تبليغاتX
آذر قلم (روزنامه نگاری از تبریز)
به نام آنكه جان را فکرت آموخت--------- چراغ دل به نور جان برافروخت

تبريز و كمبود عنصري به نام «ميدان»

 عكس از محمد امين خوش نيت- ميدان دانشسراي تبريز

باستان‌شناسان و مورخان، در كاوش‌هاي خود در دل شهرهاي قديمي و شهرهاي مدفون در زير خروارها خاك، به فضاهايي برخورده‌اند كه نشان مي‌دهد اين نقاط، محلي براي سكونت، زيارت و ... نبوده بلكه فضاهاي بازي بوده‌اند كه در ميان سكونت‌گاهها، تجارت‌كده‌ها، زيارتگاه‌ها و ... محصور بوده‌اند. برخي از اين فضاها، داراي سكوهايي بلند در مركز خود هستند كه نشان مي‌دهد محل تجمع ساكنان آن شهر در اين فضاها و بر گرد سكوها بوده‌اند. اين سكوها نيز بيشتر براي اطلاع‌رساني و سخن گفتن با مجتمعين و مستمعين به كار برده مي‌شد. اين فضاهاي شهري، همان پديده‌اي است كه امروزه ما از آن با نام «ميدان» ياد مي‌كنيم.

فضايي محصور در ميان بناها و معابري كه كانون و مركز يك شهر، روستا يا قبيله شمرده مي‌شود. فضاهايي كه به تناسب تكامل آن در طول عمر آن شهر، كاربري‌هاي گوناگوني يافته است. در گذشته بيشتر كانون فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي، حكومتي و سياسي بوده و اكنون در كنار همه‌ي اين ويژگي‌ها، به مركز اصلي تردد شهري نيز تبديل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:9  توسط محمد امين خوش نيت  | 

ماجراي ارك تبريز و اظهارات متناقض مسئولان!

1) معاون عمرانی استانداری: احداث پارکینگ در ضلع جنوبی ارک عجولانه و غیرقانونی بود، جلوگیری کردیم

2) شهردار تبریز: هیچ نامه ای از سوی مراجع قضائی برای توقف عملیات احداث پارکینگ دریافت نکرده ایم!

3) روابط عمومی شهرداری تبریز: احداث پارکینگ زیرزمینی محوطه  ارک تبریز مورد تائید استانداری بوده است!

به راستی کدام یک از این افراد و دستگاههای شریف راست می گویند؟! بالاخره ما دم خروس را باور کینم يا قسم حضرت عباس را؟!

ماجرای اخداث پارکینگ در ضلع جنوبی ارک تبریز و واکنش برخی از افراد و شخصیت ها به این مسئله، چند  نکته را به صراحت به ما یادآوری و ثابت می کند:

1-     هنوز به رغم شعارها و شعرها و سینه چاک زدن ها، متولی قدرتمند و جان سوخته برای آثار تاریخی و باستانی ما در این شهر وجود ندارد. همه فقط شعار می دهند!

2- شهرداری و استانداری، دو دستگاه اصلی و مهمترین نهاد تصمیم گیری در مورد اوضاع شهر هستند. وقتی این دو، صداقت و هماهنگی و تعامل وجود نداشته باشد، چگونه انتظار دارید که بین اداره غله، سازمان گورستانها و آسفالت معابرو ... هماهنگی و تعامل و همکاری وجود داشته باشد؟!

بیچاره سرمایه گذاری که بعد از ماهها دوندگی و تلاش، موفق شده بود مجوز احداث پارکینگ را در این نقطه از شهر دریافت کند. حال باید تا مدتها برود کشک خود را بسابد و در حسرت دوستی و هماهنگی بین دستگاههای دست اندرکار اداره شهر بماند.

او باشد و دیگر خیال سرمایه گذاری کلان در شهری که شب تا صبح، دهها تصمیم عجیب و غریب گرفته می شود را از سر خویش بیرون کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:38  توسط محمد امين خوش نيت  | 

نقدی بر سریال «شهریار»

«شكست شوكت شهريار»

دست پخت پر حرف و حدیث «کمال تبریزی» و «پروانه پرتو» به قسمت های آخر خویش نزدیک می شود. این دو تهیه کننده و بازیگران خرد و کلان و متعدد سریال «شهریار» سعی کردند تا زوایای پنهان و آشکار استاد شهریار، این نام آور شعر معاصر ایران و آذربایجان را در سريالي به همين نام به تصویر کشند اما برخلاف تبلیغات بسیار و انتظارات شهروندان و به ویژه شهریار دوستان و آذربایجانی‌ها، این سریال هرگز نتوانست شکوفه های امید و لبخند رضایت را بر چهره ی بینندگان بنشاند.

تاکنون نقدها و تعریف های بسیاری در مورد این سریال در مطبوعات نوشته شده، اما این بار قصد داریم تا از زاویه ی دیگری به محتوای این سریال بنگریم.

1)     موسیقی؛ بعید از فخرالدینی!

آنچه یک مجموعه تلویزیونی را ماندگار ساخته و در اذهان جاودانه می سازد، یا نقش آفرینی شخصیت اول فیلم است و یا موسیقی آن، در این سریال، شخصیت پردازی «سید محمد حسین شهریار» در هر سه مقطع سنی (کودکی، جوانی و پیری)، چندان چنگی به دل نمی زند و با توجه به ضعف  بازیگری، عدم بهره گیری از یک بازیگر معروف( نظیر آنچه كه از بازي داريوش ارجمند در نقش مالک اشتر در سریال امام علی (ع)، یا نقش آنتونی کوئین در نقش عمر مختار در فیلمی به همین نام و یا حمزه عموی پیامبر در فیلم محمد رسول ا...درذهن خود داریم) بعید به نظر می رسد که بیشتر از چند ماه دیگر، این سریال و محتوای دیالوگ ها یا چهره های آن در ذهن مخاطبان باقی بماند.

بنابراین انتظار می رفت که قدرت و ساختار قوی موسیقی فیلم این نقیصه را جبران کند. اما در این عرصه نیز، امید منتظران به یاس مبدل گشت. انتظار مردم از موسیقی‌دان آذربایجانی این سریال(فرهاد فخرالدینی) بیش از اینها بود. فخرالدینی خودش هم خوب می داند که آنچه فیلم امام علی (ع) را مشهور ساخته و باعث شده هم اکنون نیز دیالوگ‌ها، صحنه‌ها و آهنگ‌های سریال در خاطره ها ماندگار شود، موسیقی فاخر، جذاب و هنرمندانه آن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:10  توسط محمد امين خوش نيت  | 

«شمس» و «ارک تبریز» و باقی قضایا

این روزها دو خبر ویژه محافل خبری و حتی اجتماعی آذربایجان را متوجه خود ساخته است.

1) خبر اول که برای اولین بار از سوی سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز مطرح شد مربوط به «کشف مقبره شمس تبریز» در تبریز می باشد . شیری آذر با بیان این حرف سبب شد تا صحت و سقم این ادعا از سوی بسیاری از کارشناسان مورد تردید و گاه انتقاد قرار گیرد . شنیده هایی از منابع موثق در دست است که این ادعا از سوی افرادی از خارج کشور نیز مورد حساسیت و واكنش قرار گرفته است.

این خبر غیر منتظره ! (غیر منتظره از آن روی که به باور بسیاری از عارفان و شمس شناسان قبر شمس تبریز در شهرستان خوی قرار دارد ) حتی حساسیت مردم خوی را هم در پی داشت . چندی بعد استاندار آذربایجان شرقی هم این ادعا را مطرح کرد و بر ابهامات افزود . اینکه این افراد از کجا به این نتیجه رسیده اند و یا اینکه اصولا چه لزومی دارد که در این مقطع زمانی این ادعا مطرح شود خود جای بسی سوال است . پوشش خبری این ادعا از سوی بسیاری از بنگاه های خبری داخلی و خارجی و محلی به حدی بود که خود این افراد را نیز به شک انداخت ! (شنیده می شود که واکنش جامعه علمی و خبری به این موضوع سبب شد تا آنها خود نیز به دنبال جمع آوری اسناد متقن و مستند برای این ادعای خود باشند !)

هرگز نمی خواهیم با این نقد جایگاه تبریز را زیر سوال ببریم که این جایگاه «اظهر من الشمس» است و ادعاي من و استاندار و ... هيچ خللي در آن ايجاد نمي‌كند اما به نظر می رسد که این گونه ادعاهای بی پایه و اساس و سند، خود موجب تخریب چهره واقعی تبریز و لوث شدن آن می‌شود و بهانه به دست کسانی می دهد که ما مردم آذربایجان را خود شیفته و سند ساز ! معرفی کنند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:27  توسط محمد امين خوش نيت  | 

شيريني تبريز؛

به حلاوت «قرابيه» به لطافت «باميه»

بي‌انصافي است اگر تبريز را فقط با تاريخ‌اش، يا با آثار ديدني و باستاني‌ و مناظر زيبايش بشناسيد. هم‌چنان‌كه اين آثار سرمايه‌هاي شهرت و شوكت تبريز و آذربايجان هستند، آداب و رسوم و سنن مردم اين سرزمين هم به عنوان روح لطيف شهروندي، شهره آفاق است و زبانزد خاص و عام.

در كنار تمام آثار تاريخي زيبا و جاودان، آداب و رسوم عروسي و ازدواج و حتي مراسم عزاداري و سوگواري، اينجا، ويژگي‌هاي خاص و منحصربه فرد خود را دارد. ميل به تنوع‌طلبي و خلق آثار هنري زيبا، در ذات تك‌تك مردان وزنانش جلوه‌گر است.

دست‌پخت زنان كدبانوي آذربايجان را كمتر رقيبي است و هنر خانه‌داري و آشپزي و حتي شيريني‌پزي‌شان را نهايت تعريف نيست.

بر سر سفره هفت‌سين عيد نوروز، بشقابي از شيريني‌هاي محلي و دست‌پخت آنها حضور دارد همچنان كه در آئين شب يلدا، شيريني‌‌هاي فصلي پاي ثابت «خوانچه‌ها»ست..

در سوگواري‌هاي ماههاي محرم و صفر، «تره»(نوعی حلوا )، شله‌زرد و آش معمولي و آش‌رشته و .... را مي‌بينيد كه با سليقه هر چه تمام‌تر، خوشمزه و تزئين گشته است. پخت دسرها و شيريني‌هاي مخصوص زنجبيلي و توزيع آن در مراسم ترحيم و چهلم عزيزان هر خانواده نيز ردپايي از آئين‌هاي زيبايي محلي و آذربايجاني دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:47  توسط محمد امين خوش نيت  | 

كاروان خبرنگاران تهران در تبريز

مرغ همسايه غاز است!

آذربايجاني‌ها مثلي دارند كه مي‌گويد: «چراغ اوز آلتينا ايشيق، سالماز!»  يعني اينكه، چراغ هيچ وقت به زير خودش نور نمي‌دهد.

اين مثل را براي نقد مسئولان سياسي و خبري استان نوشتيم. در حالي كه خبرنگاران و اصحاب قلم و رسانه‌ در طول 12 ماه سال، در سرما و گرما و حتي روزهاي تعطيل، اوضاع و رويدادهاي خبري منطقه‌ را پوشش مي‌دهند مورد غفلت و بي‌‌مهري قرار مي‌گيرند و به جايش كارواني از خبرنگاران پايتخت‌نشين براي شناسايي طرح‌هاي عمراني و درصد پيشرفت آنها به اين سرزمين آورده مي‌شوند.

واقعاض جاي بسي توهين و بي‌مهري نسبت به جامعه خبري آذربايجان‌شرقي است كه از سوي مسئولان استاني، مشاوران فرهنگي و مطبوعاتي‌ آقاي احمدي‌نژاد در حق‌شان روا داشته مي‌شود.

آيا خبرنگاران محلي از وضعيت، درصد پيشرفت و مشكلات پروژه‌هاي عمراني استان بيشتر خبر دارند يا خبرنگاران تازه وارد و غير بومي و گاه خبرنگاران نشرياتي كه چندان هم جزو مطبوعاتي مطرح كشور نيستند؟!

البته بر اين خبرنگاران تهراني كه همكاران خوب ما، در مركز هستند هَرَجي و تقصيري نيست اما  اينكه در آستانه سفر رياست جمهور به تبريز، خبرنگاران محلي مورد بي‌مهري قرار گيرند جاي بسي تاسف است.

از سوي ديگر شنيده مي‌شود كه كلهر مشاور مطبوعاتي آقاي احمدي‌نژاد هم از اين برخورد و كم‌توجهي دست‌اندركاران امر ابراز بي‌اطلاعي و تاسف كرده اما دردهاي ناگفته ما زماني بيشتر شد كه از سوي يكي از معاونين استانداري آذربايجان‌شرقي درخواست شد تا خودرو اندك خبرنگاران محلي هم كه از موضوع مطلع شده و با هيات اعزامي از تهران همراه شده بودند از خبرنگاران تهراني جدا شود.

به راستي كه درست گفته‌اند: مرغ همسايه غاز است؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 14:18  توسط محمد امين خوش نيت  | 

شوراي سوم؛

سُرايش آهنگ خدمت، بر قامت تبريز

قديمي‌ترين تصويري كه ما در آموزه‌هاي ديني خويش از «مشورت» و «مشاوره‌جويي» در اذهان خويش داريم، مربوط به جلسه مشورت پيامبر اكرم (ص) در مورد جنگ‌هاي مسلمانان با كفار و به ويژه جنگ «خندق» است و البته پيشنهاد «سلمان فارسي» يار ايراني‌الاصل پيامبراكرم، براي حفر خندق و اتخاذ تدبير جنگي ويژه و نوين براي مقابله با تهاجم دشمنان به عنوان سمبل و نتيجه مثبت و موفق اين مشاوره است. در فرهنگي ملي نيز، نمونه‌هاي روشن و شفافي در مورد «شورا» و اصل مشورت برخورد مي‌كنيم. شاهنامه فردوسي، گلستان جاودان سعدي شيراز و بسياري از كتب و آثار نوشتاري و حكايت‌هاي فولكلور محلي آذربايجان نمونه‌هاي بسياري از اين اصل مهم را به تصوير كشيده و بر ضرورت آن پاي فشرده‌اند. در نهايت خدا در قرآن مبين، به زيبائي و شيوائي هر چه تمام‌تر، با آيه‌اي سرشار از معنويت و كرامت، اين اصل را اين‌چنين تبيين نموده است كه:

 «وامرهم شورا بينهم»!

اينگونه بود كه عنصري به نام شورا، در تار و پود ما ايرانيان مسلمان، ريشه دوانيد هر چند كه بي‌تدبيري و كم‌توجهي حاكمان وقت و عدم آبياري و حفظ اين نهال زرين، مجال رشد و بروزي براي آن نداد. مجلس شوراي ملي به رغم مبارزات جوانمردانه مشروطه‌طلبان، به توپ بسته مي‌شود، انجمن شهرهاي ايران در يكصد سال‌ گذشته، از زير تيغ و يوغ استبداد نمي‌توانند سر برون كنند و...!

و اينگونه است كه مهد مشورت و خلاقيت، از اين موهبت الهي – انساني بي‌نصيب ‌مانده تا اينكه در واپسين سالهاي دهه‌ي 50، بار ديگر اين نهال به تدبير بنيانگذار جمهوري اسلامي و اراده‌ي متجددانه مرحوم آيت‌ا.. طالقاني بارديگر نضج يافته اين اصل مترقي، در قانون اساسي كشورمان به عنوان منشوري ماندگار، جاودان مي‌گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:33  توسط محمد امين خوش نيت  | 

«الماس»

گوهري در پاي كوه «علمدار» عكس از محمدامين خوش‌نيت

اگر دنبال طبيعتي بكر و دست‌نخورده هستيد، اگر عاشق كوهنوردي و صعود به قلل مرتفع هستيد، اگر دلتنگ صفا و مهمان‌نوازي مردم روستائي شده‌ايد، اگر مي‌خواهيد در بند و محدود «فصل گردشگري» نباشيد، حتماً سري به روستاي «الماس» واقع در بخش انزاب (تسوج) از توابع آذربايجان‌شرقي بزنيد!

در سر راه خود از شهر تبريز، به طرف اروميه، يعني حدود 110 كيلومتر بعد از شهر تبريز، به شهر كوچك و تاريخي «تسوج» مي‌رسيد. با مردماني خونگرم و طبيعتي ملايم و زيبا. در لحظه‌ي ورود به اين شهر و در ضلع شمالي جاده، بعد از گذشتن از محله «ديزج شيخ مرجان»، جاده‌ي روستايي و سربالايي به ظاهر كسل‌كننده‌اي پيش‌روي شما قرار مي‌گيرد. ابتدا، مي‌خواهيد قيد اين مسافرت طولاني و پيمودن اين راه آسفالته اما سربالايي را بزنيد، اما اگركمي تحمل كنيد، آن گوهر موجود در صدف سخت را مشاهده خواهيد كرد.

بقیه عکس های زیبا از این روستا را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:51  توسط محمد امين خوش نيت  |