ترديدهاي موسوي، يقين خاتمي!

یخ سرد زمستان 87 ایران، با اظهارات عجیب و گاه متناقض شخصیت های مختلف سیاسی در مورد انتخابات ریاست جمهوری در حال آب شدن است.
حالا هر محفل سیاسی و حتی اجتماعی و فرهنگی رنگ و لعاب انتخابات گرفته و گمانه زنی در مورد کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری دور دهم در اوج خود قرار دارد. اما در این میان هیجان انگیزترین بحث، موضوع احتمال کاندیداتوری «محمد خاتمی» است. هر چند بسیاری از کارشناسان مسایل سیاسی، از به کار بردن نام «کاریزما» و حتی «لیدر» برای خاتمی اکراه دارند، امّا چه بخواهیم و چه نخواهیم، از نظر همه جناح های سیاسی کشور اعم از چپ و راست و میانه، «خاتمی» نماد اصلاحات است. شاید از همین روست که بخش قابل توجهی از اظهارنظرها، محتوای سایت های خبری و مطبوعات و رسانه های گروهی (به استثنای رسانه ملی!) به بحث احتمال کاندیداتوری «محمد خاتمی» اختصاص دارد.
تازه ترین رایزنی بزرگان عرصه سیاست حکایت از آن دارد که این بار خاتمی چندان هم بی میل برای حضور در انتخابات نیست. در روزگاری که جبهه اصلاحات با کمبود چهره های مطرح روبروست، او تلاش می کند از میان خود یا میرحسین موسوی (نخست وزیر دوران جنگ) يكي را به عرصه ی رقابت بکشاند. نخستین چراغ سبز حضور خاتمی، با عباراتی از خود وی روشن شد. آنجا که به صراحت گفت: «میان من و موسوي یکی کاندیدا می شود.»
و چندی نگذشت که برخی سایت های خبری از قول خاتمی خطاب به میرحسین موسوی چنين نقل كردند« با حمایت من و اطرافیان حضور خود را سریعتر اعلام کنید.»!
تردیدی نیست که با حضور یکی از این دو چهره ی مطرح جبهه اصلاحات، جايگاه دیگر نامزدهای احتمالی این جبهه، کم رنگ خواهد شد. حتی جایگاه «کروبی» که روزگاری خود خاتمی را در سال 1375 برای حضور در انتخابات تشویق و حمایت کرده بود و اکنون از اراده ی قطعی و مصمم خود برای حضور در انتخابات سال آینده سخن می گوید دچار تزلزل خواهد شد.
نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
فروشگاه سيار آلودگي صوتي!

زمان 28 آذر ماه 87 مكان: ميدان منجم
در عصر تجدد و اوج بهرهگيري از آخرين فنون و اصول اطلاعرساني گاه چندان افراطگرايانه از شيوههاي فرسوده و منسوخ قديمي استفاده ميكنيم كه جز ايجاد مزاحمت و دردسر براي ديگران ثمري ندارد.
اكنون همين تكنولوژي نيم بند «بلندگو» بلاي جان ساكنان كوچهها و محلههاي شهري شده است. براي فروشندگان دوره گردب لندگو به دست! هم، زمان و مكان محدويتي ندارد. صبح و شام، هر كوي و برزن، ميتوان آسايش و آرامش شهروندان را به خاطر كسب اندكي درآمد بر هم زد. صداي بلند و نخراشيده نتراشيده برخي از اين فروشندگان، چنان بلند و ناهنجار است كه باعث تشتت و تشويش اعصاب و روان شده و گاه نيز به درگيري و جدال بين اين فروشندگان دورهگرد و ساكنان خانهها و محلات ميشود.
بلندگوهاي قديمي و فرسوده به همراه صداي وانتبارهايي كه يا ميوه ميفروشند و يا اجناس فرسوده و دست دوم طلب ميكنند. اكنون جزيي از پيكرهي روزانهي محلات شهرها شدهاند. و جالبتر آنكه، به رغم صراحت قانون شهرداريها در مورد ممنوعيت ايجاد آلودگي صوتي در شهرها، هيچ ارگان و نهادي، اختيار برخورد قانوني با اين هنجارشكنان اجتماعي و شهري را هم ندارند.
فروشندگان دورهگرد بلندگو به دست فرهنگ متعالي يك شهر را هدف قرار دادهاند. در شهري كه هم مديرانش و هم شهروندانش در آرزوي رسيدن به ايدهآلها و دست يافت به آرامش فكري و روحي هستند، نبايد جايي براي اين گونه هنجارشكني آشكار وجود داشته باشد.
نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
|
سانحه هوايي و منش ويژه و بزرگواري ايرانيان چهارم دي ماه 1331، يك هواپيماي شركت هواپيمايي ايران كه از شيراز و اصفهان به تهران مي آمد، در نزديكي فرودگاه مهرآباد هنگام كم كردن ارتفاع براي نشستن سقوط كرد و همه مسافران و سرنشينان آن جز دو تن( حسين عدل رئيس شركت تلفن شيراز و مهندس خزايني ) كشته شدند. نكته جالب و قابل تامل در اين سانحه زنده ماندن و سلامت كامل اين دو تن از ميان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن يك بسته بسيار بزرگ پر از اسكناس بود كه با اين هواپيما حمل مي شد . اين بسته پس از برخورد هواپيما به زمين از داخل آن بيرون افتاده، بازشده و اسكناسها سطح بيانان ( چند قدمي جاده جنوبي پر رفت و آمد كرج ـ تهران ) را تا مسافتي دور پوشانده بود. صدها نفر كساني كه به كمك و يا تماشا آمده بودند و عموما از كارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتي يك قطعه اسكناس را براي خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجي گفته بودند كه تصاحب به ناحق مال ديگران، دولت و يا شخص ، حرام است و باعث ناراحتي وجدان مي شود و ما تنها به دسترنج خود قانع هستيم . اين خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند كه سانحه پرتلفات هوايي تهران منش ويژه و بزرگواري ايرانيان را يك بار ديگر به ثبوت رساند و اگر در كشوري ديگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتي يك قطعه اسكناس را باقي نمي گذاشتند و براي تصاحب آنها هجوم مي بردند و با هم مسابقه مي دادند. |
نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در دوشنبه شانزدهم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
تشنه آب یا تشنه لبیک ؟!

دكتر علي شريعتي :
حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند.
پی نوشت (به سبک یک دوست ):
در این دنیا چه قدر راحت می توان زورگو شد !(آنتوان چخوف)
نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در شنبه چهاردهم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
موضعگيري روزنامه «حياتنو» نسبت به كانديداتوري
مهندس ميرحسين موسوي در انتخابات رياستجمهوري
(دوره زماني 30 آبان تا 30 آذر ماه 1387)
روزنامه «حيات نو» به صاحب امتيازي هادي خامنهاي (برادر رهبر معظم انقلاب) از سالها پيش منتشر ميشود و به نوعي تريبون طيفي از جناح مجمع نيروهاي خط امام و روحانيون مبارز و چپگرايان اصلاح طلب مطرح ميباشد.
ميتوان چنين گفت كه اين نشريه روال تقريباً متعددي را در برخورد با مسايل سياسي و اقتصادي در پيش گرفته ولي از ميان واژهها، تيترها، مقالات و گزارشهاي اقتصادي و سياسي آن ميتوان نوعي تقابل و تخالف با دولت آقاي احمدينژاد را در آن مشاهده كرد.
در آستانه انتخابات رياست جمهوري (خرداد 1388)، اين روزنامه نيز تلاش دارد سهم خود را در اين رقابت تنگاتنگ و حساس سياسي ايفا كند. حمايت اين روزنامه از كانديداتوري مهندس مير حسين موسوي (نخستوزير سابق كشور در سالهاي دفاع مقدس) و ذهنيت و خاطرهي مثبت و محبوبي كه مردم از شخصيت و مديريت وي دارند سبب شده تا اين روزنامه نيز به تبع مرامنامه حزب پشتيبان خويش، از كانديداتوري مير حسين موسوي حمايت كند.
تحقيق حاضر سعي دارد موضعگيري روزنامه حيات نو را در بازده زماني يك ماه (30 آبان تا 30 آذر) مورد كنكاش و بررسي قرار دهد.
اين تحقيق بيشتر به بررسي مطالب، اخبار، گزارشها و سرمقالههاي سياسي اين روزنامه كه عمدتاً در صفحات اول و دوم چاپ شده و نيز اخبار و موضعگيريها و مطالب سياسي مرتبط به شخصيتها و گروههاي سياسي بررسي ميشود.
بررسي روزنامههاي اين دوره نشان ميدهد كه گرداننداگان آن تلاش آن را دارند تا از ميرحسين موسوي به عنوان چهرهاي محبوب، مورد اعتماد و موفق در عرصهي سياست و مديريت اجرايي ياده كرده او را براي كانديداتوري ترغيب نمايند.
نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در دوشنبه نهم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
پرتاب لنگه كفش؛
عاقلانه يا نسنجيده؟!
اين روزها ماجراي پرتاب كفش خبرنگار عراقي به سوي بوش (رئيس جمهور آمريكا) بيشترين حجم اخبار و مطالب مطرح شده در محافل خبري، مطبوعات، صدا و سيما و سايتهاي خبري را به خود اختصاص داده است. اين امر تنها به رسانههاي گروهي ايران منتهي نشده و در همه جاي دنيا از اين حركت خبرنگار عرب سخن ميگويند.
نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در شنبه هفتم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

محمد امین خوش نیت هستم متولد ماه خرداد سال پلنگ !!و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد روزنامه نگاری در تهران !
17 سال است که به کار پردرآمد، بی دردسر و آتیه دار خبرنگاری و روزنامه نگاری مشغول هستم!!!!. روزگارم بد نیست بچه آذربایجانم و به قول سهراب سپهری سرسوزن ذوقی دارم.
قبلا سردبیر چند نشریه و هفته نامه و گزارشگر چند روزنامه از جمله روزنامه ایران و خبرگزاری فارس و نشریه شهریمیز (ارگان شهرداری تبریز )بودم که بنا به دلایا سیاسی و غیر سیاسی !!کنار کشیدانده شدم!. ضمن آنکه عضو هیات مدیره ی انجمن صنفی روزنامه نگاران و دبیر شورای حل اختلاف مطبوعات آذربایجان شرقی هم هستم.
سال 1384 به عنوان روزنامه نگار برگزیده ی شمالغرب کشور و پدیده ی روزنامه نگاری جشنواره ی مطبوعات شمالغرب کشور انتخاب شدم. چند تا عنوان دیگر هم کدارم که اگر بگویم حمل بر خود ستایی می شود .
مدتی هم گزارشگر تلویزیون (شما بخوانید تله ویزیون !) بودم
حالا شما قضاوت کنید آیا با این درآمد بالا و این همه افتخار و این همه علاقه و اشتیاق نباید روزگارم خوش باشد؟!!
افتخار می دهید اگر مطالب مرا بخوانید و شرمنده و مدیونم می کنید اگر نظرات و انتقادات خودتان را هم برایم بنویسید.
فهرست اصلی
دوستان
انجمن صنفی روزنامه نگاران آذربایجان شرقی
ارتباطات و رسانه ها(اسدی طاری )
آذرسخن(محمدامين خوش نيت)
کاغذ بی خط(سمیرا سجادی)
دهکده جهانی(سعید ربیعی)
گاف (احسان پوری.......)
آرگون(یک مشاهده گر)
امیر کریمزاد شریفی
محمدعلی ابطحی
قلم یاز(قربانزاده)
ترقه (عین-جیم)
حکایت های شهربانو
بهروز مدرسی
خاکستر ایام
ياغيش(باران)
علی نق نقو
حرفهای من
ارتباطات 86
داس و قلم
رند تبریزی
خبرگزاری زورنویسان ایران
خوشمزه
باشماق
دل آواز
بولود
زومرود
پاپیروس
من و تو
توفان یزد
سولدوزنیوز
رسانه و ایران
ابتدا (رشیدی)
یوخا(خضوعی)
دکتر پرویزعلوی
مسعود شرقی
هدا(علم الهدی)
سایت خبری اهر
دکتر سلطانی فر
سایت خانم شایق
ظلم نامه (مرضیه)
پیمان (دانش آموز )
سلام همشهری(جهاندیده )
دکتر رستمی(پیام های ارتباطی)
رسانه (مرکز مطالعات رسانه ها )
lمنتقد ارتباطات
گاهی(رسانه )
مهربان
اخبار تبریز
تبریز و من
شهریمیز 1400
تبریز امروز (سالار )
تبریز1400(مهندس مسعود)
تبریز 2020 (مسعود تبریز لی )
ایپک(باغشمال)
آژانس های خبری جهان
دکتر شیوا پژوهش فرد
من ...اینجا می نویسم (سارا)
پیوندهای روزانه
-نظر سنجی ها» و حدس و گمان های انتخاباتی!!(قسمت اول)
- صحت انتخابات؛ تردیدها و یقین ها
- دعوت به مناظره؛ ترفند تبلیغاتی با نیاز انتخاباتی؟!
- ورود شخصیت های جدید به حلقه نامزدهای انتخاباتی
- انبار حادثه
- تعامل «بلدیه» با «نظمیه» برای حل مشکلات شهری
- اصلاح شيوه هاي خدمات رسانی در سال «اصلاح الگوی مصرف»
- گزارشی از روند اجرای طرح گجیل تبریز/ دست پر مهر «نوسازی» بر چهره فرسوده «گجیل
- اولین مصاحبه مطبوعاتی شهردار تبریز در سال 1388؛ 318 پروژه بزرگ و کوچک در تبریز اجرا می شود
- سرمایه گذاری بخش خصوصی، میانبری برای توسعه شهری
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
طراح قالب
POWERED BY