گلشن راز منتشر شد (13 - 90 )

اولین شماره نشریه گلشن راز منتشر شد

"گلشن راز" نشریه ای است  به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی "محمد خوش نیت " از روزنامه نگاران باسابقه و تحصیل کرده ی آذربایجان  که  اولین شماره آن همزمان با روز خبرنگار منتشر و بر روی پیشخوان روزنامه فروشی ها قرار گرفت .

 هفته نامه گلشن راز  با گستره توزیع استان های شمالغرب کشور ( آذربایجان شرقی ،غربی ، زنجان و اردبیل ) و با زمینه سیاسی و فرهنگی به تازگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز نشر و توزیع گرفته است .

در نخستین شماره این هفته نامه که در ۱۲ صفحه به همراه ۴ صفحه ضمیمه شهرستان شبستر منتشر شده مطالب متنوعی را می توانید مطالعه کنید .

گفتگو با ناهیدی آذر از نویسندگان و تاریخ نگاران آذربایجان و مولف کتاب "تجار و دهقانان ایران "در خصوص نهضت مشروطیت با عنوان "مشروطیت نهضت بود نه انقلاب " و نیز گفتگو با رحیم شهریاری (خواننده ) در خصوص موسیقی پاپ آذری با عنوان " شاد خواندن کار هر کسی نیست "  از جمله مهمترین مطالب این نشریه است .

در صفحات دیگر این نشریه مطالبی با عنوان : شهر رسانه ندارد ،ما خود دردنامه مصوریم ،تولد گلشن راز دوم ،و طنز " خبرنگار کیست " و نیز صفحات  ترکی آذری  به چشم می خورد .

مدیر مسئول این نشریه در سرمقاله اولین شماره در مطلبی با عنوان " گلی در گلشن فرهنگ و ادبیات " چنین نوشته است:

   هرگز در این آغاز راه ادعا نداریم که در راه خلق شاهکاری مطبوعاتی  گام برمی داریم و بهترین و تاثیرگذارترین هستیم !اما آرزو و آرمان دیرین ما در نشریه گلشن راز و در این اوضاع سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی  راز آلود  این است که در دیار آذربایجان که به حق باید آن را گلشن شعر و ادب و خلق حماسه و ایثار لقب داد راز ها و اسرار ناگفته ی بسیاری است  که مکاشفه این راز ها رسالت هر آذربایجانی است .همین که در این دیار و در این گلشن بتوانیم "راز " جاودانگی و سر معرفت خواهی و کمال جویی و حق طلبی مردمانش را هر چند ناچیز به تصویر کشیم هنر کرده ایم و این نیز جز ادای دین به این سرزمین پر گهر چیز دیگری نیست .

 در ادامه خوش نیت اعتدال و میانه روی و رعایت انصاف را مشی این نشریه دانسته و آورده است :

گلشن راز چون چشم و گوش جامعه ، پیکی است برای همه مشتاقان و علاقه مندان حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات و توتمی است مهر افروزبر صفحه  معادلات سیاسی که ضمن نفی هر گونه مرز بندی های کاذب و زود گذر دنیوی نه بر طبل هیاهو می کوبد و نه هر گونه افراط و تفریط را بر می تابد . بلکه بیشتر بر مدار مدارا و اعتدال و انصاف چرخیده و بر محور روشنگری وآگاهی بخشی جامعه اسلامی مان گام برخواهد داشت . 

روز خبرنگار و آغاز انتشار گلشن راز ( 12- 90 )

هر کسی را توتمی است و قلم توتم من است

شهید دکتر شریعتی

روز خبرنگار بر همه دوستان و همکاران مطبوعاتی و نیز همه دوستان و مخاطبانی که همواره یار و منتقد و راهنمای خبرنگاران بوده و هستند (هر چند که خبرنگار نیستند) مبارک باد .

به  اطلاع  می  رساند  که  به  مناسبت  روز  خبرنگار  نشریه  «گلشن راز» با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی اینجانب به زودی  منتشر می شود .

منتظر نظرات و اخبار و اطلاعات شما همراهان هستیم.


 

 

سرقت ادبی ( 11- 90 )

کار غیر حرفه ای و سرقت ادبی یک خبرنگار نمای یزدی

سلام دوباره به شما  دوستان و همراهان .

از اینکه این مثنوی اندکی با تاخیر مواجه  شد از همه سروران طلب بخشش دارم.

و اما بعد :

هرگز دوست نداشتم در بازگشت از زیارت خانه خدا و سر کشیدن جام عبودیت و صهبای سعادت زبان به گلایه بگشایم اما لازم می دانم کار غیر اخلاقی و غیر حرفه ای یک خبرنگار نمای اهل شهر یزد را برای شما بازگو کنم.

مهر ماه سال ۱۳۸۷ پس از ماهها تحقیق و مطالعه ،گزارش تحقیقی و جامعی در مورد فلسفه ،ماهیت و تاریخچه درهای قدیمی ایران و معماری خاص این درهای قدیمی در شهر ها و روستاهای آذربایجان و شهر تبریز نوشتم که از قضا با استقبال بسیار مطبوعات کشور ،خبرگزاری ها و سازمان میراث فرهنگی مواجه شد تا آنجه که مقام دوم کشوری در بخش گزارش تحقیقی را از آن خود ساخت و صد البته آن را توفیق و لطف خداوندگار فکر و قلم می دانم .

اما چند روز پیش بر روی خروجی خبرگزاری ها و برخی سایت ها و روزنامه ها گزارش خودم را دیدم که با اندکی جرح و تعدیل در مقدمه و موخره آن و نیز تغییر ناشیانه نام تبریز به یزد در متن گزارش به نام یک همکار بی انصاف مطبوعاتی از شهر یزد ( به نام خانم نیره شفیعی پور ) منتشر شده است . و جالب آنکه با انتخاب تیتری نامعقول و بی ربط سعی داشته تا به عنوان گزارشی جدید به نام خود به ثبت برساند .

متن کامل گزارش بنده را با عنوان «درهاي قديمي»؛ نمادي براي ذوق و هنر و دوستي ايرانيان در این آدرس بخوانید:

 http://www.azargalam.blogfa.com/post-253.aspx 

و اما گزارش جعلی و سرقت شده این خبرنگار نمای یزدی را که در خبرگزاری مهر منتشر شده در این آدرس بخوانید :

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1364560

 شما نام این کار غیر اخلاقی را چه می گذارید ؟

آیا نوعی راهزنی مطبوعاتی و سرقت ادبی نیست ؟

شاید این کار از جانب کسی غیر از خبرنگاران صورت می گرفت این قدر تلخ و گزنده و ناپسند نمی نمود . اما وقتی این کار غیر اخلاقی از جانب یک به اصطلاح همکار صورت می گیرد بسیار دردناک و تاسف بار می شود .

نمی دانم اکنون در ایران ما چه کسی نهاد پیگیری کنندهی حق و حقوق مولفین و نویسندگان است . نمی دانم چگونه می توان درد دل خود را به مسئولان وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی رسانده و حقوق تضییع شده ی خود را دنبال کرد .

و مهم تر از همه نمی دانم این چه رسم زندگی و کار مطبوعاتی است که به همکار خودمان نیز رحم نمی کنیم و آنگاه ادعای گزاف داریم که می خواهیم به سمت دنیای آزاد و آباد با تمام مشخصات جامعه مدنی برسیم !

امیدوارم که چنین رویداد  تلخ و تاسف باری هرگز  برای شما پیش نیاید