در مدح یا رد گسترش روابط تجاری با چین

دیبای چین و قبای ایران زمین !

محمد امین خوش نیت

1)     "چین " برای ما مردم ایران سرزمین عجایب و شگفتی هاست . در دوران کودکی آنزمان که پای قصه های مادربزرگ ها می نشستیم چین جایی بود که شاهزاده ها و افسانه هایش به همراه اژدها که نماد این کشور بود برای ما بسیار جالب می آمد. و مهمتر از همه اینکه تاجرها اجناس زیبا و خوبشان را از چین وارد می کردند . خلاصه آنکه همه ما اشتیاق بسیار داشتیم که بدانیم این سرزمیبن چین و ماچین کجاست ؟!

اکنون نیز چیزی از آن شگفتی ها کم نشده است . یکه تازی اش در تعدد مکاتب و مکاسب و وسعت و گستردگی جغرافیایی اش زبانزد خاص و عام است و کثرت مردم و سخت کوشی آنها تمثیل محاورات اجتماعی و خانوادگی ماست. ضمن آنکه آموزه های دینی و ادبی ما نیز نمونه های بسیاری برای کاربرد نام " چین " دارد.

اگر رسول خدا می خواهد اهمیت علم آموزی و تشویق پیروان خود برای دانش اندوزی را یادآوری کند با ایهام و اشاره آنها را به رفتن به سین ( چین ) ترغیب می کند : ( اطلبوالعلم بالسین )

وقتی در دیوان شاعران سیر می کنیم بارها و بارها به نام چین برخورد می کنیم . بیراه نیست اگر بگوییم که آشنایی ایرانیان با چین سابقه ی دیرین چند صد ساله دارد .

حریر و دیبا و صنم ( بت )، نگارستان و خاک چین واژه هایی آشنا در ادبیات ما ایرانی هاست. آنجا که سعدی چنین سراید :

همه عالم صنم چین به حکایت گویند

صنم ماست که در هر خم زلفش چینی است

این علاقه و آشنایی و رابطه تا بدانجا پیش رفته که حتی در ادبیات ما تجارت با چین نیز به عنوان موضوعی برای خلق آثار و حکایت ها شده است. تجارت در بلاد چین و سفر به سین رویایی بوده که ایرانیان کم و بیش با آن آشنایند .

اما اکنون این رویای دور به کابوسی برای ما مبدل شده است .

هر جا از عیب و نقص کالایی سخن به میان می آید شاه نشین نطق و بیان کالای چینی است. وقتی به تجارت روی آورده و سری به بازار می زنی انبوه کالاهای سرزمین شگفتی ها را چیده بر پیشخوان دکه ها و حجره ها می یابی. به قول معروف از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد اما از نوع چینی آن ! در بساط فروشندگان ایرانی پیدا می کنی ! با این همه هنوز یک نقطه ی نامکشوف باقی است .

2)     به رغم آنکه همه ما از نامرغوب بودن کالاهای چینی ناله ها کرده و نقدها می کنیم اما چنان به خرید این اجناس رغبت و تمایل نشان می دهیم که حتی چینی ها نیز باورشان شده که اجناس آنها در بازارهای جهانی بی رقیب است !

چرا که بازار های کشورهای خاورمیانه بهترین فرصت و محل برای ارائه کالاهای ارزان قیمت و کپی شده ی چینی هاست .

چینی ها به خوبی در امر بازاریابی گوی سبقت را از همه رقبای داخلی و خارجی ربوده اند .

در کپی برداری ید طولایی دارند و در ارزانی بی رقیبند. کمترین دستاورد این واردات بی حد و حصر ورشکستگی تولیدات داخلی است. اما آیا رواست که برای تسکین آلام خود به کشوری بیگانه که تنها سود خویش را دنبال می کند و به ارزشها و آمال ما کاری ندارد ناله و نفرین کنیم و تقصیر ناکامی خویش را بر گردن چشم بادامی های سرزمین دور بیندازیم ؟

3)     مبادلات تجاری و اقتصادی ایران و چین سابقه ای طولانی دارد .

در سالهایی که تنش های جهانی با ایران به اوج خود رسیده بود یعنی در سالهای تحریم اقتصادی و تسلیحاتی (دهه 60) کشور چین یکی از تامین کنندگان تسلیحات موشکی و نظامی ایران بود .

عمده ترین شریک تجاری ایران در اولین سالهای بعد از جنگ تا حدودی عقب نشست اما در طی سالهای سازندگی، چین یکی از امضا کنندگان پای اکثر قرار دادهای بزرگ نفتی ایران بود.

کار به همین جا ختم نشد. چینی ها در این سالها با چالشهای بسیاری روبرو بودند . تغییر وضعیت سیاسی جهان و تک قطبی شدن آن و فروپاشی نظام کمونیستی (شوروی) چین کمونیستی را در یکی از حساس ترین شرایط سیاسی و تجارت خارجی قرار داد .

رشد فزاینده ی بیکاری و فراتر رفتن جمعیت آن از یک میلیارد نفر مدیران و مسئولان اقتصادی چین را به صرافت انداخت تا در مبادلات تجارت جهانی سهم اساسی برای خود بگیرند چرا که برای سیر کردن شکم این همه انسان دیگر تاکتیک ها و مرام نامه های حب کمونیست دیگر افاقه نمی کرد. از همین رو با روی آوردن به بازارهای مستعد خاورمیانه در طی دو دهه به یکی از قطب های اقتصادی جهان مبدل شدند .

حالا نبض سهام بازارهای غربی از آمریکا گرفته تا کانادا و انگلیس به جریان بازار های چینی و ارزش دلار و یورو به ارزش یووان چین بستگی دارد. نه تنها بازارهای داخلی ایران که بسیاری از بازارهای کشورهای عربی و حوزه دریای خزر اکنون میزبان کالاهای چینی است. از اینکه چینی ها چنین رندانه و زیرکانه بازارهای ما را به تصرف خود درآورده اند بر آنها هرجی نیست چرا که انها برای سیر کردن شکم یک میلیارد نفر انسان به هر دری می زنند .

از سوی دیگر تحریم های نفتی و اقتصادی ایران در طی سالهای اخیر باعث نزدیکی دو کشور ایران و چین گردید .

چین کمونیستی به نسبت بسیاری از کشورهای مسلمان دیگر شریک مطمئن تری در معادلات سیاسی بود. چین هرگز در چالش ها و مجادلات سیاسی و هسته ای طرف ایرانی خود را تنها نگذاشت و اگر اکنون آمریکا و هم پیمانانش برای تشدید تحریم ها و حمله نظامی علیه ایران به نتیجه نرسیده اند یکی از علل آن ناشی از آن است که وتوی رای چین را مانع کار خود می بینند. این رویکرد همواره موجب نزدیکی دولت های چین و ایران شده است. در چنین احوالی طبیعی است که به موازات گسترش روابط سیاسی، روابط تجاری و اقتصادی این دو کشور نیز توسعه یابد. اما اینکه این توسعه روابط چه شاخص ها و الزاماتی باید داشته باد به طرف چینی بستگی ندارد. به طرف خریدار بستگی دارد که چه جنسی را سفارش داده و خواهان آن است!

سوال مهم این است که آیا به راستی چینی ها چنین مصمم شده اند که آبروی تجاری و سابقه تاریخی خویش را به قیمت سیر کردن شکم شهروندان خود به باد داده و برای دست یافتن به منافع زودگذر اقتصادی حیثیت اقتصادی خویش را در دراز مدت به حراج بگذارند ؟

پاسخ کارشناسان اقتصادی و تجار باسابقه به این سوال منفی است. پاسخ به  این ابهام را نه در مبدا صادرات (چین ) که باید در اسکله های بارگیری و باراندازی ما ایرانی ها پیدا کرد .

 ایرانی ها خود طالب کالاهای نامرغوب اما ارزان چینی هستند و گرنه اجناس مرغوب و با کیفیت چینی اما به بهایی بالاتر نیز فراوان است ! به قول معروف : هرچقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری!

4)     کلیدی ترین نکته  برای حل بسیاری از ابهامات موجود در امر واردات بی حساب و کتاب کالاهای خارجی را می توان در شعار سال 91 و رهنمود های مقام معظم رهبری یافت .

" سال تولید ملی، کار و نیروی انسانی "  و عمل به الزامات و ابتکارات ابداعی آن و نیز شناسایی راهکارهایی برای عمل به منویات رهبری می تواند پاسخ روشن و معقولانه ای به بسیاری از ابهامات و بلاتکلیفی های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ما در برخورد با چینی ها بدهد .

آنجا که اشتغال زایی برای جوانان ایرانی و حمایت از تولید ملی و سرمایه ایرانی در اولویت باشد باید سازو کار مناسب و مقتدرانه ای برای نوع تعاملات تجاری ما با سایر کشورها تعریف و تبیین شود.

هرچند حریر و دیبای چینی به قیمتی ارزان در دسترس ماست اما عقل و منطق ایرانی حکم می کند که به قول مرحوم اقبال لاهوری :

از خواب گران خیز

خاور همه مانند غبار سر راهی است

یک ناله خاموش و اثر باخته آهی است

هر ذره این خاک گره خورده نگاهی است

از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

از خواب گران خیز