75_91) پایتختی تبریز
سنگ بزرگی به نام پایتخت شدن تبریز!
تبریز پایتخت؛ از ادعا تا واقعیت
خوش نیت
یکی از نمایندگان مردم تبریز،آذرشهر و اسکو در ادعایی عجیب مدعی شده است که طرح انتقال پایتخت به تبریز را پیگیری می کند!
ادعای عجیبی که در ظاهر می تواند مایه ی افتخار و خرسندی دوستداران آذربایجان و تبریز گردد اما چنین نگاه عوامانه به پدیده های سیاسی و ژئو پلیتیک نه تنها نمی تواند به این سادگی عملیاتی شود بلکه می تواند مایه تشتت و تشویش اذهان و ایجاد برخی مطالبات غیر حقیقی و توقعات نسنجیده گردد. و چه کسی است نداند که چنین حرف های بی پایه ای تا چه اندازه می تواند منافع ملی و مصالح کشور را در این شرایط خاص سیاسی مورد خدشه قرار دهد.
1) طرح انتقال پایتخت از تهران به دلیل مشکلات گسترده ی این شهر مدت هاست که از دستور کار دولت، مجلس و کلا مسئولان رده بالای نظام و جمهوری اسلامی خارج شده و هرگز در اولویت برنامه های میان مدت قرار ندارد. کشور ما هم اکنون با مسائل مهم و پیچیده تری روبروست که مصالح جامعه درتمام ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن در حال حاضر ایجاب می کند تا به جای سرمایه گذاری بر روی چنین طرح های غیر اجرایی و پر طمطراق به مسایل مهمتری پرداخت. چند سال پیش که برای اولین بار طرح انتقال پایتخت در آغازین سال های بعد از پایان جنگ تحمیلی مطرح شد این طرح به دلایل مختلف از سوی کارشناسان سیاسی و اقتصادی رد شد. چرا که به دلیل مترتب بودن هزینه های سنگین مالی و اجتماعی بر آن طرحی شعاری و عقیم اعلام گردید. برای انتقال احتمالی نیز به دلیل مشکلات عدیده ی کلانشهرها مقرر شده بود تا در صورت مدنظر بودن طرح انتقال شهر های جدیدالاحداث یا شهر های کوچک تر نظیر سمنان و کاشان مد نظر قرار گیرد. بااین حال چه در آن زمان و چه در سال های بعد از آن انتقال پایتخت به تبریز هرگز مطرح نبوده است.
2) طرح انتقال پایتخت به شهری دیگر طرحی عظیم و بین المللی است که مختصات و شرایط خاص جهانی خود را نیاز دارد که آن شرایط و مقدمات هرگز و هم اکنون در کشورما فراهم نیست. مگر آنکه هدف از طرح چنین مباحث شیرین و حیرت انگیزی! جوسازی های تبلیغاتی باشد. مسایلی نظیر: انتقال سفارتخانه ها و مراکز سیاسی گرفته تا فرودگاه های بین المللی و بازارهای بزرگ اقتصادی، از انتقال دستگاه های سخت افزاری گرفته تا طرح انتقال منابع انسانی و نخبگان و مدیران و هکذا خانواده های آنان ! از انتقال مراکز علمی معتبر و مورد وثوق جهان گرفته تا مراکز مهم عقیدتی و مذهبی و ملی که تنها انتقال یک مورد از آنها، سالها وقت و انرژی می برد.
3) هم اکنون به لحاظ همه ی مشکلات و موانع و هزینه های سنگین مالی و معنوی در کمتر کشوری طرح انتقال پایتخت اجرایی می شود. بلکه به جای آن معمولا سعی می شود برخی دستگاه های اداری و دولتی در فاصله ای دورتر از پایتخت اما کنار آن فعالیت نمایند. ضمن آنکه حل مشکلات پایتخت بیشتر مد نظر قرار می گیرد تا پاک کردن صورت مسئله ! توکیو، پکن، لندن و سایر پایتخت های کشورهای توسعه یافته هم جمعیت بیشتری از تهران دارند و هم شرایط جغرافیایی نامناسب تری در مقایسه با تهران دارند اما هرگز آنها تلاش نمی کنند که پایتخت را که نماد هویت و قدرت یک کشور است به شهر دیگری منتقل کرده و به دنبال هویت جدیدی باشند. حتی در کشوری مانند مالزی که طرح انتقال محدود پایتخت را از دهه های گذشته دنبال می کنند تنها با انتقال سازمان های دولتی وبرخی وزارتخانه ها به شهر جدید «پوتراجایا» موافقت شده و نه انتقال پایتخت! برای اینکه انتقال پایتخت تاثیرات و ابعاد سیاسی و جهانی گسترده ای دارد که ساده انگاری است اگر تنها از زاویه تغییر عنوان یک شهر به آن نگاه کرد.
4) با انتشار این خبر در برخی سایتهای خبری و خبرگزاری ها برخی از شهروندان و چه بسا دوستداران این نماینده ی محترم در پوست خود نگنجیده و آن را عامل ترقی و پیشرفت تبریز دانستند. غافل از اینکه هرگز نباید به چنین طرح عظیمی که جزو برنامه های استراتژیک و راهبردی نظام و رهبری نطام به شمار می آید چنین ساده و عوامانه نگریست.
انتقال پایتخت ایران به تبریز شاید بر روی کاغذ برای تبریز منافعی داشته باشد اما در عمل ( به فرض محال انتقال آن) هرگز نفعی برای این شهر نخواهد داشت. ساده ترین عوارض آن این است که می تواند ناقل مشکلات و ناهنجاری های گسترده به شهر تبریز باشد که هرگز با فرهنگ و رسوم و جایگاه تبریز تناسب و سازگاری ندارد. گواه این ادعا مشکلات گسترده ای است که اکنون تهران با آن دست به گریبان است. بنابراین عقل سلیم حکم می کند برای دور ماندن این شهر پیر و زیبا و مدرن از آن همه مشکلات و معضلات، از خیر پایتخت شدن آن بگذریم. اکنون مدیران شهری و سیاسی تبریز در تلاش هستند تا این شهر را از خیل مهاجران، ساکنان دایمی و فصلی و ادارات گسترده تجمیع شده در تبریز تخلیه کنند تا این شهر که خود با مشکلات عدیده ای روبروست اندکی نفس تازه کند! حال انتقال پایتخت شلوغ و پر معضل چه فخری و حسنی می تواند برای تبریز داشته باشد جای سوال و ابهام بسیار است. ای کاش به جای طرح چنین مباحث ناممکن و بعیدی که جز تشویش فکر و ذهن مردم ثمر دیگری ندارد به مشکلات اساسی تر پرداخته شود.
آذربایجان در حال حاضر با مشکلات ریز و درشت بسیاری دست و پنجه نرم می کند که تدبیر و هماهنگی و پشتکار و پیگیری نمایندگان و مسئولان و مردم را طلب می کند .
مشکلات و مسائلی نظیر: خشک شدن دریاچه اورمیه، مسکن زلزله زدگان آذربایجان، وضعیت مراکز درمانی و بهداشتی، مشکلات ترافیک و واگن های متروی تبریز، جاده ها و اتوبان های غیر ایمن و غیر استاندارد، و ده ها مشکل دیگر ...!
راستی این ضرب المثل را هم فراموش نکنید که : سنگ بزرگ علامت نزدن است!
محمد امین خوش نیت هستم متولد ماه خرداد سال پلنگ!کارشناس ارشد روزنامه نگاری و روزنامه نگار (آذربایجان شرقی).