هنری
کوزه کنان، هنرکده سفالین ایران:
از تبریز که به مقصد شهر تسوج در شمال غرب ایران حرکت می کنی، 30 کیلومتر مانده به تسوج، و در فاصله 6 کیلومتری شهر شبستر، چشمه جوشان و فرح زایی وجود دارد که خستگي از چهره مسافران می زداید و به نیکی، به پیشباز مهمانان می رود.
از آب زلال چشمه همیشه جاری «قره کهریز» (کاریز سیاه) آبی بر صورت می زنی و از آن جرعه ای می نوشی. آنگاه سر را بلند می کنی تا یادی از تشنه لب کربلا بکنی. در این لحظه سرشار از شادمانی، چشمانت، «صنایع دستی» چیده شده در اطراف این چشمه را میزبان می شود که تو را برای لحظاتی به عالم خاطرات و رویاهای شیرین پرواز می دهد.
ابتدا تعجب می کنی که این مجسمه های هنرمندانه، نقش های زیبا و رنگهای دل انگیز چگونه در این حاشیه جاده سربرآورده اند؟ اما چون به میان آن نقش ها ورنگ ها می روی، دامن دامن گل و ریحان خوشبوی باغ هنر ایرانی و آذربایجانی را می بینی که به دست هنرمندانه ی کوزه گران آذربایجان، چنین زیبا، شعر خلاقیت وت صنيت «بودن» سروده اند.
آری اینجا «هنرکده کوزه گری ایران» است. کوزه کنان!
شهر کوچکی که تا دیروز روستائی بود بی نام و نشان. و اگر نشان داشت به مدد نام «حاج مهدی کوزه کنانی» معروف به ابوالملّه، مالک و صاحب خانه معروف مشروطیت تبریز در خیابان راسته کوچه تبریز بود که بعدها خانه اش به ستاد فرماندهی مبارزان و مشروطه طلبان و به ویژه ستارخان (سردار ملی) و باقرخان (سالار ملی) مبدل گشت. همان مبارزي كه خانه زیبا و دل باز خویش را در اختیار مبارزان قرار داد. خانه او هم اکنون، به یکی از موزه های زیبا و جاودانه تبریز تبدیل شده است.
«کوزه کنان» جمعیت زیادی ندارد. از مظاهر و مزایای شهر وشهرنشینی هم چندان بهره ای نبرده اما در عالم هنر، اسم و رسمی برای خود دست و پا کرده است. مردمانش با خاک رس و اندکی آب بر روی چرخ کوچک گردون، نمایش عشق بازی راه می اندازند و اپرای مهربانی اجرا می کنند. سمفونی زیبای طبیعت رابر روی سِن «خاک و کوزه» به نوا در می آورند و با قلم ذوق و بر لوح خاک، شعر مهر می سرایند، سِحر «سیر جهان» می کنند و نرد عشق می بازند. آنگاه از سر صدق و صفا، محصولات هنری خویش را به اطراف «قره کهریز» می آورند تا هم خود به نانی برسند و هم هنر سفال گری را مهمان چشمان خسته مسافران کنند.
سالهاست مردمان و ساکنان این شهر کوچک و روستاهای اطراف، نان خویش را به عرق جبین هنرمندانه، از اختلاط آب و خاک و از تنور چرخ کوزه گری درميآورد. اینجا مرد و زن، کوچک و بزرگ، شغل اصلی شان کوزه گری است. البته کوزه گری تنها عنوان است وگرنه از گلدان های بزرگ و کوچک گرفته تا قلک های کودکانه و دلفریب، مجسمه های رنگی ساخته شده از گل ورس (و نه چینی گرانقیمت!) حاصل تلاش هنرمندانه آنهاست. اما در هر حال، همه ی این محصولات حول محور «کوزه» و کوزه گری می چرخد. در سالهای دور، آن زمان که محصولات پلاستیکی و فرآورده های نفتی دردسر آفرین! پا به عرصه ی وجود ننهاده بود، کوزه ای پر از آب زلال و خنک، همیشه همراه کشاورزان، دامداران، چوپانان و خانواده ها بود. خاک رس و کوزه های سفالی، به خاطر ویژگی خاصی که داشته و دارند، تا مدتهای بسیار آب را خنک و تمیز نگه می دارند. بنابراین، کوزه، نماد صافی و صداقت و لطافت است.
* * *
100 کوزه گر در 25 کارگاه:
کارگاههای کوچک و بزرگ بسیاری در این منطقه از آذربایجان شرقی، به وجود آمده و فعالیت می کنند. هر چند که چندسالی است، هجمه محصولات سایر سفالینه هایی که اغلب از هنر ایرانی عاری بوده و جز رنگ و لعابی فریبکارانه، بیش نیستند، آثار اصیل و ماندگار «کوزه کنان» راتهدید می کنند.
کوزه کنان اکنون بالغ بر پنج هزار نفر جمعیت دارد. این شهر کوچک 25 کارگاه سفالگری را که در هر کدام حداقل 4-3 نفر مشغول کار هستند در دل خود جای داده است.
به عبارت دیگر نزدیک به 100 خانوار این شهر از طریق کوزه گری امرار معاش می کنند. این تعداد البته غیر از آمار افرادی است که چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم در زمینه های مرتبط این هنر از قبیل: حمل و نقل خاک ، جابجايي محصولات تولید شده، ساخت و اداره كورهها فروش، خدمات و ... فعالیت می کنند.
به گفته آقاي «امام علی معتمد کوزه کنان» مدیر عامل تعاونی سفالگران کوزه کنان در حال حاضر، دو شرکت تعاونی، شاغلان این رشته را تحت پوشش حمایتی خود دارد. از او در مورد سابقه و تاریخچه ی ساخت کوزه و سفال در این منطقه پرسیدیم. به اعتقاد وی، ریشه حرفه و هنر سفالگری، به دوران پیش از اسلام و حتی زمان حضرت نوح پیامبر برمی گردد. چرا که به گواه مورخان آن حضرت نیز، از کوزه های سفالین و لوازم ساخته شده از خاک رس و سفال استفاده می کرد. ضمن آنکه کشف اشیاء باستانی و تاریخی سفالين در این منطقه و یا سایر نقاط کشور، به خوبی به اثبات رسانده است که خاستگاه این هنر نزد ایرانیان است و بس.
همچنان که «کاریز» یا کهریز (قنات) از ابتکارات و ابداعات ایرانیان در طول تاریخ بوده و تمدن های اصیل ایرانی نیز در کنار این کاریزها شکل گرفته اند.
وجود دو نقطه ی مسکونی در این منطقه به نام های «آق کهریز» و «قره کهریز» (کاریز سفید و کاریز سیاه) گواه این مدعاست.
به هر حال این نکته که صنعت کوزه گری در ایران و در حاشیه کاریزها شکل گرفته تردیدی نیست. هر چند که رونق صنعت حمل و نقل به همان اندازه که باعث رونق حرفه ی کوزه گری شده، اصالت آن را نیز تهدید کرده است.
تهدید سفالینه های رنگین:
صنایع خوش آب و رنگ شهرهای دیگر که نه بر پایه ی خلاقیت و اصالت که بر محور تقلید و کپی برداری و تولید انبوه با استفاده از ماشین آلات مدرن شکل گرفته، اکنون عرصه را بر تولیدات ساکنان این شهر کوچک تنگ کرده است. همین تولید انبوه سبب شده تا محصولات استانهای دیگر کشور (از جمله همدان) سر از اینجا در آورند. البته حضور صرف محصولات هنری در نقاط مختلف شهری، به خودی خود اشکالی ندارد اما اگر این حضور غیرمنطقی میهمان ناخوانده، هنر میزبان را مورد تهدید قرار دهد، اوضاع نگران کننده می شود.
و خود به چشم خويشتن اطمينان خواهيد يافت كه:
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است!
اکنون «کوزه کنان» و «قره کهریز» برای همه رهگذران جاده باصفای تبریز تا تسوج و ارومیه، نماد زیبائی صادقانه، خلاقیت جاودانه، و دارای محصولاتی منصفانه از نظر قیمت! است. اگر نمی توانید صنایع دستی گرانقیمت ساخته شده از چینی را بخرید اما دل به زیبائی سپرده اید، حتماً به «قرهكهريز» و «كوزهكنان» سری بزنید.
محمد امین خوش نیت هستم متولد ماه خرداد سال پلنگ!کارشناس ارشد روزنامه نگاری و روزنامه نگار (آذربایجان شرقی).