واقعیت تلخ مطبوعات کشور، این است که به رغم تنوع و تکثر عناوین و مطالب، هرگز نتوانسته اند رقیب سرسخت و قدری برای رسانه های دیداری و شنیداری (رادیو و تلویزیون) باشند. و این حقیقیت است که همه شخصیت ها، گروهها و حتی خود دست اندرکاران مطبوعات و روزنامه نگران به آن معترفند.

نفوذ پیام صدا و سیما در افکار عمومی به ویژه گستره ی آن تا دورترین روستاها و شهرهای کشور سبب شده تا محتوا و اخبار این رسانه، به عنوان منبع موثق و مرجع انکارناپذیر و مهم تر از همه تعیین کننده و شکل دهنده نظرات و آرای مخاطبان تلقی گردد. و شاید از همین روست که حساسیت مراکز سیاسی، اجتماعی به عملکرد صدا و سیما در همه ادوار انتخاباتی، بیش از سایر رسانه ها و مطبوعات است.

هر چند برخی از مطبوعات انگشت شمار، در مقطعی از دوره های انتخاباتی، به نقش آفرینی پرداخته و توانسته اند افکار عمومی را له یا علیه کاندیدایی، تهییج و تحریک نموده و آن را شکل دهند (سلام و کیهان در انتخابات 1376) ، اما در نهایت باید  اعتراف کرد که نقش صدا و سیما در این میان غیر قابل انکار است. و از همین روست که همه کاندیداها نیز همواره توجه ویژه ای نسبت به برنامه های صدا و سیما دارند. گویی ثانیه ای از پخش برنامه های رادیو و تلویزیون، از زیر ذره بین توجه و نقد گروههای سیاسی به دور نمی ماند. انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز با همه فراز و نشیب هایش چند هفته دیگر برگزار می شود. و در این میان ؛ «صدا و سیما» به عنوان رسانه ملی، تاکنون در سیبل هدف حمله و نقد گروههای مختلف سیاسی قرار گرفته  است. آنها معتقدند که در این دوره صدا و سیما تا این لحظه عملکرد ضعیفی داشته و نتوانسته تنور انتخابات را آن چنان که در دوره های قبلی شاهد بودیم داغ کند.«داغ بودن تنور» شاخصی است که برای میزان علاقه، اشتیاق و مشارکت شهروندان برای حضور در انتخابات به کار برده می شود.

فضای رسانه ای کشور نیز به گونه ای است که رادیو و تلویزیون در همه انتخابات مهمترین نقش را در تهییج و ترغیب افکار عمومی برای رای دادن ایفا کرده اند. اکنون مطبوعات مختلف کشور نیز به کرّات و دفعات از انتخابات و لزوم مشارکت حداکثری مردم سخن به میان می آورند اما به نظر می رسد که این مطالب مکتوب نیز قادر به سرعت بخشیدن به چرخهای تبلیغات انتخاباتی نیست مگر آنکه طی روزهای آتی، رویداد خاصی در رویکرد، محتوا و ساختار اخبار مطبوعات اتفاق بیفتد با این حال، کمتر کاندیدایی، مطبوعات را مورد تخطئه قرار می دهد. اما همان گونه که اشاره شد، صدا و سیما در کانون این توجه قرار دارد. شائبه حمایت رسانه ملی از یک کاندیدای خاص، از جمله مهمترین محورهایی است که اغلب مورد نقد جناح مقابل قرار می گیرد.

در این بخش به بررسی دیدگاه گروههای مختلف سیاسی در قبال عملکرد صدا و سیما در انتخابات دهم ریاست جمهوری می پردازیم:

***

دو نامزد اصلاح طلب یعنی موسوی و  کروبی از معترضین اصلی عملکرد جعبه جادویی بودند قبل از  آنکه این  دو، آن نامه شدید الحن را خطاب به ضرغامی رئیس سازمان صدا  سیما بنویسند، چند بار نیز در مقاطع و محافل مختلف نیز به رویکرد صدا و سیما در قضیه انتخابات دهم اعتراض کرده و این سازمان را متهم به طرفداری از احمدی نژاد معرفی کرده بودند. این اعتراض به این دو ختم نشد. بلکه رضایی دیگر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم و نیز طرفداران مختلف کاندیداها نیز به بی طرفی صدا و سیما اعتراض کردند.

تا آنجا که صفایی فراهانی، از بیخ و بن، «تریبون ملی» بودن صدا و سیما را زیر سئوال برد و گفت: صدا و سیما هیچ وقت تریبون ملی نبوده است.

محسن رضایی هم، صدا و سیما را به بی تحرکی انتخاباتی متهم کرد و خطاب به ضرغامی گفت: تحرک انتخاباتی لازم در صدا و سیما مشاهده نمی شود.

تابناک سایت خبری منتسب به محسن رضایی حتی یک گام جلوتر گذاشت و اعلام کرد: تلویزیون از احمدی نژاد حمایت می کند و رادیو از موسوی!

موسوی هم در سخنرانی های خود در طی هفته های گذشته به دفعات به این نکته تاکید کرده که :رسانه ملی تاکنون یک طرفه عمل کرده است (ایسنا)

این در حالی است که سایت «قلم» (منتسب به جناح اصلاح طلبان) نیز اقدام به انتشار نتایج نظر سنجی نمود که بر اساس آن 68 درصد تهرانی ها عملکرد صدا و سیما را در زمینه انتخابات، منفی ارزیابی کرده اند.

مرتضی حاجی وزیر کابینه خاتمی و از رهبران درجه دوم اصلاحات هم یکی دیگر از شخصیت هایی است که عملکرد صدا و سیما را «جانبدارانه» دانسته و گفت:

صدا و سیما ستاد احمدی نژاد شده است (اعتماد ملی)

رمضان زاده سخنگوی دولت در زمان آقای خاتمی هم از قافله عقب نمانده و پوشش سفرهای استانی احمدی نژاد در صدا و سیما را نشانه جانبداری رسانه ملی از یک کاندیدای خاص دانسته است. به اعتقاد رمضان زاده: پوشش سفرهای استانی از صدا و سیما یک مغلطه سیاسی است(ایسنا)

محمدعلی ابطحی، شخصیت جذاب اردوگاه اصلاحات هم به نتیجه برنامه های جانبدارانه صدا و سیما بیشتر توجه دارد. به نظر این روحانی ساختار شکن، که وبلاگ نویسی، عکاسی با تلفن همراه و دوستی او با دنیای اینترنت و سایبر، از او شخصیتی جذاب برای جوانان و حتی جناح مقابل ساخته، حمایت های زیاد صدا و سیما، احمدی نژاد را به دور دوم انتخابات می برد(فرارو)

 این اظهارنظر کمی اغراق آمیز به نظر می رسد. چرا که اقبال عموم مردم نسبت به آقای احمدی نژاد در حال حاضر، تا به حدی است که حتی اگر صدا و سیما هم از او برنامه ای پخش نکند، او یک پای ثابت دور دوم  انتخابات است! موسوی اما موضعی کمی معتدل تر اتخاذ کرده و در دیدار با جوانان اعلام کرد: اگر رسانه ملی نداریم، تک تک شما یک رسانه هستید! و او می افزاید: صدا و سیما شعور مردم را دست کم می گیرد (ایلنا)

و بر اساس همین رویکردها و نظرات  بود که از چند هفته پیش تاکنون و بسیاری از جوانان حامی موسوی، به ارسال پیامک های تبلیغاتی از طریق  تلفن همراه، و تبلیغ بر روی سایت های اینترنتی روی آوردند. در همه این شیوه های جدید نیز، متهم کردن صدا و سیما به موضع گیری جانبدارانه از احمدی نژاد مورد  انتقاد و گاه حمله قرار گرفت.

جالب ترین بخش این بحث به سکوت معنی دار جناح اصولگرایان و حامیان احمدی نژاد اختصاص دارد. برای اینکه لیدرها، تئوریسین ها و حتی خود کاندیدای اصولگرایان که صدا و سیما به طرفداری از او متهم شده، موضع انفعال را در برابر این اتهامات برگزیده و به «سکوت» بسنده کردند.

اما «ضرغامی» رئیس رسانه ملی که در کانون حمله اصلاح طلبان قرار گرفته، به دفعات بی آنکه دست به عمل «مقابله به مثل» زده و اتهامات وارده را با اتهاماتی دیگر پاسخ دهد  خونسردانه تنها به توضیح و تشریح عملکرد سازمان متبوع خویش بسنده کرده و درپاسخ به منتقدین می گوید: یک ماه دیگر می توان قضاوت کرد که برنامه ریزی صدا و سیما درست بوده است (خبرگزاری مهر)


 

نوشته شده توسط محمد امين خوش نيت در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت