تبليغاتX
 آذر قلم (روزنامه نگاری از تبریز)
 

تبریک عید

به لطافت باران به سخاوت ابر

                به عبور تلخ باد یلدا

                که زپشت کوه غربت

           به امید آن پرستو

که ندا دهد جهان را

          به صدای خوش به نرگس

          به چمن به من به هرکس

                  زپی خزان صد رنگ

          مبارک باشد این نوروز خوش رنگ

امین


 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


گردشگری

 آبشار «سرکندیزج»  پشت خاکریز «ممنوعیت»

 علت اینکه گردشگران از آثار تاریخی و مناطق دیدنی آذربایجان شرقی کمتر استقبال می کنند چیست؟! در این سودای پرسود دیگران مقصرند یا خود ما؟!

بی تعارف باید بگوئیم که عملکرد ما میزبانان نیز چندان با اصول و شاخصه های جذب توریست منطبق نبوده است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


قانون برای همه

 

مرگ خوب است اما برای همسایه !

نیازی به توضیح اضافی برای این عکس نیست . کافی است تا چند لحظه شما خودروتان را در زیر تابلو هایی نظیر این تابلو نگه دارید تا با برگه چند هزارتومانی و شاید هم قفل چرخ زرد رنگ که تازگی ها مد شده روبرو شوید . اما اینجا در یکی از پرتردد ترین نقطه تبریز قانون استثنا دارد . البته برای آنهایی که خود مجری قانون هستند . اگر همه ما معتقد به رعابت قانون هستیم اگر دوست داریم همه پایبند قانون باشند دیگر استثنا قایل شدن برای خودمان معنی ندارد .

اینجا روبروی یک مرکز بزرگ فرهنگی در تبریز است . نیرو های محترم پلیس در اینجا همایشی داشتند و به خاطر نبود محل پارک درست در زیر تابلوی "توقف مطلقا ممنوع" و درست بر روی سنگ فرش پیاده رو پارک کرده اند .آنهم نه یک خودرو بلکه چندین خودرو !!

اگر یک سازمان یا اداره و نهاد دیگری هم در این مکان همایش و سمیناری داشت آیا به آنها هم اجازه این تخلف داده می شد ؟ !بعید می دانم . حال چه برسد به خودروهای شخصی شهروندان عادی .

 و بعید می دانم که سردار نصرتی (رییس پلیس تبریز ) که از قضا بسیار به بحث قانون مداری مقید هستند از این موضوع اطلاع داشته باشند .و گرنه خود ایشان و نیز رییس پلیس راهنمایی تبریز برای این خودروها برگه جریمه می نوشتند .

اینکه کسی بخواهد از این نوشته برداشت منفی بکند دور از انصاف است . چرا که هرگز قصد تخریب نیروی انتظامی را ندارم . هر شهروند حق دارد آزادانه بر مجریان قانون نقد نوشته و کار آنها را که از قضا باید جزو سالم ترین و مقید ترین نیروها به قانون باشند زیر ذره بین بگذارد .

به هرحال قانون ُمن و تو نمی شناسد . در شهر پرترافیکی چون تبریز هم این قانون شکنی از سوی هر کس باشد روا نیست . مگر آنکه باور کنیم 

 "مرگ خوب است اما برای همسایه !" 


 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


عکس و مکث

موتورسواری یا مسافرکشی؟!

زمان: تابستان 87                      مکان: خیابان لاله زار

1)      یکی از شاخصه های مهم زندگی شهرنشینی، رعایت همه ی اصول و قواعد زندگی آرام و بی خطر در این محدوده ی جغرافیایی است. به عبارت دیگر هر عمل یا ترک عملی که منجر به وارد شدن صدمات جسمی و روحی به خود و دیگران شود در یک مجموعه شهری مطرود و غیرقابل قبول است.

2)      «موتورسواری» در یک شهر قواعد و مقررات خاص خود را دارد. به جرات می توان گفت که اگر  اصول و مقررات استفاده از این وسیله نقلیه اگر از قوانین خودروهای سواری بیشتر نباشد کمتر نیست! به عبارت دیگر، کیفیت و ماهیت ساخت این وسیله نقلیه سبک تک نفره! به گونه ای است که احتمال وارد شدن آسیب جدی به راکب آن وجود دارد. بنابراین رعایت اصول و مقررات راهنمایی و رانندگی برای آن برای همه استفاده کنندگان الزامی است.

در ساده ترین قانون مربوط به استفاده از موتور سیکلت چنین آ مده است که: «موتورسیکلت وسیله نقلیه سبکی است برای استفاده یک نفر و حداکثر دو نفر! با رعایت کلیه مقررات راهنمایی و رانندگی و منوط به استفاده از تجهیزات ایمنی مربوط به آن نظیر کلاه ایمنی و سپر و ...!

3)      نگاهی به این عکس بیندازید، کدام یک از اصول رانندگی و استفاده صحیح از موتور سیکلت در آن رعایت شده است؟! نه ظرفیت مسافرین رعایت شده و نه از تجهیزات ایمنی استفاده کرده اند. به قول خودمان، نیش ترمزی کافی است تا سرنشینان این وسیله تک نفره، نقش زمین شده و سلامتی خود و آرامش روحی سایر شهروندان را مختل نمایند. حال بگذریم که با وقوع یک تصادف ساده رانندگی تا ساعت ها، شاهد بروز ترافیک سنگین در معابر شهری بوده و در تردد سریع خودروها اختلال ایجاد می شود. در این میان، احساس ناامنی و ناخوشایندی که از مشاهده این صحنه ها و گاه صحنه های تصادف و حوادث در ذهن سایر شهروندان ایجاد می شود.

4)      هیچ شهروندی حق ندارد آرامش و سلامتی جسمی خود و دیگران و احساس امنیت و آرامش روحی سایر شهروندان را به مخاطره افکند. هر کس که هنجارهای مورد قبول یک جامعه آرمانی را مورد تجاوز قرار دهد. «قانون شکن» محسوب می شود.

5)      در این عکس اندکی مکث کنید. شما نیز در طی روز می توانید صحنه های بسیاری نظیر آن را در سطح خیابانهای شهر مشاهده کنید. ای کاش همه به مقررات شهروندی و فرهنگ شهرنشینی پایبند باشیم.


 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


عکس و مکث

تمرين خط روي دیوارهای شهر

 8e6wg9xm2dqywkumer3.jpg

زمان: دی ماه 87  مکان: میدان منجم

دیری نیست که بر اساس تصمیم و اراده مدیران شهری، دیوارهای خالی، فضاهای عمومی و سازه های به کار رفته برای استتار طرح های نیم تمام، رنگ زیبایی به خود گرفته اند و در گوشه و کنار شهر شاهد نقاشی و رنگ آمیزی این دیوارها هستیم که در جای خود ضمن آنکه ناهنجاری های شهری را پوشش داده اند موجب خلق فضای نشاط انگیز و شادابی نیز شده اند. هر چند برخی از این نقاشی ها بی هنرانه و کج سلیقه طراحی و اجرا شده اند اما با این حال نباید از زحمت و اراده ی ارزشمندی که مسبب این کار خیز در شهر شده به راحتی چشم پوشید.

بنابراین بی انصافی و دور از شان و «اخلاق شهروندی» است که  این فضاهای تازه خلق شده را با بی توجهی و خودخواهی و خود بزرگ بینی مخدوش سازیم. این حق مسلم همه شهروندان است که از مشاهده صحنه های زیبا و رنگین دلشاد و مسرور شوند. پس هر گونه وارد کردن خدشه به این فضاها، ضمن آنکه تضییع حقوق دیگر شهروندان است باعث هدر رفتن سرمایه های عمومی شهر است. چرا که دیوارهای این شهر صرف نظر از تعلق آنها به افراد حقیقی و حقوقی و اشخاص خصوصی، جزو اموال شهری محسوب می شوند.

با همین رویکرد، مناطق هشتگانه شهرداری تبریز، در طی یک سال گذشته، اهمیت ویژه ای به بحث زیباسازیو استتار فضاهای در دست تخریب و مخدوش نموده اند که جای تشکر دارد.

اما متاسفانه گاهی شاهد بی توجهی برخی «شهرنشینان» و تجاوز به حریم این زیبا مکان ها هستیم.

در میدان منجم (اول ستارخان) یکی از این کج سلیقگی ها چهره نمایان ساخته است. شهرداری منطقه هزینه بسیاری را تقبل کرده تا دیوار خالی و سرد و سیمانی را رنگ شادابی بزند اما درست چند روز بعد یکی از همسایه ها، با خط به اصطلاح خرچنگ قورباغه ای خود، حق زیبا دیدن را از سایر همشهریان دریخ  داشته  است. ای کاش شهر ما در قانون مداری به آن میزان از رشد و آگاهی می رسید که هم هیچ کس چنین ظلمی را در حق دیگران روا نمی داشت و هم اینکه قوانین مدون شهری، مختلف را مجازات می کرد.

در این عکس اندکی مکث کنید، آیا چنین فضایی شایسته شان بلند شهر ماست؟!


 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در پنجشنبه یکم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت