جاي خالي «شهردار باكري» در تقويم رسمي كشور

تقویم 91 هم نام شهید باکری را فراموش کرد

محمد امين خوش نيت

تقويم كاغذي را به دست مي گيري و آن را ورق مي زني. بر روي هر برگ آن عبارتي نوشته شده است. عبارتي براي بزرگداشت و تجليل مناسبت هايي ماند روز كودك، روز دختر، روز دانش‌آموز، روز گل وگياه، روز صادرات، روز سالمند و ...!

«تقويم» هر ملت و قومي، به خوبي نشانگر آرمانها، ارزشها و خاطرات تلخ و شيرين مردمان آن جامعه است. بررسي برگ برگ تقويم يك كشور نشان مي دهد كه در طول ادوار مختلف تاريخ، چه رويدادها و وقايع مهمي در جغرافياي آن كشور رخ داده و چه افراد و اشخاصي، منشاء خير و بركت براي جامعه ي خويش بوده اند. تقويم كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نيست. به جرأت مي توان گفت كه تقويم كشور، از اين نظر جزو استثناها باشد. تقويمي كه به طور متوسط براي هر هفته آن، دو مناسبت وي‍ژه ملي، مذهبي، سياسي و اجتماعي مترتّب است. اين نوع تاريخ نگاري و تنظيم تقويم را شايد به سبقه و تعدد دانشمندان رياضيدان ايراني از خيام و ابوريحان و جلالي گرفته تا عبدالغفار نجم الدوله نسبت داد كه به حق بايد آنها را جزو اولين بنيانگذاران و محققان علوم نجوم و تقويم نگاران به شمار آورد.

تقويم ايراني اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، شاهد تحولات عمده اي گرديد با توجه به رويكرد جديد نظام اسلامي، رويدادهاي مذهبي و اسلامي نيز در كنار وقايع ملي در تقويم شمسي ايران وارد شد از سوي ديگر، تحولات روي داده در حوزه ي ارزشها و هنجارهاي اجتماعي نيز، با هدف ارج نهادن به سلايق، علايق و روحيات اقشار مختلف جامعه وارد برگ هاي تقديم گرديد. به عنوان نمونه در تقويم ايراني براي كودك و دانش آموز مناسبت و روز ويژه اي وجود دارد تا دانشجو. همچنانكه كارگر، معلم، دامپزشك و داروسازي و پرستار و پزشك و ساير مشاغل مختلف براي خود روزي دارند.

اما اين تقويم با اين عناوين پربار تنها به اين جا ختم نمي شود. براي برخي از مشاغل يك روز و براي برخي ديگر يك هفته در نظر گرفته شده است. حتي در مورد بسياري از مناسبت هاي ديگر «مشاغل» مد نظر نبوده بلكه فعاليت با پديده اي خاص بر روي تقويم درج گرديده است. مناسبت هايي مانند: روز صادرات، روز امور تربيتي، روز ملي حمايت از حقوق مصرف كنندگان، روز بهره وري، روز ازدواج، روز صنعت چاپ و حتي روز گل و گياه!

اگر با نگاهي كنجكاوانه، تقويم سالانه خويش را ورق بزنيد عناوين و مناسبت هاي مختلفي از اين دست، برخواهيد خورد. اما شما از همان برگ اول فروردين گرفته تا 29 اسفند، روزي را به نام «شهردار» نخواهيد ديد!

 

شايد تعجب كنيد اما واقعيت دارد. در تقويمي كه حتي براي كودك و دختر و سالمندش «روز تجليل» در نظر گرفته شده و براي دريانورد و دامپزشك و صادر كننده اش مراسم نكوداشت برگزار مي كنند، در تقويمي كه «اصناف» هم براي خودشان روز ويژه اي دارند چرا شهرداران و كاركنان شهرداري از چنين امتيازي محروم باشند؟!

«مناسبت مرجع» هم براي اين روز كم نيست. كما اينكه از چند سال پيش تاكنون تلاشهاي گسترده اي براي گنجاندن نام «روز شهردار» در تقويم ايراني صورت گرفته تا سالروز شهادت «شهيد مهدي باكري» سردار سرافراز آذربايجان كه روزگاري شهردار شهر اروميه بوده به عنوان مرجع اين مناسبت انتخاب شود اما متاسفانه اين تلاشها و پيگيري ها به نتيجه نرسيده است.

شهيد باكري را اكنون همه ي ايران مي شناسد، حداقل ساكنان شهرهاي آذربايجان از ساده زيستي، جديت، مردم داري و لياقت او در دوران تصدي شهرداري اروميه آگاه هستند و حكايت ها و روايت هاي بسياري در اين رابطه نقل مي شود. پس چه مناسبتي از اين بهتر كه سالروز شهادت «شهردار شهيد آذربايجان» به نام روز شهردار در تقويم هاي رسمي ما گنجانده شود.

چندي پيش شوراي فرهنگ عمومي كشور، بررسي مناسبت هاي مصوب تقويم رسمي ايران را در دستور كار خود قرار داد و مصوبات و نتايج استخراج شده ي اين شورا بسيار جالب توجه است. نه تنها مخالف اين نامگذاري ها نيستيم بلكه نامگذاري ها بسيار به جا و اصولي صورت گرفته است. به برخي از اين مناسبت هاي جديد توجه كنيد:

-         سالروز شهادت علي دلواري به مناسبت روز مبارزه با استعمار انگليس

-         سالروز شهادت دكتر چمران روز بسيج اساتيد

-         سالروز شهادت سيد مرتضي آويني روز هنر انقلاب اسلامي

-         پنجم خرداد به بهانه حمايت از خانواده هاي زندانيان روز نسیم مهر

و مناسبت هاي ديگري تحت عناويني چون: روز ورزش زورخانه اي، روز آزادسازي مهران، روز آزاد سازي سوسنگرد ، روز ثبت احوال و ...!

آيا انتخاب سالروز شهادت شهيد باكري در تقويم هاي رسمي كشور به عنوان

 «روز شهردار» انتظار بي جايي بود؟!

به نظر مي رسد مصوبه شوراي اسلامي شهرهاي تبريز و اروميه در خصوص نامگذاري 25 اسفند (سالروز شهادت مهدي باكري) هم راه به جائي نبرده است.

از طرفي اظهار نظر معاون فرهنگي شهرداري تهران در خصوص تصويب نامگذاري 25 اسفند به نام روز «شهر و شهرداري» در شوراي فرهنگ عمومي كشور هم جز يك خيال خوشبينانه و وعده ی اميدوار کننده، چیزی بيش نبوده است. چرا كه نه در تقويم سال 1390، و نه در تقویم سال 1391 چنين روزي را شاهد نيستيم. در اين صورت اظهار تمايل شهرداران مشهد و تهران( دكتر قاليباف) براي برگزاري «روز ملي شهردار» هم نتوانست دست اندركاران تنظيم تقويم رسمي كشور را به نامگذاري چنين روزي راضي نمايد.

اگر باور داريم كه شهرها كانون پيدايش اجتماعات بشري و تمدن هاي انساني هستند، اگر باور داريم كه نزديك به 75 درصد از مردم ايران در شهرهايي سكونت دارند كه انبوه مشكلات ريز و درشت از سر و روي آنها بالا مي رود آيا ضرورت نداشت كه روزي هم به نام شهرها و شهرداري ها نامگذاري شود؟!

حتي اگر همه ي شهرداران و كاركنان آنها را نگوئيم، حداقل، افراد ايثارگر، خدوم و زحمت كش بسياري در شهرهاي ما مشغول خدمت به ساير شهروندان هستند كه منش اسلامي و ايراني ما ايجاب مي كند تا روزي به نام آنها نامگذاري شود.

روزي به نام شهر و شهرداري شايد كه توجه دولتمردان به موضوع شهرها و مشكلات ريز و درشت آنها جلب شده و روزي فارغ از مسايل سياسي و جناحي، دغدغه هاي شهر و شهروندان در صدر اخبار ما قرار گيرد.

البته اين نوشتار قصد دفاع از عملكرد هيچ شهردار و شهرداري را در سطح کشور ندارد اما بر اين عقيده پاي بند است كه دلاوري ها و رشادت هاي «شهردار باكري» توجهي بيش از اين را مي طلبد تا همه شهرداران كشور با الگو قرار دادن رفتار، گفتار و منش  آن بزرگوار، طرحي نو در اداره ي «شهرهاي غوطه ور در درياي مشكلات»  ما در اندازند!