كنند اما حتي اگر اين خرافه بودن هم صحت داشته باشد، شادابي و شور و حال اين روز، و در كنار هم بودن خانواده، بر نحسي آن غلبه مي‌كند.

جوانان و خانواده‌ها و مخصوصاً دختران دم بخت، در دشت و باغ و كوه سبزه گره مي‌زنند و نيت مي‌كنند كه تا سال ديگر، آرزوهایشان برآورده شود و اگر قسمت بشود، به خانه‌ي بخت بروند و زير لب زمزمه كنند:

13 بدر

سال دگر

خونه‌ي شوهر

بچه بغل!!

زيراندازي و چادري، به همراه بساط چائي و خوراكي و امكانات تفريحي كافي است تا اين روز را خاطره‌انگيز نمايد.

وقتي عصر روز سيزده بدر در جاده حركت مي‌كنيد، تعداد بسياري سبزه را مي‌بينيد كه خانواده‌ها بعد از 13 روز، آنرا در دامن دشت و بيابان به حال خود رها ساخته‌اند. چون ديگر، معتدل شدن هوا، زمين دوباره زنده شده و سرسبزي همه جا را فرا مي‌گيرد. بنابراين ديگر نيازي به اين سبزه‌هاي موقت نيست. و چه غريبانه در گوشه‌ي خيابان به فراموشي سپرده مي‌شوند!

خانواده‌ها با جا گذاشتن سبزه‌هاي عيد خود در كنار جاده يا محل اسكان سيزده بدري خود، پيشامدهاي ناگوار سال دوري مي‌گزينند و براي همديگر آرزوي سرسلامتي مي‌كنند.

سيزده بدر، استمرار آئين‌هاي زيباي نوروزي است به شرطي كه به چاقوي بي‌احتياطي و سهل‌انگاري شيريني آن را تلخ نكنيم.

آخرين روز آئين‌هاي جاودان نوروز بر شما مبارك باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 11:18  توسط محمد امين خوش نيت  |