|
|
|
|
|
در پایان هر قسمت سریال شهریار، انتظار می رفت که فخرالدینی به ملودی واحد و خاطره انگیزی دست یابد و آن را به عنوان نماد «شهریار» در خاطره ها حک کند. اما، هرگز چنین نشد. گوئی فخرالدینی با عجله و صرفاً برای پر کردن خلاء موسیقی فیلم دست به این کار زده است. حتی در قسمتهای مختلف سریال نیز، او می توانست بسته به حال و احوال ماجرای فیلم، از یکی از موسیقی های ماندگار آذری استفاده کند. در این بین نیز، فخرالدینی به جای پرداختن به این سابقه های پرتلاءلو موسیقی آذربایجانی، سعی کرده تا برخی از ترانه ها و الحان موسیقی را بازسازی کند. که قطعاً همان خاطره انگیزی و تاثیر را نخواهد داشت. به عنوان نمونه در قسمتی که شهریار جوان شعر: «آمدی جانم به قربانت ولي حالا چرا» را می خواند، فخرالدینی می توانست همان ترانه قدیمی با صدای مخملین استاد زنده یاد «غلامحسین بنان» را به جای بازخوانی همان ترانه توسط ارکستر ملی و با صدای «سالار عقیلی» قرار دهد. قطعاً شنوندگان و مخاطبان، لذت بیشتری از شنیدن صدای مرحوم بنان می برند. هر چند که هرگز منکر قابلیت صدای سالار عقیلی نیستیم اما قبول کنیم که «جائی که آب باشد تیمم باطل است!» از طرف دیگر، تهیه کننده و کارگردان این سریال، می توانست در بخش هایی از این سریال، چه در متن فیلم و چه در تیتراژ پایانی، از قرائت شعر توسط خود استاد شهریار که کاست ها و فیلم های ویدیوئی آن به وفور موجود است به تناسب متن، دیالوگها و محتوای فیلم استفاده کند. در این صورت، مخاطب، قرابت و درک بیشتری از مضمون فیلم احساس می کرد. اکنون کاست های بسیاری با صدای خود استاد در بازار فیلم و نوار و حتی در دست خانواده محترم ایشان وجود دارد که می توانست این خلاء را به خوبی پر کند. 2) شخصيتپردازي، مظلوميت شهريار! این روزها هر هفته که این سریال را با ذوق و دقت تماشا می کنم خدا خدا می کنم که آن تصویر مثبتی که در ذهن من از «شهریار ملک سخن» ترسیم شده، به واسطه تماشای این فیلم مخدوش نگردد! و چه بسیار شهروندان آذربایجانی و دوستداران شهریار که دل نگران ماجراهای این سریال هستند. در قسمتهای بسیاری، از شهریار تصویری ترسیم می شود که سفارش سرایش شعر می گیرد و «شعر سفارشی» می سازد بی هیچ اراده و الهام و ذوق و شوقی! در قسمتی دیگر، او را جوانی می یابیم در کنار دوستانی دیگر و این همه بیشتر مشغول ظواهر زندگی و اسیر عشق های زمینی هستند و شهریاری که دلداده ی دخترکانی است. و در قسمت های مربوط به پیری استاد، شهریار را فردی ترسیم کرده اند که مشاعرش را از دست داده، به همه چیز مشکوک و مرددّ است، با مشتاقان دیدارش بداخلاقی می کند و لحن سخنش، آمیخته با حقارت و ذلت و لودگی است! شما هیچ کسی را در این دنیا نمی توانيد پیدا کنید که نقطه ضعفی در زندگی خویش نداشته باشد. شهریار هم انسانی بوده زمینی، همچون من و شما و خود کارگردان ... بنابر این دلیلی ندارد که خصلت های به زعم برخی منفی «محمد حسین» این چنین برجسته شده و در اذهان مردم غیر آذربایجانی، تصویری منفی از وی حک شود. چرا به جای به تصویر کشیدن احوال معنوی و عرفانی استاد، از شک و تردید او نسبت به نانوای سرکوچه سخن می گوئیم؟! (موضوعی که شاید هادی پسر استاد شهریار و خانواده استاد هم از آن خبر نداشته باشد.!) کارگردان و تهیه کننده فیلم با نشان دادن احوال پیری استاد، می خواهند چه چیزی را ثابت کنند؟ این جزئیات تائید نشده و نامربوط، چه نقشی می تواند در روند طبیعی عمر پربرکت استاد شهریار و در سير فيلم داشته باشند؟ 3) زمان پخش: تراکم فیلم ها و سریال ها! ساعت 21 جمعه شب هر هفته، زمانی است که برای پخش این سریال از شبکه 2 در نظر گرفته شده است. زمانی که به نظر می رسد چندان هم از سلیقه و ذوق انتخاب نشده است! تجربه نشان داده است که شب های جمعه، به دلیل آنکه ساعت خستگی یک روز تعطیل است، مخاطبان تلویزیون رغبت کمتري به تماشای تلویزیون دارند. ضمن آنکه، همزمان با پخش این سریال، چند فیلم خارجی و شاهکار هنری نیز از سایر شبکه ها در حال پخش است و یا قسمت هایی از آنها با سریال شهریار تداخل پیدا می کند. بدیهی است که این امر می تواند تاثیر منفی در تعداد مخاطبان سریال داشته باشد. برنامهريزان شبكه دو مديران صدا و سيما ميتوانستند زمانبندي بهتري را براي پخش اين سريال تعريف و تعيين كنند. در کنار همه ی اینها نباید از نکات مثبت فیلم چشم پوشید. ذکر برخی جملات به زبان ترکی و زیرنویس فارسی آن، از نکات بارز و مثبت سریال است و در نهایت اینکه، از ناظران تهیه این فیلم مخصوصاً علی اصغر شعر دوست انتظار می رفت که یک بار قبل از پخش سریال، نظارت کلی و دقیق تری بر نواقص، خلاءها و نقاط منفی سریال داشت تا شاید کمتر شاهد مظلومیت رفته بر حرمت و حیثیت استاد «شهریار» بودیم. با تمام نقدها و ايراداتي كه تاكنون بر اين سريال چه در اين مقاله و چه در مقالات گوناگون در مورد شخصيتپردازي، كارگرداني، موسيقي متن، تدوين، زمان پخش و ... نگاشته شده، جز يك عبارت نميتوان در مورد اين سريال به كار بست: «شكست شوكت شهريار» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:10 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||