|
|
|
|
|
شهرهاي باسابقه تاريخي، داراي ميدانهاي معروفي هستند كه جزئي از خاطرات مردم و هويت تاريخي اين شهرهاي به شمار ميروند. بناهايي كه ميدان را احاطه ميكنند نسبت به شرايط به وجود آمدن ميدان داراي ويژگيهايي هستند كه اين ويژگيها تنوع ميدان را موجب ميشود: 1. واقع شدن يك ساختمان مهم نظير كاخ سلطنتي، عمارت تاريخي در يك ضلع و فضاي باز مقابل آن كه به منظور بهرهبرداريهاي خاص ايجاد ميشود (ميدان ارگ تهران) 2. فضاي محصور از سه جانب كه ضلع چهارم آن باز است و خيابان يا معابري از مقابل آن ميگذرد (سبزه ميدان تهران) 3. قرارگيري چند فضاي معماري كه كاربريهاي متفاوت ولي مكمل و مرتبط با يكديگر دارند و كالبد مشتركي را ايجاد ميكنند و از طرحي منظم و هماهنگ برخوردارند نيز نوعي ديگر از ميدان را به وجود ميآورند كه از معروفترين اين گونه ميدانها در جهان ميتوان به ميدان «سن ماركو» در ايتاليا، ميدان «مايور» در اسپانيا، و ميدان نقش جهان اصفهان اشاره كرد. تركيب ساختمانهايي با عملكرد متفاوت در اطراف يك ميدان نمايانگر آن است كه گردآوري شهروندان در يك فضاي عمومي و تقويت روابط اجتماعي از بيشترين اهميت در طراحي اين ميدانها برخوردار بوده است. با ورود اتومبيل و پررنگتر شدن حضور آن در زندگي ساكنان شهرها، عملكرد ميدان از حالت سنتي خود خارج شده و مفهوم جديدي پيدا ميكند هرچند در طراحي اين ميدانها نيز اصول كلي زيبايي شناختي در اجزاي معماري محصور كننده ميدان رعايت شده و فرم و مصالح به كار رفته در بعضي ميدانها در نهايت هماهنگي بوده و در واقع يكنما در اطراف ميدان تكرار ميشود. علاوه بر بدنههاي متناسب و موزون، آبنماسازي و ايجاد فضاي سبز نيز جزو اجزاي شكل دهنده ميدان به شمار ميرود و گاهي نيز نصب و ايجاد يك عنصر مشخص هنري مانند مجسمه شخصيتهاي فرهنگي و اسطورهاي در وسط ميدان موجب تقويت نمادهاي شهري و شكلدهي هر چه بيشتر فضاي ميدان به عنوان يك فضاي عمومي خاطرهانگيز ميشود. بيشترين ميادين را در كشور، ما در تهران سراغ داريم. ميدانهايي به غايت فراخ و گسترده با آبنماهاي زيبا، فضاهاي سبز دلانگيز و مجسمه و پيكرهاي در ميان آنها. ميدان آزادي، ميدان انقلاب، ميدان فردوسي، ميدان امام حسين (ع) و چند ميدان ديگر كه نام هر كدام از آنها، يادآور خاطرهاي براي شهروندان آن است. در تعاريف علمي و جديد شهرسازي، ميدان فضايي است كه شهروندان آن شهر، به آرامش رسيده و با عبوري آسان و آرامبخش از آن، فضاهاي زيباي اطراف را نيز نظاره ميكنند. گاه اين نماها، تاريخي و قديمي بوده و گاه جديد و زيبا و مدرن هستند. ضمن آنكه اين ميادين و ساختارهاي اطراف يا مركز ميدان، به نماد آن شهر تبديل گشته است: مانند: ميدان آزادي (نماد شهر تهران)، ميدان نقش جهان (نماد اصفهان) و ميدان ساعت (نماد تبريز). اكنون اين سوال مطرح است كه در كنار توجه بر مسايل شهرسازي و شهرنشيني به اين فضاهاي مهم و حساس شهري خود توجهكردهايم؟! بررسي وضعيت ميادين شهر به اين سوال پاسخ ميدهد: بافت سنتي و تاريخي تبريز و تركيب فشرده آن به گونهاي است كه از پديدهاي به نام «ميدان» همانند آنچه كه در شهرهاي بزرگ دنيا و حتي ايران انتظار داريم كمتر اثري وجود دارد. حتي اندك ميادين موجود در اين شهر نيز سابقهاي بيش از يكي دو دهه ندارند. برخي از آنها هرگز در اندازههاي ميدان نيستند و به خاطر كاربردشان به نام ميدان شناخته ميشوند. در نهايت ميتوان ميادين شهر تبريز را به چند گروه تقسيم كرد: 1. برخي از ميادين اين شهر، قدمتي بيش از چند دهه ندارند، بنابراين از ساختارهايي جديد و نوساز برخوردارند. در اين ميادين، نميتوان شاهد آثار قديمي و به عبارت ديگر روح تاريخي بود. احساس يك شهروند در اين ميادين، احساس آميخته با تجدد است. ميدان بسيج (دروازه تهران – شرق تبريز)، ميدان شهيد فهميده (شمال شرق)، ميدان آذربايجان (غرب تبريز)، ميدان شهيد مدني(روبروي فرودگاه) چهار ميدان بزرگ و معروف تبريز هستند كه قدمت چنداني ندارند. در اين ميادين آنچه بيشتر نمود پيدا ميكند، خيابانهايي است كه به دور خود ميپيچند! زيرگذرها و روگذرها هرچند بر عظمت آنها افزوده ولي روح زنده شهر و شهروندي در آنها كمتر نمايان است. مهمترين كاربرد آنها، استفادهاي است كه خودروها از آنها ميكنند: «دور زدن» براي رسيدن سريع به مقصدي ديگر! از سوي ديگر چون اين ميادين در فضايي تقريبا خارج از شهر واقع شدهاند، چندان مد نظر شهروندان قرار نميگيرند و به جز در ايامي خاص كه نام آنها بيشتر بر زبانها ميافتد چندان اعتبار نمييابند. مثلاً ميدان آذربايجان به هنگام برپايي مراسم رژه در روزهاي ويژه ( هفته دفاع مقدس، و ...) اهميت بيشتري پيدا ميكند. اين امر در مورد ميدان بسيج به هنگام برپايي نمايشگاه بينالمللي تبريز و ميدان شهيد مدني به هنگام بازگشت حجاج ميباشد. ميدان شهيد فهميده نيز آن قدر جديد و دور از شهر است كه حتي كاربري روزانه و خاصي هم برايش تاكنون تعريف نشده است. 2. گروه دوم فضاهاي شهري تبريز كه بيشتر به نام ميدان شناخته ميشود شامل فلكهها، چهارراهها، تقاطعها و حتي سهراههايي است كه استعمال نام ميدان در مورد آنها سبب شده به اين عنوان ناميده شوند وگرنه فاقد شاخصهاي ميدان بودن در يك كلانشهر هستند. ميدان ساعت (فلكه ساعت)، ميدان نماز( اول راستهكوچه)، ميدان شهداء، ميدان دانشسرا (فلكه دانشسرا) از جمله اين تقاطعها هستند كه برابر تعريفهاي جهاني در مورد وسعت و ويژگيهاي ديگر، شاخصهاي ميدانب ودن را ندارند بلكه كاربرد روزمره آنها، سبب شده نام «ميدان» بر آنها اطلاق شود. يكي از ويژگيهاي بارزيك ميدان در يك شهر اين است كه همواره عبور و مرور در آنها به سرعت و سهولت انجام گرفته و كمتر چهره كريه ترافيك در آنها نمود مييابد. در حالي كه در اكثر ساعات و روزها، ما همواره شاهد سنگيني ترافيك و كندي آمد و شد در همهي اين تقاطعها و فلكهها هستيم. حتي اگر بخواهيم با وسعت اندك آنها، نام ميدان را بر آنها اطلاق كنيم در آن صورت به ميدانهاي آذربايجان، بسيج و شهيد فهميده در تبريز، و ميدان امام حسين، آزادي، انقلاب در تهران چه بايد نام بگذاريم؟! اين گروه از ميادين شهر تبريز، هرچند فاقد وسعت و بزرگي لازم براي ميدان شدن هستند، اما با اين حال، حضور پديدههاي شهري و تاريخي در يك يا چند ضلع آنها، بر اعتبارشان افزوده است. ميدان ساعت ( به خاطر حضور عمارت شهرداري)، ميدان نماز (به خاطر واقع شدن خيابان تاريخي راستهكوچه در يك ضلع آن)، ميدان شهداء (به خاطر واقع شدن مراكز بزرگ دولتي نظير استانداي و فرمانداري در ضلع شمالي)، ميدان دانشسرا (به خاطر واقع شدن كتابخانه تربيت و دانشسراي سابق در ضلع شمال شرقي) واجد اين ويژگي هستند. 3. گروه ديگري از تقاطعهاي تبريز نيز وجود دارند كه تقريباً از مركز شهر فاصله دارند اما قدمتي بيشتر از گروه اول دارند. ميدان راهآهن، ميدان منجم (آزادگان)، ميدان نصفراه (جهاد) در اين گروه قرار ميگيرند. اين ميادين نيز، از بار ترافيكي بالايي برخوردارند و سطح عبور و مرور روزانه از آنها بسيار بالاست اما مطابق تصويري كه ما از ميدانهاي بزرگ دنيا و ايران براي خود ترسيم كردهايم فاصله دارند. اين ميادين نيز وسعت چنداني ندارند و بيشتر از آنكه آرامش را به شهروندان و حتي عابرين پياده تزريق كنند، باعث تشويش و اضطراب بوده و نماد سرعت، استرس و آشفتگي هستند. در نگاهي واقعبينانه، بايد ميدان راهآهن را يك «سهراهي» تلقي كرد چرا كه عملاً ضلع غربي آن به طرف ايستگاه راهآهن از رفت و آمد چنداني برخوردار نيست. حضور ايستگاه مركزي راهآهن تبريز در اين نقطه، خود عامل اصلي پيدايش ميدان راهآهن بوده است. ميدانهاي منجم و نصفراه نيز هر چند در جريان اجراي طرحهاي عمراني دو دههي اخير وسعت گرفته يا دگرگون شدهاند و كمتر شاهد ترافيك سنگين در آنها هستيم اما با اين حال از آثار تاريخي و قديمي در چهار ضلع بيبهرهاند و بناها و ساختمانهاي بدقواره و ناهماهنگ در اطراف، آشفتگي را بر آنها مستولي كرده است. نماهايي كه بايد از سالها قبل در مورد آنها تصميم گرفته ميشد! در اين باره در ادامه كلاف سخن خواهيم گشود. 4. گروه ديگري از تقاطعهاي شهري وجود دارند كه حتي شما نيز در گفتگوهاي روزانه نام ميدان را در موردشان كمتر به كار ميبريد اما با اين حال در برخي نقشهها بر آنها، نام ميدان نهادهاند! ميدان ابوريحان (براي چهارراه ابوريحان)، چهارراهطالقاني (ميدان طالقاني)، چهار راهحافظ( ميدان حافظ)، چهارراه مارالان (ميدان دفاعمقدس)، سهراهارتش (ميدان ارتش!) همگي تقاطعهايي هستند كه در مسير خيابان آزادي (كمربندي) واقع شده و هرگز در ميان مردم نيز به عنوان ميدان ناميده نميشوند. چهارراه گازران (ميدان گازران)، چهارراه بهار (ميدان بهار)، تقاطع كارگر (ميدان كارگر) نمونههاي ديگري از اين گروه هستند كه به رغم آنكه فاقد شاخصههاي ميدان بودن هستند اما با اين حال همانگونه كه ذكر شد در برخي نقشهها پيشوند ميدان براي آنها استفاده شده كه منطقي به نظر نميرسد. چرا كه فاقد وسعت و كاربري يك ميدان هستند. 5. برخي از فضاها هم در شهر وجود دارند كه شايد قبلاً به نام ميدان شناخته ميشدند اما ديگر اكنون كاربري خود را از دست داده و ديگر نام ميدان در مورد آنها به كار نميرود. مثل ميدان «صاحبالامر» تبريز كه بنا به نظر برخي تاريخنويسان نقشه و طرح اصلي ميدان نقش جهان اصفهان، در دوران صفويه از روي نقشه و طرح اين ميدان الگوبرداري شده است. اما دست تطاولگر روزگار، اثري جز يك نام از آن بر جاي نگذاشته است. به اين ترتيب، ميتوان چنين انگاشت كه تبريز، از فقر فضاهاي باز و معروف نظير آنچه كه در ساير كلانشهرهاي بزرگ دنيا سراغ نداريم رنج ميبرد. شما شايد بر صفحات تلويزيون يا عكسهاي زيباي اينترنتي و كارت پستالهاي خارجي، تصويري از يك ميدان براي خود ترسيم كنيد كه با آنچه كه در تبريز با آن روبرو هستيد متفاوت باشد. حتي در ميان شهرهاي بزرگ ايران نيز با ميادين بزرگ و تاريخي نظير: ميدانهاي آزادي، انقلاب، امامحسين(ع)، فردوسي، ونك و وليعصر در تهران، ميدان نقشجهان در اصفهان روبرو هستيم كه اطلاق نام «ميدان» بر تقاطعهاي شهر تبريز را زير سوال ميبرد. هر چند در حال حاضر نميتوان، رنگ و لعاب قدمت و تاريخ بر چهرهي فلكهها و تقاطعهاي شهر زده و از اين ميان،معجوني به نام ميدان تاريخي از دل آن بيرون آورد اما ميتوان در طرحها و نقشههاي جديد شهرسازي، با نگاهي تازهتر و واقعبينانهتر، داشته و تعريفي جديدتر از پديدهاي به نام ميدان ارائه كرد. به عبارت ديگر ميتوان روح زنده و شاداب شهروندمداري را به شيوههاي گوناگون در آنها دميد. يكي از ويژگيهاي ميادين بزرگ دنيا، وجود تنديس يا مجسمههاي بزرگ و تاريخي در ميانه آنها است. در بسياري از اين شهرها مجسمه شخصيتهاي بزرگ و درگذشتهشان، به شكل زيبايي ساخته، پرداخته و نصب شده و اين ميادين نيز به نام آنها معروف گشته است. اما در شهرهاي ايران و از جمله تبريز، ما اغلب با نقص و نبود اين پارامتر در ميادين خود مواجه هستيم. مجسمهها و تنديسهاي نصب شده در ميادين نيز از كيفيت و عظمت و مناسبت شايستهاي برخوردار نيستند. مجسمه سرداران شهيد آذربايجان در ميدان شهداء، فاقد كيفيت و زيبايي لازم است. مجسمه «مرغ بهشتي» نصب شده در ميدان راهآهن نيز تناسب چنداني با نام اين ميدان ندارد، تنديس شهريار (نصب شده در فلكه شهريار) نيز از ظرافتهاي هنري بيبهره است. هرچند بررسي كيفيت هنري و تناسب تنديسها و مجسمههاي نصب شده در شهر، فرصتي ديگر و مجالي بهتر را ميطلبد اما لازم است مديريت فرهنگي و زيباسازي شهر، در اين باره طرحي نو دراندازد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:9 توسط محمد امين خوش نيت
|
|
||