تبليغاتX
 آذر قلم (روزنامه نگاری از تبریز)
 

مینی بوس های مرگ

تصادف های تلخی که مینی بوس ها در تبریز رقم زدند

بوسه مرگ «مینی بوسها»

 

دو حادثه تلخ رانندگی در تبریز، آن هم به فاصله کمتر از یک هفته، فضای عمومی شهر را ماتم زده کرده  و در بهت و حیرت برد. این حوادث، دو نکته کلیدی و تشابه عمومی دارد.

شباهت اول: این دو حادثه تلخ، جامعه جوان تبریز را هدف قرار داد.

شباهت دوم: حضور پررنگ وسیله نقلیه ای به نام «مینی بوس» و نقش آفرینی آنها در به صدا درآوردن ناقوس مرگ جوانان.

در حادثه نخست که در جلوی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز روی داد، مینی بوس فرسوده  ای ترمز برید و  چندین دانشجوی جوان خویش را به سوی پرتگاه مرگ گسیل داشت.

 در  این حادثه، دو دانشجوی دختر رشته کشاورزی در دم جان سپرده و سه تن دیگر نیز به شدت مجروح شدند. علت حادثه سرعت زیاد، بی احتیاطی، نقص فنی مینی بوس و سوار نمودن بیش از ظرفیت مسافر توسط مینی بوس اعلام شد.

این حادثه تلخ، چند روزی فضای دانشگاه آزاد اسلامی را ملتهب ساخت و باعث تعطیلی کلاس ها توسط دانشجویان معترض و همکلاسی های داغدار گردید.

حادثه ای که می توانست با اندکی تدبیر و درایت و صرف هزینه ای به جا از آن جلوگیری کرد تا سرمایه های  انسانی و شکوفه های جوان شهر تبریز این چنین در برابر کولاک حادثه، پر پر نشوند.

در حادثه دوم که 29 فروردین ماه روی داد بار دیگر پای یک دستگاه مینی بوس در میان است. سحرگاهان یک دستگاه مینی بوس فرسوده به علت بی احتیاطی و سرعت زیاد، از قسمت عقب یک دستگاه سواری پیکان را به زیر چرخ های زمخت خویش می گیرد. به علت شدت برخورد و سوراخ شدن باک بنزین، آتش سوزی مهیبی روی می دهد. این حادثه، حیات دو جوان سرنشین سواری را هدف قرار می دهد و در نهایت اینکه، راننده جوان، به طرز دلخراشی جان می سپارد و جوان دیگر مصدوم شده و به بیمارستان منتقل می شود.

خدا می داند این مینی بوس های حامل مرگ حادثه سوم  را کجا و کی رقم خواهند زد!

همان گونه که می دانید مینی بوسها، وسیله نقلیه عمومی هستند که باید با رعایت شرایط خاص! و ویژه نسبت به انتقال مسافران اقدام کنند. متاسفانه به نظر می رسد کاربرد مینی بوس در شهر ما، آنچنان عمومیت یافته که کاربران آنها  به تنها چیزی که توجه نمی کنند «امنیت و آسایش مسافران» است.

سرویس های مدارس ما را اکثراً مینی بوس ها تشکیل می دهند و قطعاً در هنگام تعطیلی مدارس، شاهد کیفیت و کمیت استفاه دانش آموزان از آنها هستید!

کار جابجایی مسافران در بین شهرهای کوچک و روستاهای اطراف تبریز نیز توسط مینی بوسها صورت می گیرد!

نا گفته پیداست که مالکین مینی بوسها، برای کسب درآمد بیشتر بیش از ظرفیت قانونی خود نسبت به سوار کردن مسافر اقدام می کنند. فرسوده بودن اکثر این مینی بوس ها، مزید بر علت شده تا مشکلات مربوط به این خودروها دو چندان گردد.

اکنون باید ارگانهای مسئول و دست اندرکار مینی بوسرانی در شهر تبریز بیش از پیش آگاه باشند چرا که مردم تبریز، سهل انگاری و اهمال بیش از این را بر نمی تابند.

ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار عزیزان از دست رفته و ادای احترام به همه رانندگان قانونمند مینی بوس ها انتظار می رود مالکان و رانندگان این وسایط نقلیه بیش از پیش توجه نمایند تا دیگر بار شاهد «بوسه ی مرگ» مینی بوس ها بر رخسار جوانان تبریز نباشیم!

چند تا لینک با حال (به سبک دوستم ترقه ):

1)  نامه سرگشاده زیباکلام به شاهرودی در مورد صابری  

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=44667

۲) اظهار فضل بودار  ترقه (سیاسی !!)     http://www.taraqe.blogfa.com

۳)نقد گزارشم در مورد مهرانه رود(تبریز و من )   http://tabrizandme.blogfa.com

۴)اسم پسر شما چیه ؟ http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=68422

 

 


 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


ارک

حفاری، در اطراف «ارک» بلند تبریز ادامه دارد!

«خسته نباشید!»

عکس از خوش نیت

سالها پیش، تبریز، شهر از عشق لبریز این دیار شورانگیز، «ارک» بلند و صاحب جلالی داشت در قلب خویش، اکنون هم دارد، اما اینک از زخمه ی  پهلوهایش، از درد به خود می پیچد.

روزگاری، تلاش میراث فرهنگی و اراده و خواست مردمش موثر واقع نشد و بالاخره حفاری های عمیق چندین متری برای احداث بناهای جدید در اطراف آن  شروع شده تالار بی نظیرش تخریب شد و لودرها و بولدوزرها، تیغه بر پهلوی آن گذاشتند.

سالها گذشت، بالاخره همه تسلیم شدند حتی خود ارک هم! بنای جدید در قالب ساختمانی مذهبی و محلی دیدنی و به غایت زیبا آماده گردید، شرق ارک، آنجا که  خورشید تبریز هر روز صبح ابتدا به ارک سلام می کرد انوار دلنواز زردگون اش را بر چهره ی خاکستری آن می پاشید قامت همسایه ی جدید دیگری ایستاده و به مدد تکنولوژی و قدرت لایتناهی انسانی، بر ارک قدیمی و گِلی فخر می فروخت.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


نقد

شکست شأن بيماران دلشكسته!

نمی دانم گذرتان به مطب پزشکان افتاده است یا نه! و نمی دانم آقای وزیر بهداشت و درمان که همیشه از تسهیل امور درمانی شهروندان سخن می گویند و از بهبود اوضاع خبر می دهند گذرشان به این مطب ها افتاده یا نه!؟ اصلاً هم کاری به حق ویزیت آن چنانی، تاریخ های چند ماهه ی نوبت دهی برای دکترها ندارم که حکایت آنها مثنوی هفتاد من است. می خواهم از شأن  شکسته ی مریض های بخت برگشته ای سخن بگویم که مجبورند بعد از گذر از هفت خوان دریافت شماره و نوبت بعد از چندین و چند روز و در صورت نداشتن مشکلی از بابت دفترچه های تأمین اجتماعی و خدمات درمانی، ساعت ها در اتاق انتظار و راهرو و پله های مطب های تاریک، شلوغ و کوچک منتظر بمانند تا مگر نوبت آنها شود.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در دوشنبه دهم فروردین 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت