52_ 90 ) نوسازی
غبار فرسودگی بر سر زیر ساخت های شهری
محمد امین خوش نیت
گذشت زمان، ناخواسته ، گرد فرسودگی و غبار کهنگی را بر تن هر جسم مادی می نشاند حتی آدمی نیز که یک پدیده ی زنده و باشعور است از این قاعده مستثنی نیست. این قدمت و کهنگی مربوط به اشیاء و پدیده ها گاه به دلیل برخورداری از برخی شاخصه های هنری – فرهنگی و خصیصه های تاریخی، ارزشمند بوده و باید به همان شکل اصلی حفظ شوند. و گاه به منظور بهره وری بیشتر و کارآمدی بهتر، نوسازی و بهسازی شده و دوباره در چرخه ی خدمات رسانی قرار گیرند. همین نوسازی و بازسازی هاست که از شاخصه های مهم توسعه شمرده شده و حتی خمیر مایه ی آن محسوب می شود.
نوسازی؛ زیربنای توسعه
جامعه ای که نتواند روند جاری امور خود را نوسازی و بهینه کند هرگز نخواهد توانست به مرزهای توسعه برسد. بررسی عملکرد و سیر تاریخی تحول در کشورهای پیشرفته حکایت از آن دارد که در کنار اصل صیانت از آثار تاریخی و قدیمی، «نوسازی» یکی از اصول پایه ای مدیریت جوامع مترقی بوده ست. اصل مهمی که متاسفانه در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از همین روست که بعد از گذشت بیش از نیم قرن از آغاز حرکت چرخهای تجدد و فراهم شدن اسباب مدرنیته در کشور ما، «توسعه ی جامعه» که مهمترین دستاورد آن، رضایت مردم، کاهش مشکلات و محدودیت ها و افزایش کارآیی و بهره وری است دست نیافتنی به نظر می آید.
آیا متولیان اصلی «توسعه» در کشور ما و ناظران و بازرسان این حرکت اجتناب ناپذیر ملی، مطالعات دقیق علمی در خصوص یکی از موانع اصلی توسعه که همانا فرسوده بودن سیستم های خدمات رسان کشور ماست انجام داده اند؟!
واقعیت های موجود جامعه ی ما، حکایت دیگری دارد. کهنگی و فرسودگی از سرو روی شبکه های خدمات رسان ما می بارد. با این اوصاف، دست یافتن به «توسعه» به توهمی شعارگونه بیشتر می ماند تا واقعیتی معقول!
شبکه های برق، آب، مخابرات، سیستم بهداشت و سلامت (بیمارستان ها و مراکز درمانی)، سیستم آموزشی (مدارس و مراکز علمی) سیستم حمل و نقل و ترابری و حتی بافت های مسکونی و تجاری جامعه ی ما، فرسوده بوده و نوسازی و بهسازی آنها، در مقطع کنونی اجتناب ناپذیر است.
این گزارش تلاش دارد تا گوشه ی ای از یافته های خود در خصوص فرسودگی شبکه ها و سامانه های جامعه ما را به صورت عریان، در برابر چشم مسئولان، مردم و کارشناسان امر قرار دهد.
***
1- شبکه ی برق
یکی از نخستین و در عین حال اساسی ترین شبکه های خدمات رسانی دولتها در طی یک قرن گذشته، شبکه «روشنایی» است.
وقتی محمد حسین «امین الضرب» اولین کارخانه ی برق را در سال 1284 از روسیه به ایران آورده و در خیابانهای سعدی و لاله زار تهران به کارگرفت تصورش را هم نمی کرد که یک قرن بعد، سوغات او تا این اندازه در روستاها و شهرهای ایران ریشه دوانده باشد. و یا وقتی امتیاز تاسیس اولین کارخانه برق به نام قاسم خان والی (شهردار تبریز) صادر شد، کسی تصورش را هم نمی کرد که اکنون نمی توان خانه و مغازه و خیابانی را یافت که از بالای آن، سیم برق عبور نکرده باشد! هر چند همان سیم ها و شبکه دیگر باقی نمانده، اما فرسودگی و قدمت را می توان در طول این شبکه بزرگ انرژی، مشاهده کرد. تا آنجا که به خاطر این فرسودگی نه تنها مصرف کنندگان و مشترکان شبکه برق بلکه مدیران و مسئولان شرکت برق هم زبان به گلایه و شکوه گشوده اند.
به گفته وزیر نیرو، 60 درصد شبکه برق کشور فرسوده است. این بدین معنی است که بخش عمده ای از برق ما که با صرف هزینه های سنگین تولید و توزیع می شود به خاطر فرسودگی شبکه هدر می رود.
موضوع به همین جا ختم نمی شود. بر اساس اعلام شرکت توانیر، فرسودگی شبکه برق استان آذربایجان شرقی نیز چیزی در حدود 50 درصد است. شبکه های انتقال و توزیع برق، علاوه بر خطوط زمینی، برخی از شبکه های هوایی و حتی ترانس های تقویتی مسیرهای انتقال برق را نیز شامل می شود که به شدت نیازمند تعویض و نوسازی هستند. عمر مفید شبکه های انتقال برق بر اساس استانداردهای موجود با این امکانات و روش معمول انتقال در کشور ما، در حدود 25 سال است در حالی که شبکه برق آذربایجان شرقی به طور متوسط عمری در حدود 40 تا 50 سال دارند یعنی در حدود دو برابر استاندارهای جهانی!
2_ آب را «وِل» نکنید!
واقع شدن ایران در محدوده ی جغرافیایی خشک و کم باران، سبب شده تا «آب» به راستی به مایعی حیاتی و مهم در زندگی ساکنان این کشور مبدل شود. کاهش نزولات جوی در طی سالیان اخیر و پراکنش نامناسب آن نیز بر مشکلات این بخش افزوده است. با این وجود، استفاده درست و مناسب از همان داشته ها و ذخیره های آب، نه از سوی مصرف کنندگان رعایت می شود و نه از سوی سازمان ها و شرکت های مسئول! به عبارت دیگر مدیریت آب در کشور ما، نه در داخل خانه ها اصولی است و نه در مجموعه های تصمیم گیرما! به همین دلیل است که موضوع نوسازی و اصلاح شبکه آبیاری شهرها، تاکنون به طور جدی دنبال نشده است. و به همین خاطر مار خزنده ی فرسودگی ، به شبکه های آبیاری نیز راه یافته، تا آنجا که 40 درصد از آب درون شبکه آبیاری شهرها و روستاهای ما، به هدر رفته و از دسترس مصرف کنندگان خارج می شود. آبی که با هزاران زحمت و صرف هزینه های گزاف وارد مخازن و شبکه های آبرسانی می شود به راحتی و به دلیل فرسودگی شبکه از دسترس خارج می شود.
وضعیت استان آذربایجان شرقی در این بخش نسبت به میانگین کشوری نسبتاً مطلوب است. چرا که بنا به اعلام مسئولان 15 تا 20 درصد شبکه آبرسانی شهرها و روستاهای ما فرسوده است و میزان پرتی آب نیز در حدود 20 درصد است.
با این حال، و در شرایط کنونی، این رقم نیز بسیار درشت به نظر می رسد. بر اساس استانداردهای جهانی، پرت بیش از 5 درصد آب شبکه های آبیاری غیرقابل قبول بوده و تجدید نظر در شبکه و نوسازی آن ضروری است. شرکت آب و فاضلاب آذربایجان شرقی، طرح اصلاح و نوسازی شبکه را در دستور کار خود قرار داده اما این امر نیازمند اعتبارات گسترده ی ملی است.
3- مراکز آموزشی و مدارس
اصلی ترین مراکز آموزشی کشور ما نیز از گرد فرسودگی در امان نمانده اند. مدارس فرسوده و قدیمی به ویژه در اکثر شهرهای کوچک و روستاهای دور افتاده، به کابوسی می مانند که با ریزش باران و خرناس کشیدن زمین و رخداد زلزله ای، جان کودکان و آینده سازان این کشور را به مخاطره می اندازند.
به گفته ی معاون عمرانی وزیر آموزش و پرورش کشور، بیش از هفت میلیون متر مربع فضای آموزشی کشور ما، تخریبی و فرسوده بوده و قابلیت بهره وری مناسب ندارند. برای بازسازی و تجدید بنای این مدارس، 33 هزار میلیارد ریال اعتبار لازم است.
استان آذربایجان شرقی هم به رغم بهره مندی از نیات و خدمات خیرین مدرسه ساز، همچنان 103 مدرسه خشتی دارد که 5000 کلاس درس را شامل می شود. مدارسی که از داشتن ابتدایی ترین امکانات و تجهیزات آموزشی و رفاهی محرومند، ضمن آنکه در عصر تکنولوژی و هزاره ی سوم هوای 4 هزار کلاس درس ما با بخاری های قدیمی نفتی و گازوئیلی گرم می شوند که به خودی خود، می تواند کانون و مولد حادثه ای تلخ باشند.
غیر از 103 مدرسه ی خشتی، مدارس آجری بسیاری را هم می توان یافت که به دلیل ساخت نامناسب و غیراستاندارد و قدیمی بودن آنها، بسیار ناامن بوده و طرح تجدید بنا و نوسازی باید در مورد آنها اجرائی شود. طوفان فرسودگی و ناامنی، مدارس ما را هم تهدید می کند.
4_ بیمارستانهای فرسوده و ناامن!
احوال مراکز درمانی و بهداشتی ما، «ناخوش» است! این عبارت ساده ترین تعبیری است که می توان در مورد وضعیت بیمارستانها، کلینیک ها و درمانگاههای ما به کاربرد. هنوز درمانگاههایی در گوشه و کنار این کشور وجود دارند که عمری برابر نیم قرن دارند. وقتی وزیر بهداشت خود به صراحت از فرسودگی 70 درصد مراکز درمانی ما سخن می گوید، دیگر تکلیف روشن است. به گفته ی خانم وزیر،حتی تا 85 درصد مراکز درمانی تهران ، فرسوده محسوب می شوند. در این صورت، چه انتظاری می توان از وضعیت بیمارستانها و مراکز درمانی شهرهای کوچک و بزرگ کشور داشت؟! فرسودگی بیمارستانها نیز به مفهوم محدودیت ارائه ی خدمات در آنهاست و بدین ترتیب باید اذعان کرد که «نظام سلامت» ما در صورت بی توجهی به وضعی موجود با بحران های جدی در سال های آینده روبرو خواهد شد.
از سوی دیگر وقتی به مسئله مراکز درمانی – بهداشتی استان آذربایجان شرقی می پردازیم، با واقعیت های تلخی روبرو می شویم. به گفته ی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز، به غیر از بیمارستان امام رضا که در طی یکی دو سال گذشته آماده بهره برداری شده، همه ی بیمارستانها و مراکز درمانی استان، فرسوده و از رده خارج محسوب می شوند! به عبارت دیگر همه این بیمارستان های معروف، توانایی ارائه خدمات بیشتر از این را ندارند. در حالی که باید در هنگام بروز حوادث غیرمترقبه نظیر زلزله، به صورت فعال به ارائه خدمات ایمنی بپردازند، اما با این حال، خود در برابر زلزله های بزرگتر از 6 ریشتر غیرمقاوم هستند!
ساختار فیزیکی و فرسوده تشکیلات درمانی ، نیروی انسانی مرتبط با آنها را نیز تحت تاثیر قرار داده است به گونه ای که به زعم استاندار آذربایجان شرقی، اغلب این بیمارستانها کارآیی و بهره وری بسیار پائینی دارند چرا که از یک سو، قدیمی و فرسوده بوده و از دیگر سو، ضریب اشغال تخت در آنها بسیار بغرنج و غیراستاندارد است. به گفته ی دکتر یعقوبی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز،این شهر جزو شهرهای عقب مانده ی ایران از نظر امکانات بیمارستانی است در حالی که مراکز درمانی این شهر نه تنها به ساکنان این شهر بلکه بیماران روستاها و شهرهای شمالغرب کشور و حتی کشورهای همجوار نیز خدمات ارائه می دهد. او به صراحت تبریز را نه در زمره ی شهرهای در حال توسعه، بلکه به دلیل عدم بهره گیری از آخرین تکنولوژی های درمانی و دستگاههایی نظیر: سی تی اسکن، ام آر آی، و آنژیوگرافی جزو شهرهای توسعه نیافته به شمار می آورد!
طبیعی است که برای یک بیمارستان فرسوده و قدیمی با عمر متوسط 40 تا 50 ساله، تجهیز دستگاههای مدرن درمانی چند صد میلیونی، به شوخی شباهت دارد! به قول آن ضرب المثل معروف: اول چاه را باید کند و سپس منار را دزدید. بنابر این تاز مانی که بیمارستانهای فرسوده ی این شهر، تجدید بنا و مقاوم سازی نشده اند، تجهیز آنها به دستگاههای پیشرفته ی درمانی نیز، بیهوده است.
محمد امین خوش نیت هستم متولد ماه خرداد سال پلنگ!کارشناس ارشد روزنامه نگاری و روزنامه نگار (آذربایجان شرقی).