18_92) سو استفاده از متانت عزت...
توضیحات عزتالله انتظامی درباره علت همراهی کردن رحیم مشایی در روز ثبت نام
سو استفاده از « متانت عزت » برای رسیدن به «شهرت »!
عزت الله انتظامی، بازیگر سینما و تئاتر ایران، که در زمان ثبت نام اسفندیار رحیم مشایی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به وزارت کشور رفته بود، با انتشار یادداشتی درباره علت حضور خود در وزارت کشور توضیح داد.
در آخرین روز ثبت نام کاندیداها،عکس هایی از عزت اله انتطامی در سایت ها و خبرگزاری ها در کنار محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی در وزارت کشور، منتشر شده بود، این تصور را برای بسیاری ایجاد کرد که او رئیس جمهور و مشاورش را برای ثبت نام آقای مشایی همراهی کرده است. بدین ترتیب این امر باعث ایجاد شبهه و شایعات گوناگونی در مورد حمایت انتظامی از رحیم مشایی در بین هنرمندان، رسانه های گروهی و نیز دوستداران این هنرمند شد.
اما عزت الله انتظامی در یادداشتی افشاگرانه از شان و جایگاه هنری خویش دفاع کرده و از اینکه مورد استفاده ی ابزاری قرار گرفته گله مندی کرده است. او در این یادداشت نوشته است: روز ۲۱ اردیبهشت، از دفتر ریاست جمهوری به او اطلاع دادند که "آماده باشید ماشین می آید دنبالتان."

به نوشته آقای انتظامی، او ماه ها برای ثبت بنیاد فرهنگی و هنری عزت الله انتظامی "دوندگی" کرده بود و با وجود نامه رئیس جمهور به وزیر ارشاد و وزیر کار در این زمینه، هنوز این بنیاد به ثبت نرسیده بود. به همین دلیل پس از تماس تلفنی از سوی دفتر ریاست جمهوری، تصور کرده بود که قرار است ثبت این بنیاد به نتیجه برسد:
"ناچار فکر کردم دست به دامن آقای مهندس مشایی شوم. هفته قبل به ایشان پیغام داده بودم که واجب العرضم و برای مذاکرات باید خدمت برسم. فورا لباس پوشیدم. چیزی نگذشته بود که خبر دادند ماشین آمده. با سرعت رفتم پایین. شخصی که در مسیر مرتب با بی سیم صحبت می کرد به کسی که آن طرف خط بود گفت بله ایشان آمدند. حرکت کردیم."
پس از ورود به کاخ ریاست جمهوری، "ناگهان آقای مشایی سمت ماشین ما آمد. شیشه ماشین را پایین کشیدم و گفتم مختصر عرضی دارم که به کمک شما احتیاج است. گفت با ما بیایید همین امروز انجام می دهم. آقای مشایی سوار ماشینِ بزرگِ سفید رنگی شد و ما بلافاصله پشت سر او حرکت کردیم... ناگهان دیدم میدان فاطمی هستم... تازه فهمیدم اینجا وزارت کشور است!"
"به محوطه که رسیدیم من را از راهروهای طولانی بردند... به جایی رسیدیم که مملو از جمعیت بود. آقای رییس جمهور و مشایی و عده ای دیگر، همه آنجا بودند. مرد جوانی آمد و مرا همراه خودش باز به راهروهای تودرتو دیگری برد. واقعا خسته شده بودم... مجبور بودم با عصا پا به پای او راه بروم. به سالن بزرگی رسیدیم. آنجا یک صندلی سه نفره فلزی آبی رنگ دیدم خودم را به آن رساندم و روی صندلیِ وسط نشستم. ناگهان دیدم آقای مشایی و آقای رییس جمهور و چند نفر دیگر که همراه آنها بودند از روبرو به طرف من می آیند. آقای مشایی طرف چپ من و آقای رییس جمهور طرف راست من نشستند. ناگهان اطرافمان پر شد از دوربین های عکاسی. آقای مشایی گفت "چی شده؟ یه خرده شاد باشین! " من حرفی نداشتم که بزنم. عکاس ها تند و تند عکس می گرفتند. عکسشان را که گرفتند محل را ترک کردند و من بازهمان جا بهت زده وسط آن صندلی سه نفره تنها ماندم. مرد جوان که آمد مرا ببرد خانه، گفتم چه شد؟ گفت امروز که دیگه نمیشه بعدا انشاالله اوراق رو براتون میاریم."
عزت الله انتظامی در پایان یادداشت خود که با عنوان خطاب به "مردم سرزمینم" نوشته شده، آورده است "من برای شما همیشه همان عزتم، همانی که از سیزده سالگی در تماشاخانه های لاله زار با تشویق های شما بزرگ شده ام... همانی که همراه شما با درد های ایران بسیار گریسته ام و با شادی هایش لبخند ها زده ام... برای شما من همیشه همان عزتم..."
محمد امین خوش نیت هستم متولد ماه خرداد سال پلنگ!کارشناس ارشد روزنامه نگاری و روزنامه نگار (آذربایجان شرقی).